X
تبلیغات
سایت روستای ابربکوه (اورابکی) اردبیل

با سلام در صورت تمایل می توانید عکس های برگزیده خود از روستا ابربکوه را به ایمیل آدرس abrbekoh@gmail.com ارسال تا در سایت درج گردد.

با آرزوی سلامتی و توفیق روافزون ٫ خوشحالیم که اولین سایت ابربکوه با اقبال و استقبال زیادی روبرو شد و پیام عزیزان همشهری که دلگرم کننده است سرازیر شد. ما اورابکی را دوست داریم ،چون علاقه آن در خون ما است، به صداقت،تعهد،پشتكار،وافتخار آفريني هاي هموطنان ابربکوهی مان عشق مي ورزیم.

بسیارند اورابکی لی هایی که به دلیل مهاجرت پدرانشان به تهران و سایر شهرها تاکنون ابربکوه را ندیده و اطلاعاتی نسبت به آن ندارند . جوانان ٫ دختران و پسرانی که اغلب قوم و خویشی در اورابکی نداشته و بعد مسافت نیز مزید علت شده تا ابربکوه را ندیده باشند. (ناگفته نماند مهمانوازی و صفای اهالی ابربکوه زبانزد است )خوشبختانه این وبلاگ توانست فضایی را فراهم آورد تا اطلاعات و عکس هایی از ابربکوه در اختیار این عزیزان قرار گیرد و علامت سوال هایی که وجود داشت از میان برود. 

مهمتر این که با ایجاد این سایت علاقه مندی بیشتر این عزیزان به اورابکی و طرح سوال هایی جدید و برنامه سفر به زادگاه اجدادی مان را فراهم شده است.

هم ولایتی هایی که در شهرها دور و کشورهای دیگر درخواستهای زیادی مبنی تهیه گزارش تصویری از ابربکوه ارائه کرده بودند که خدا را شکر فرصتی شد تا عکس هایی از روستایمان را تهیه و در سایت قرار دهیم.

خبر خوش دیگر اینکه شاهد افتتاح سایت ها و وبلاگ های دیگری به نام روستای ابربکوه هستیم و این قدم های  فرهنگی و علمی و تجاری را ارج نهاده و امیدواریم که هر ابربکوهی یک سایت برای ارتقا و معرفی روستای ابربکوه ایجاد کند.

https://www.facebook.com/abrebekouh

شایسته است به منظور توسعه و ارتقا مطالب پیرامون روستای ابربکوه از کپی کردن مطالب و عکس پرهیز کرده و موازی کاری نکنیم چرا که در این صورت قدمی جلو نرفته ایم و یک سایت تکراری ایجاد کرده ایم . اما اگر سایتی را با مطالب جدید پیرامون روستای ابربکوه  ایجاد کنیم بسیار کاربردی و مفید خواهد بود و به آگاهی ما در مورد ابربکوه اضافه می شود.

به همروستایی گرامی آقای حیدر ببری ابربکوه و دوستانش به خاطر ایجاد یک وبلاگ برای ابربکوه خیر مقدم می گوییم. امیدواریم ایشان با توجه به مسئولیتی که در روستا دارند بتوانند با دریافت پیشنهادات سازنده از مردم ، جهت آبادانی روستا ابربکوه قدم های دیگری بردارند.

 

نوشته شده توسط اورابکی لی  | لینک ثابت |


Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

لازم است تشکر و قدردانی از هم ولایتی های عزیز در جای جای ایران و خارج از ایران داشته باشیم که با ارسال نظرات و پیشنهادات خود ما را دلگرم و غافلگیر نموده اند و آنچه مشهود است بینش و آگاهی بالای مردم عزیز روستای ابربکوه ( اورابکی ، ارابکی) در مطالب ارسالی می باشد. بحمداله مطالب گردآوری شده  مورد توجه مخاطبین عزیز قرار گرفته است.

بخشی از پیام های همشهریان را می خوانیم:

ثمرینی : سلام  خیلی جالب است واقعالذت بردم  بنده متولدثمرین هستم آن زمان در رستای ابربکوه فقط اول دوم ابتدایی بود وشاگردان بالاتر جهت تحصیل به مدرسه نوبنیاد ثمرین می آمدند درآن برف وزمستان بسیارسخت ، همشاگردی من آقای حسین آزاد بود شاگرد بسیار خوبی بود دهه پنجاه ، مطیع ، موسوی ها یادش بخیر ازروستای شما بودند من خیلی خاطره ازابربکو دارم ماجمعه ها برای استحمام می رفتیم حمام ابربکوه و... بنده پیرقوللوثمرین هستم اگرازهمشاگردیهایم خبری باشد ازطریق همین سایت خبردهد خوشحال می شوم.
من عکسی ازاین سایت دردسک تاپم گذاشتم وازدیدنش لذت می برم درست درمنتهی الیه این عکس ییلاقی است بنام گیگل ثمرینیهاکه ییلاق پدری مابود باور کنید من کودکی ام را درلابلای دره ها وتپه های آن گم کرده ام واین تصویر درست روربروی ادام قیه سی گرفته شده چقدر خاطراتم زنده شد .ازبزرگترها تون بپرسید برایتان می گویند درانتهای ملک ابربکو ییلاقی است بنامه قاری مزاری که پدران ماازافرادابربکوخریده اند وهمیشه بنام مالک قبلی می گفتند مثل چمن سرهنگ،چمن سورخای،چمن البابا،چمن علیگشاد علی صفا ، وچمنهای صاحبعلی وتوکل ومومن وموبی و...ازقدیمی های ابربکو که همگی مطمئنا به رحمت خدارفته اند.

 

وثوق نیا : با سلام خدمت شما که برای این سایت زحمت زیادی میکشید امیدوارم همیشه موفق باشید.

همرنگ : این زباله ها چهره روستا را خیلی زشت کرده و باید فکری برایش کرد ، حیف است روستا به این زیبایی چهره زشتی بخود بگیرد. با سلام روستای ابربکوه یکی از زیباترین روستاهای کشور است بیاییم در پاکیزه نگه داشتن آن بکوشیم واقعا حیف است روستا به این زیبایی در ورودیش به روستا این همه زباله باشد بیاییم با کمک هم این روستای زیبا را زیباتر کنیم.

روستای ابربکوه یکی از بکرترین مناظر موجود در روستاهای اطراف را دارد ولی نمیدانم چرا از نظر پیشرفت از روستاهای دیگر خیلی عقب است بنظر من بعضی از ابربکوهی ها بجای اینکه سر ازکار یکدیگر در بیاورن یه کمی بفکر اعتلای روستا باشن وظعیت روستا خیلی بهتر میشود.

محرمی ثمرین : تصاویر خیلی عالی خواهشن نظرام را تایید کنید .

موسوی ابربکوه : سلام و تشکر ، با دیدن تصاویر روستا ابر بکوه خاطرات دوران کودکی برایم تداعی شدند ، ای کاش تصاویر بیشتری از اونجا در این سایت موجود بود .

حجت خلیلی ثمرین : سلام دوست عزیز با تشکر از انتشار مطالب مهم در خصوص روستا بنده از ثمرینی های مقیم تهران هستم میخواستم در صورت امکان وبلاگ بنده را نیز در لیست وبلاگ های خود قرار دهید و بنده نیز وبلاگ شما را در سایت خود نمایش میدهم.

اکبران : من 55سال سن دارم وبعد از40 سال به وطنم بازگشته وملک پدری ام را احیا نمودم چرا اسم مرا بعد از 5 سال سکونت در آمار قرار نداده اید و از دره شیرمحمد که به سه پسرش (تراب و ذولفقار و پیری) اسمی نبرده اید ؟
لطفا امکان اینو که تمامی پیام ها در سایت نمایش داده شود رو بگذارید.
من سعی میکنم هفته ای یه پیام بگذارم.
فکر میکنم یه ذره دارید پارتی بازی میکنید.
با تشکر فراوان از سایت خوبتون .
لطفا به روز باشه.

محمد : با سلام . اینجانب به عنوان مهمان و یکی از بستگان ساکنین روستای زیبا ابربکوه خواهشمند است امکان نمایش عکسهای گرفته از روستا را به ما(مهمانان) بگذارید. با سلامم. اگه اهالی روستا با هم باشند خیلی از مشکلات زودتر حل میشه.
یکی از مشکلات راه یا همان کوچه داخل روستا. اگه هرکس جلوی راه خونش یا زمین داخل روستا رو صاف کنه دیگه اینقدر جاده بدی نخواهیم داشت.

 ببری ابربكوه : سلام ممنونم که این وبلاگ رو درست کردید.

وثوق نیا : من وثوق نیا از خانواده محمدعلی همرنگ ابربکوه( خان یاور)هستم و اصالتا کاشانی ام.چند باری که دراین سالها به ابربکوه امده ام مجذوب طبیعت بکرو زیبای آن شده ام مخصوصا اوزون بلاغ که طبیعت بسیار قشنگی دارد. امیداست که این روستا باتلاش همه ی ابربکوهی ها روزبه روز زیباو دست نخورده باقی بماند.

لطافت ابربکوه: با سلام من محمد لطافت به خودم می بالم که ابربکوه پسوند نام خانوادگی من است و من نیز در آنجا به دنیا آمده ام.چقدر خوشحالم که یکی از فامیل من انجام چنین کار زیبا و پسندیده را در شناساندن روستای مان زحمت فراوان متحمل شده که از ایشان تشکر فراوان دارم .سپاس از بنیانگذار این سایت در شناساندن روستای ابربکوه امیدوارم اهالی روستا با یکدیگر همدل و متحد باشند مانند دیگر روستاهای اطراف و با هم مهربان بوده و به هم دشمنی نورزند دوری جویند چون ازخون همدیگر هستند و همه از اقوام فامیل یکدیگرند به امید روزی که صلح صفا بین اهالی بیش از پیش باشد.

خیری ابربکوه:  علی خیری ابربکوه هستم . زحمت زیادی برای تهیه وبلاگ کشیده اید ان شاء الله همیشه موفق باشید.

آشنایی ابربکوه : با سلام وصلوات بر محمد وآل محمد نصراله آشنایی ابربکوه هستم خدمت دوستان ومراجعه کنندگان به این سایت برسانم که تعدادی از اسامی کسانی که ابربکوهی هستند ودراین سایت ثبت نشده است از جمله . آشنایی و نوحی و...

 باسلام نصراله آشنائي ابربكوه هستم ممنونم از اينكه نام هاي آشنايي ونوحي را هم بين اسامي كساني كه ابربكوهي هستند قرارداديد.خوشحالم از اينكه پسر عمه و پسر خاله ام از اين سايت ديدن نموده اند ، سلام وعرض ادّب خدمت هر دوي آنها دارم. خدا نگهدار

محمدی : از وبلاگ و اطلاعات و تصاویری که گذاشته بودید از شما تشکر میکنم با توجه به اینکه در ایام قدیم زیاد رفت و آمد داشتیم خیلی جالب بود موفق باشید.

موسوی : سلام من یک ابربکوهی هستم ازدیدن این وبلاگ خوشحال شدم خوشحال شدم میتوانم عکسهایی از این روستا ایمیل کنم.

محمدی : با سلام من پسری 18 ساله ای هستم که در تهران به دنیا امده ام ولی پسوند ابربکوه دارم و پدرم هم گفته که روستای ما در اردبیل است ما لحظه شماری می کنیم برای دیدن عکس های ابربکوه . با تشکر از وبلاگ زیبایتان

امیر: سلام و درود به شما دوست و همشهری عزیزم.از اینکه این وبلاگ رو راه انداختی ممنون.من بچه ابربکوه یا همون اوربچی خودمون هستم ولی متاسفانه تا حالا اونجارو ندیدم ولی خیلی دوست دارم که خیلی زود بیام . ولی در عین حال زبون مادری مو فراموش نکردم و کاملا تو خونه ترکی صحبت میکنیم.اجه الور منیم ایمیلیم نچه دن عکس چندیمیزدن یولا.

محمود : سلام و ممنون به خاطر وبلاگت اگه یه کم ارتقاش بدی قشنگترم میشه من 18 سالمه یکی از ابربکوهیهای اصیلم امیدوارم مطالب بیشتری بذاری اگه عکسم بذاری که عالی میشه

ميثم : سلام همشهري من بيست وچندسالمه واربكيلم.ازديدن وبلاگت خوشحال شدم.آفرين ازمحلمون تو تهرانم بنويس

 

 امیر : سلام وخسته نباشی.هر کمکی که بخوای میتونی واسه ارتقاع سایت روی من هم حساب کن هم مالی و هم.....

قلایی فر: لطفا عکس های روستا را بیشتر کنید.

موسوي ابربكوه : باعرض سلام وتشكر و قدرداني از زحمات شما كه در تهيه اين وبلاگ خيلي قشنگ و جالبي متحمل شده ايد. لطفا عكس هايي درباره ساكنين قبلي و فعلي روستا تهيه كنيد. هرگونه كمكي هم خواستين در خدمتم .

منظوری ثمرین : سلام وخسته نباشید وبلاگ منو با آدرس فوق لینک کن بعد خبرم کن تا منم لینکت کنم . وبلاگ شما در ثمرین لینک شد.

گندشمین : سلام دوست عزیز من از روستای گندشمین اومدم وبلاگ شما خوبه کارتون یعنی دستتون درد نکنه زحمت می کشید خیلی دوست دارم به وبلاگ روستای گندشمین هم تشریف بیاورد و انشاله که به همراه همدیگر (یعنی روستا های هم جوار ) در دنیای مجازی بتوانیم اطلاع رسانی دقیق و ارزنده و به درد بخوری نسبت به جامعه و پیشرفت استانمان بکنیم دستتون درد نکنه از اینکه دعوت ما را قبول کردید .این فعالیت های ما ممکن است الان زیاد معنی نداشته باشد ولی ما قرار است تقریبا 50 سال هم عصر با هم زندگی کنیم با این همه سرعت پیشرفت و تغییر در دنیا و این بدون همفکری و همکاری و کار گروهی انجام شدنی نیست اشتراک اندیشه است که این و آن زمان می تواند به داد ما برسد .از آن جهت که با هم یک هدف را دنبال می کنیم بسیار خرسندم .تا بعد

لطاف ابربکوه : فرزند خداکریم ، از همه عزیزانی که در جای جای ایران برای این وبلاگ زحمت کشیده ان و می کشند کمال قدردانی را دارم. و به همه همشهران مخصوصاً آنهایی که مقیم روستا هستند خداقوت عرض می نمایم. مطالب فوق در مورد معرفی روستا بسیار مفید بود و بنده واقعا" استفاده نمودم . بنظر می آید اندکی ویرایش نیاز دارد. با سپاس- امیر علی لطاف ابربکوه

اوربکی لی : سلام خسته نباشید شما از اهالی اونجاهستین؟ ما ساکن اردبیل هستیم اصلیتمون ابربکوهی هستش و اکثر اوقات فراغت خود را اونجا هستیم.

ببری: سلام سال نو مبارک من حیدر ببری شورای اسلامی ابربکوه هستم از شما ممنونم که این وبلاگ را درست کرده اید آمار فعلی در سال 90 .......... 65 خانوار و 550 نفر موجود در روستا می باشد.به وبلاگ من هم سر بزن.

مجد : محمد حسین هستم فرزند مهراج مجد ابربکوه خوشحالم از این که روستای ما هم صاحب وبلاگ شده است. تعدادی از خاندان های ابربکوه در لیست شما قید نگردیده است که لازم میدانم خدمتتان معرفی نمایم. خاندان صبوری ابربکوه خاندان صفوی ابربکوه خاندان شیردل ابربکوه  در ضمن خوشحال میشوم که با شما در ارتباط باشم.

موسوی ابربکوه : سلام با تشکر از تهیه این گزارش خیلی بهتره که یک گزارشی هم از بانی اصلی ساخت مسجد امام حسین جوادیه یعنی حضرت حجت الاسلام و المسلمین حاج میر هاشم موسوی ابربکوه که با 81 سال سن هنوز در قید حیات هستند و در بستر بیماری هستند تهیه بشه

مومن : از خانواده های خوب اورابکی می توان خانواده قلاعی فر خانواده مهرپور را نام برد

لطافت : با سلام و خسته نباشی خدمت نویسنده محترم و تشکر از مطالب زیبا و اموزندتون .خواستم یادآوری کنم که در لیست خاندان ابربکوه نام چند خانواده از جمله سلیمی از قلم افتاده است.و دیگر این که لازم دیدم که خدمتون پیشنهاد کنم که اسامی شهدای گرانقدر این روستا رو نیز فراموش نکنید با تشکر از زحماتتون برای جمع آوری این مطالب ..... موفق و شاد و سر بلند باشید.

علیرضا : نام خاندان آزاد را نیز در لیست نیاکان ابربکوه قید کنید. باتشکر

عنبر : از اینکه به زادگاه خود اهمیت میدهیدمتشکرم

نظری : اول از این که از شما بابت اینکه این وبلاگ قشنگ را برای ما قرار دادید تشکر کنم یعنی مایه افتخار ما اورابکی لی هاست که این روستای بسیار قشنگمان را به مردم معرفی کردید واقعا شخصا از شما خواهشمندم که در همین هفته عکس هایی از این روستا در سایت قرار دهید با تشکر

موسوی : با تشكر از مطالب مفيد وجالبي كه تهيه كرده ايد اميدوارم بتوانيد براي پيشرفت اين مكان زيبا تلاش و همت نمائيد

ببری : وبلاگ قشنگی داری موفق باشی با تشکر اگه مقدره مطالبی هم در مورد اجداد و گذشتگانی که در این ده زندگی میکردن امثال ببری مجد و... مطالبی بنویسید متشکرم

احمد :  ضمن تشکر از ایجاد چنین وبلاگی از جوانان عزیز اورابکی امید آن می رود که فرهنگ همکدی های عزیز نیز برای استقبال از گردشگران به اندازه طبیعت بکر اورابکی سر سبز و سرشار و محبت و صمیمیت باشد.

باران :  خانم عیار خیلی کامل و عالی بود. معلومه که کلی زحمت کشیدید. خسته نباشید و ممنون

مجد : شاید از مهمترین افتخارات روستای ابربکوه پرورندان فرزندان عزیزی چون آیت الله میر عزیز موسوی در دامانش می باشد. همچنین تقدیم دهها شهید در راه دفاع از میهن از بزرگترین افتخارات این روستای کوچک است.

علی : مگه افتخاری هم داریم ؟ متاسفانه کینه توزی دشمنی دروغ غیبت گویی در بین اهالی روستا دیده می شود

عیار : با سلام  مطلبی که میخواهم عرض کنم جزء افتخارات روستا شاید نباشد ولی لازم دیدم که اطلاع دهم شاید در قسمتی از سایت ذکرشود. اولین کسی که در باره این روستا تحقیق کرد خانم سمیه عیار می باشد که موضوع پایان نامه مقطع لیسانس علوم اجتماعی ایشان تک نگاری روستای ابربکوه بود. مربوط به سال 86 با تشکر

حسين :  متاسفانه بايد بگوييم اگر موضوع آتش گرفتن وسایل زندگی مردم از جمله ماشین و درخت و علوفه ها حل شود رفت و آمد به روستا خيلي بیشتر می شود

علي :  چه افتخاری ؟ هر کجای اردبیل نام اورابکی می آید یاد آسيب زدن به اموال يكديگر و بیرون کردن افراد ضعیف از روستا توسط قلدران و زورگويان می افتند. از پدر و پدربزرگانم داستان ظلم هايي را شنیده ام که اگر برایتان بازگو کنم اشکتان در می آید فقط اینرا برایتان بگویم که بغیر از چند نفر ؛ روستای ما افتخار دیگری ندارد بجز ظلم و ستم که حکمفرماست و این را همه مان میدانیم و انکار آن به دور از انصاف است. اگر این پیام مرا در سایت نمایش دهید قول میدهم چند تا از جفاها را با مدرک برایتان بازگو کنم

در ضمن لازم میدانم از شما دوست عزیز تشکر و قددانی کنم که چنین سايتي درست کردید خسته نباشید

حیدری ابربکوه : مهمترین افتخار اورابکی داشتن طبیعت منحصر به فرد می باشد

کریمی ابربکوه : پرورش جوانان فهمیده و تحصیل کرده که عشق به اتحاد دارند و برای سربلندی اورابکی لی ها و هم روستایی های خود تلاش می کنند مهمترین افتخار ابربکوه می باشد. از شما هم به خاطر تهیه سایت تشکر می کنیم. می دانیم که شما با صرف هزینه مادی و وقت گذاشتن برای تهیه این سایت هدفی جز کمک به روستا و نیت خیر ندارید

سعید : سلام دوست عزیز چه افتخاری بالاتر از این که مردم با صفایی چون خودت که با علاقه و پشتکار کامل داری برایش مطلب می نویسی من نمی بینم دراین راه موفق باشید

مطیع ابربکوه: سلام با تشکر از کسانی که این وبلاگ را ساختند تاطبیعت زیبا و حیرت انگیزه روستای ابربکوه را به تمام مردم به تصویر بکشند با ارزوی سلامتی برای شما و تمام مردم ابربکوه

امانی ابربکوه : با آرزوی موفقیت برای شما امیدوارم معرفی کردن این روستای بسیار زیبا به هموطنان عزیز موجب تخریب طبیعت آن نشود.

خاوری : سلام دوست عزیز وبلاگ زیبا و پر از مطلبی و جامعی داری .من اهل روستای شما نیستم ولی نام خانوادگی همسرم فتحی ابربکوه است . البته خود همسرم هم روستای ابربکوه را ندیده است .ما تصمیم داشتیم برای بازدید از زادگاه نیاکان همسرم به روستا سفر کنیم ولی با نظراتی که بقیه داده اند گویا اهالی روستا زیاد با انصاف نیستند .در ضمن اگر دوست داشتید به وبلاگ من سری بزنید .

جعفر :  با سلام به همه ابربکوهی های محترم یاشاسین آذربایجان من خودم متولد تهران هستم ولی پدر و مادرم هرد دو متولد ابربکوه هستند و همچنین کل اقوام و ... من دو بار کلا ابربکوه را بیشتر ندیدم ولی عاشقش شدم ...... خیی قشنگه و آدم توش احساس آرامش می کنه ... یعنی من که این احساس رو دارم  خیلی دوست دارم دوباره برم اونجا اگر خدا بخواد امسال حتما میرم یه سری میزنم  به خدا زندگی توی روستا به شهر نشینی میارزه اگر به خاطر کارم و خانواده و ... نبود خودم شخصا زندگی کردن حداقل سه ماه در سال رو اونجا ترجیح میدم به بدبختی و سر و صدای تهران.......

حمید : باسلام وخسته نباشید بسیار عالی بود خواهشمند است تبلیغ کنید تا بتوانیم قدمی بزرگتر برای اردبیل عزیزمان برداریم

جدي ابربكوه : سلام واقعا دستتون درد نكنه.من تا پارسال اسم روستا را جستجو ميكردم ولي بجاي ابربكوه شهرستان ابركوه استان يزدو مي اورد ولي خداروشكر وبلاگ روستامون راه افتاد واقعا ازتون ممنونم..

ابربکوهی منتقد: سلام. من تقریبا یک ماه پیش یه نظر در مورد روستای ابربکوه برای شما ارسال کردم اما متاسفانه منتشر نشد.کمی هم انتقاد پذیر باشید.برایتان واقعا متاسفم.

پاسخ : دوست و همشهری عزیز باتشکر از شما بخاطر بازدید از سایت ؛ نظر شما بدست ما نرسیده است ، لطفا مجددا ارسال نمایید تا در سایت درج شود.

همشهري :  من تا حالا ابربكوه رو نديدم ولي با توصيفاتي كه كرديد حتما بايد يه سري بزنم ! در ضمن ابربكوهي هایی تحصيلكرده و مطرحي در جامعه هستند که من چندتاشونو از پسوند خانوادگي شناختم و گرنه نميدونستم كه ابربكوهي هستن

اشرفی ابربکوه : فرزند حسنقلی اشرفی سلام با تشکر از سایت بسیار خوب و جذابتون باعث افتخار است که روستای ابربکوه یکی از مکان های جذاب و دیدنی شناخته شده است. امیدوارم که در آینده ای نه چندان دور تمامی افرادی که از این روستا رفته اند باز گردند و مانند گذشته که پدرم تعریف کرده است صلح و صفا شامل این روستا گردد. با تشکر فراوان از شما دوستان عزیز

سعیدی : با سلام و خسته نباشید با تشکر از وب زیباتون موفق باشید

لطاف ابربکوه : باسلام ، خدا قوت ،از اينكه روستاي زيبايمان را به دنيا معرفي ميكنيد متشكرم واز همه هم ولايتي هاي فرهيخته مان خواهشمندم با ارسال مطالب مفيد خود به پربارتر شدن مطالب اين وبلاگ كمك كنند .ضمن قدرداني از زحمات شما ،چه خوب است كه خودتان را هم معرفي نماييد ،اخر ماهم اورابكي لي هستيم

 تقی زاده ابربکوه : سلام. خيلي ممنون از وبلاگ بسيار زيباتون. من خيلي دوست دارم ابربكوه رو از نزديك ببينم. روستايي كه همه‌ي اونهايي كه به تهران هم مهاجرت كرده‌اند دوستش دارند. و هيچ وقت خاطراتشون رو از اين روستاي زيبا رو فراموش نمي‌كنند، خاطراتي كه گاهي آنقدر تلخ بوده كه اشك از چشمانمون سرازير شده و گاهي آنقدر شيرين بوده كه باعث شاديمون شده است.

 ایمانی ابربکوه : ضمن تشکر وقدردانی از شما بخاطر راه اندازی وبلاگ زیباتون , میخواستم یاداوری کنم که خاندان ایمانی فراموشتان شده وامیدوارم در جهت راهنمایی روستای دوست داشتنی ابربکوه موفق باشید

 عیار ابربکوه : با سلام در لیست شجره نامه خاندان عیار ابربکوه و شایسته ابربکوه ذکر نشده است.

دولتی ابربکوه :سلام همشهري من بيست وچندسالمه واربكيلم . ازديدن وبلاگت خوشحال شدم.آفرين ازمحلمون تو تهرانم بنويس.

میرزایی ابربکوه :سلامو ممنون به خاطر وبلاگت اگه یه کم ارتقاش بدی قشنگترم میشه من 18 سالمه یکی از ابربکوهیهای اصیلم امیدوارم مطالب بیشتری بذاری اگه عکسم بذاری که عالی میشه

 

 

نوشته شده توسط اورابکی لی  | لینک ثابت |

درباره ابربکوه یکشنبه 12 شهریور1391 9:20

روستای ابربکوه ، اُورابَکی ( اَبربِکوه ، ابرباکو ، ابرباکوه ، اورابکی ، ارابکی ) در اردبیل orabaky ،orabaki ، abrbekoh

روستای ابربکوه در ۲۸ کیلومتری شمال غربی شهر اردبیل قرار دارد. این روستا در اردبیل و در بین مردم اورابکی خوانده می شود .

 

طبیعت ابربکوه

اغراق نیست اگر بگوییم طبیعت ابربکوه منحصر به فرد است . دهکده ای که برخلاف اکثر روستاهای اردبیل که در منطقه ای هموار قرار گرفته اند در بین دره ای سبز قرار گرفته است .

طبیعت ابربکوه نسبتا" بکر باقی مانده زیرا در مسیر شهر یا روستایی دیگر قرار ندارد و جاده ای که وجود دارد فقط به ابربکوه منتهی می شود و ضمن اینکه خود روستا هم کم جمعیت است.

 

 abrbekoh small village 28 kilometers northwest of the city of ardabil is located in iran

abrbekoh name that is defined by people's ،orabaki
abrbekoh with ۳۰ families, is the most sparsely populated rural areas of ardabil. this village has a beautiful nature and is pristine.
sabalan mountain range is located. with cool and pleasant climate and fruit orchards and wild plants and natural springs are abundant.
abrbekoh azeri and persian language

وجه تسمیه نام روستا

در خصوص نام روستا چند نظریه وجود دارد:

نظریه ۱ : (اُورا  ora) در زبان ترکی به معني آنجا یا آن مکان ميباشد و (بكي) به معني بزرگ است و در اصل اورابكي یعنی منطقه يا محل بزرگ می باشد. كلمه بيك ، بک ، بيگ و بويوگ به معني بزرگ می باشد.

نظریه ۲:  علت نامگذاری  روستا به این نام می توان شرایط جغرافیایی و وضع آب و هوایی منطقه را دلیل آن دانست ، چرا که ابربکوه با قرار گرفتن در منطقه ی سردسیر کوهستانی و واقع  گردیدن در قسمت کوهپایه ای کوه سبلان، دارای آب و هوای دلپذیری بوده و در اکثر مواقع ابرهای سفید در بالای کوههای اطراف آن به چشم می خورد  و به همین علت نام روستا " اَبرِ بِِِِِکوه" خوانده شده است .

نظریه ۳:  اورا در زبان ترکی به معنی آنجا یا آن مکان و ( بَکی ) به معنی باکویی می باشد.در گذشته های دور قفقاز جزئی از ایران بوده و مردمان به علت مراودات مختلف تجاری ، کشاورزی ، کاری و شغلی و غیره بصورت پیوسته در حال تغییر جا و مکان و مهاجرت به جاهای مختلف از جمله باکو بوده اند و ممکن است یکی از دلایل نامگذاری این باشد .البته هیچکدام از این نظریه ها اثبات شده نیست.

اگر اهالی روستا در زمینه نام روستا نظریه را می دانید ارسال نماید.

از اواخر دوره قاجاریه  که ساختار و یکپارچگی اداری و سازماندهی و ثبت و تهیه نقشه استانها شکل گرفت در ثبت نام روستاها تغییراتی رخ داد . یعنی در تلفظ عامیانه و بین اهالی نام روستا بصورت عامیانه و خلاصه گفته می شود ولی بصورت رسمی نام روستا عینا مشابه نیست .مثل اینکه تهران نوشته می شود ولی تهرون گفته می شود. .

جمعیت ابربکوه

ابربکوه در حال حاضر حدود ۳۰خانوار دارد و جمعیت آن حدود ۲۱۱ نفر یا کمتر می باشد. اورابکی از کم جمعیت ترین روستاهای اردبیل است.

البته از حدود سال ۱۳۵۴ تا کنون جمعیت آن تقریبا" همین تعداد بوده است . جمعیت ابربکوه از قبل از ۱۳۴۵ یعنی سالهای دهه 1320 و 1330 و1340 حدود 200 خانوار بوده ولی روند مهاجرت آنقدر زیاد بوده که اکنون کمتر از ۴۵ خانوار جمعیت دارد.

پس از پشت سر گذاشتن پیچ و خم های جاده ای که به ابربکوه منتهی می شود، دهکده ای نمایان می شود که به وضوح خانه های مخروبه حاصل از مهاجرت زیاد این روستا خودنمایی می کند. این مهاجرت تا جایی است که بخشی مسکونی پر جمعیتی از اورابکی به نام قالا ( قلعه ) که بر روی ارتفاعات مقابل روستا (ضلع جنوبی) واقع شده در اثر مهاجرت کاملا" تخلیه شده و مخروبه ای بیش باقی نمانده است. حدود 30 خانه خشت و کاهگلی که نیم قرن پیش خالی از سکنه شده و سالهاست در سکوت تامل انگیزی از بالا به ابربکوه می نگرد جلوه ای عجیب دارد.

 

 

 

مهاجران ابربکوه (اورابکی)

مقصد مهاجران ابربکوه از سال ۱۳۲۰ به بعد شامل اردبیل ، تهران ، قم ، شاهرود ، آستارا و باکو و لنکران بوده است. بیشتر مهاجرین تهرانی ابربکوه ، ساکن محله جوادیه و اسلامشهر هستند.

 

مسجد اورابکی لی ها در تهران

ابربکوهی هایی مهاجرت کرده به تهران در اقدامی متحد و در خور تحسین اقدام به ساخت یک مسجد در محله جوادیه تهران خیابان سکوی نظامی خ انبار نفت نمودند. از حجت الاسلام والمسلیمن حاج میرهاشم موسوی ابربکوه به عنوان یکی از بانیان ساخت مسجد باید یاد کرد. مسجد امام حسین(ع) ۳۰ سال است به عنوان کانون گردهمایی ابربکوه شناخته می شود . ابربکوهی ها در این مسجد با یکدیگر دیدار تازه می کنند و از اوضاع و احوال یکدیگر باخبر می شوند و اگر کسی نیاز به هر نوع کمک داشته باشد دست در دست هم برای حل مشکلش اقدام می نمایند .

" تصویری از مسجد ابربکوهی ها در تهران،محله جوادیه خ سکوی نظامی"

 

روند ساخت این مسجد بدین صورت بود که با پیش قدم شدن دلسوزان و ریش سفیدان اورابکی و تشکیل جلسه ، هماهنگی لازم جهت تامین منابع مالی انجام گردید. سپس اقدام به خرید چند خانه و زمین کنار هم در محله سر بازارچه جوادیه کرده و پس از تخریب و زیرسازی زمین و خانه های خریداری شده ، سنگ بنای ساخت مسجد ابربکوهی های مقیم تهران گذاشته شد .

این مسجد دارای نمای بیرونی زیبایی است . گنبد سبز کاشی کاری شده با مناره های  طلایی ، که در میان خانه های مسکونی اطراف سر برافراشته است ، از فاصله ای دور ، حتی از میدان راه آهن و حوالی بزرگراه نواب قابل مشاهده است.

  

کشاورزی در ابربکوه

کشاورزی در ابربکوه بصورت دیم انجام می شود . گندم ، جو ، عدس و نخود و علوفه جهت دام از جمله مواردی است که کشت می شود. سایر سبزیجات و بوته ها صرفا" جهت نیاز مصرفی خود ساکنان و خیلی کم کشت می شود.

 

چشمه ها و منابع آب در اورابکی

چشمه های آب زیادی در منطقه ابربکوه وجود دارد که اصطلاحا بلاغ می گویند و مهمترین چشمه آن اوزون بلاغ (چشمه طولانی) که وجه تسمیه ان قدیمی بودن و پرآب بودن آن است . موقعیت این چشمه در داخل روستا می باشد.

زمانی که به اطراف روستا می رویم در جای جای آن چشمه های آب مشاهده می شود که از زمین جوشیده است و چوپانان و کشاوران و گاهی دامها برای آشامیدن از استفاده می کنند. متاسفانه اکثر چشمه های آب ابربکوه خشک شده است و علت ان تغییرات آب و هوایی ، خشکسالی ، احداث سدهای مختلف در اطراف اردبیل و حفر غیرمجاز چاه آب می باشد. مشاهده چشمه های خشک شده (بلاغ ) بسیار ناراحت کننده و تاثر انگیز است. ادامه مطلب در آینده در اختیار شما قرار می گیرد .

 

 "به سمت اورابکی (ابربکوه) قله سبلان در تصویر مشخص است"

 

"جاده ای که به سمت شمال غربی اردبیل می رود نرسیده به دوراهی ثمرین"

 



"از اینجا مسیر به سمت ابربکوه از جاده ای اصلی منحرف می شود . جاده ابربکوه به تازگی آسفالت شده است. ضمن اینکه روستای تازه کند در همین محل (پشت تصویر) قرار دارد. قله سبلان هم در پشت درختان دیده می شود."


 

 

"لحظه ورود به ابربکوه روستا - نمایان می شود و بازهم قله سبلان که سالهاست استوار و پرشکوه در سکوتی عجیب روستا به اورابکی نگاه می کند"

نوشته شده توسط اورابکی لی  | لینک ثابت |

لطفا" برای تفریح به ابربکوه " اورابکی" نیایید !

ابربکوه (اورابکی) تا چند سال قبل مثلا" تا سال 1380 خیلی ناشناخته تر از الان بود و مردم از اطراف و اکناف برای تفریح به اینجا نمی آمدند. اما چند سالی است که برای تفریح از اردبیل و اطراف به اینجا می آیند که برای ابربکوه جز دردسر و آسیب چیزی ندارند . به طبیعت اینجا آسیب وارد می کنند و در پایان زباله به یادگار می گذارند و می روند.

باز شدن پای توریست ها و گردشگرها به هر جایی بعضا برابر است با لطمه زدن به آن مکان . حال چه آن مکان طبیعی باشد یا تاریخی که اگر طبیعی باشد آسیب ها بیشتر است. رد پای انسانها در طبیعت با یادگاری گذاشتن زباله همراه است . ردپای خودروها ، آلودگی صوتی ، آلودگی هوا و...  و به نظر ما در بدترین حالت تعویض روغن اتومبیل ، شستشو با مایع ظرفشویی و مایع رختشویی در نهرها و چشمه ها و رودخانه ها می باشد. تصور کنید اگر در آب چشمه و رودخانه با تایید و مایع ظرفشویی شستشو کنند چه اتفاقی می افتد ، کاملا" درست است ، خشک شدن درخت ها و از بین رفتن مزارع  و تلف شدن بسیاری از جانوران  را در پی دارد.

"تصویری از شستن خودرو در رودخانه با مواد شوینده . این کار آسیب جدی به طبیعت وارد می کند"

 

 

"تصویری از انباشت زباله ها در ابربکوه توسط توریست ها"

"افسوس که زباله ریخته شده در اطراف روستا ابربکوه که تاکنون جمع آوری نشده است"

 

یک راه حل برای حفظ طبیعت پاک ابربکوه

راه حل این معضل این است ریختن زباله توسط ساکنان ابربکوه در اطراف خانه خود ممنوع شود و محلی جهت تجمیع زباله تعیین شده و تقسیم کار برای تفکیک و بازیافت زباله توسط اهالی انجام شود .پلاستیک و شیشه و فلزات بازیافت و انباشت شود که می توان به فروش هم رساند و مبلغ ان که احتمالا اندک هم باشد جهت روستا هزینه شود . زباله های قابل بازگشت به طبیعت مثل نان خشک - میوه و سبزی و پسماند غذاها که قابلیت کود شدن دارند و به طبیعت آسیب نمی رسانند در محل های مختلف ( که ترجیحا باید در جاهای پست بوده و در ارتفاع نباشد تا با براندگی خارج نگردد) اطراف روستا دفن شود که به طبیعت بازگردد و رعایت مسائل زیست محیطی بشود.


در این صورت اورابکی به یک روستای نمونه تبدیل خواهد و درس و الگو جهت سایر آبادی ها می شود. تحقق این امر منوط به این است که مسئولان و دلسوزان روستا این دستورالعمل را تهیه و ابلاغ نمایند. به امید آنکه این امر در سال 1392تحقق یابد.

لازم است ما ابربکوهی ها حواسمان را جمع کنیم تا روستای خود را از آلودگی و آسیب به طبیعت حفظ و نگهداری کنیم.

 

نوشته شده توسط اورابکی لی  | لینک ثابت |

  روستای ابربکوه اردبیل

در این تصویر هوایی از اردبیل موقعیت ابربکوه در اردبیل کاملا مشخص است  و همانطور که مشاهده می کنید ابربکوه آخرین روستای در انتهای جاده مربوطه بوده و پس از ابربکوه روستای دیگری در امتداد جاده وجود نداشته و ارتفاعات و قله سبلان مشرف به ابربکوه می باشد.

روستای اورابکی اردبیل

در این تصویر هوایی موقعیت روستای ابربکوه و بخش ثمرین را مشاهده می کنیم . ثمرین نزدیکترین روستا به ابربکوه می باشد و به لحاظ خانه های روستایی و جمعیت از ابربکوه بزرگتر است ولی ابربکوه از لحاظ وسعت اراضی و زمین ها و باغ های میوه کمتر از ثمرین نیست. البته حد فاصل ابربکوه و ثمرین هموار نیست و جاده ای هم وجود ندارد و دارای ارتفاعات و تپه ماهورهای فراوان است.

از دیر باز مردمان اورابکی و ثمرین ارتباطات و تعامل فراوانی با یکدیگر داشته و اکثر قریب به اتفاق آنان با یکدیگر نسبت فامیلی دارند و کمتر ابربکوهی یا ثمرینی وجود دارد دارای نسبت فامیلی نباشند.

مهاجرت بین مردمان این دو روستا نیز از دیرباز وجود داشته و برخی ساکنان ابربکوه اصالتا" ثمرینی بوده و برخی ابربکوهی ها نیز در ثمرین زندگی می کرده اند .

در این عکس ابربکوه و جاده منتهی به آن را مشاهده می کنیم. ابربکوه به قدری کوچک است که بافت روستا در میان مزارع و مراتع به زحمت به چشم می آید

نوشته شده توسط اورابکی لی  | لینک ثابت |

بیراه نیست اگر بگوییم ابربکوه هم دارای آثار تاریخی می باشد . از جمله نمونه کوچکی از این مورد وجود اشیاء ، ظرف و ظروف مانند کاسه و بشقاب های فلزی و قدیمی یا ادوات و ابزار کشاورزی قدیمی در خانه های ساکنان ابربکوه اشاره کرد که هنوز هم مورد استفاده قرار می گیرد. شایان ذکر اینکه متاسفانه بسیاری از این اشیاء و ظروف توسط دوره گردهایی که به روستا می امدند و تعویض این ظروف را با ظروف ملامین یا استیل انجام می دادند در اثر ناآگاهی ساکنان از دست رفته است.

همچنین تپه ای در ابربکوه به نام کول تپه - تپه خاکستر - وجود داشته که در آن اشیا و آثار تاریخی وجود داشته است که احتمالا" توسط افراد سودجو غارت شده اند.

"تصاویری از بقایای به جای مانده ناشی از مهاجرت ساکنان ابربکوه"

روستای ابربکوه اردبیل محله قلعه

 روستای اورابکی اردبیل

تصویر زیر : قبرستان روستای ابربکوه در ضلعی غربی روستا واقع است. جالب است که علامت قبر استفاده از تخته سنگ می باشد.  این سوال پیش می آید که مردم اینجا چگونه قبرها از هم تشخیص می دهند . پاسخ این است که یکی از راههای شناخت قبر بستگان هر شخص اول از همه آشنایی قدیمی با قبرستان است دوم اینکه هر خانواده ای یا خاندانی اموات خود را در قسمتی از قبرستان که مربوط به خودشان دفن می کند پس براحتی آرامگاه اموات خود را شناسایی کرده و فاتحه می خواند.

قبرستان روستای اورابکی در اردبیل

نوشته شده توسط اورابکی لی  | لینک ثابت |

ارسال مطلب یا عکس دوشنبه 19 فروردین1392 9:44
با سلام ، علاقه مندان می توانند مطالب یا عکس های منتخب خود از روستا ابربکوه به ایمیل آدرس abrbekoh@gmail.com ارسال تا در سایت نمایش داده شود.
نوشته شده توسط اورابکی لی  | لینک ثابت |

 

یک خبر جالب

خبرگزاری برنا در گزارشی تحت عنوان "نوروز و تجربه بهشت های گمشده ایرانی" به معرفی روستاهای بکر و گنجینه های طبیعی ایران در استان های مختلف پرداخت. در این گزارش سه روستا از استان اردبیل به عنوان گنجینه طبیعی و بهشت گمشده معرفی شد که روستای ابربکوه ( اورابکی ) در ردیف اول قرار دارد .این رویداد افتخاری برای سایت ابربکوه می باشد که توانست به عنوان منبعی خبری خبرگزاری برنا ، گامی موثر در معرفی روستا بپردازد.

لازم به ذکر است طی سالهای اخیر شاهد قدم های مثبت و خودجوش جوانان استان اردبیل بخصوص روستاییان عزیز در ایجاد سایت و وبلاگ به نام اردبیل و روستاهای آن می باشیم (نه بنام شخص یا فرد بلکه به نام اردبیل ) که این نشان دهنده علاقه و عشق به شهر و دیار دارالارشاد است .

این حرکت علمی و فرهنگی گامی موثر در ارتقای تعامل بین روستاها و مردم ، شناسایی و معرفی منطقه از نگاه مردم بومی ، رشد اجتماعی و بینش تاریخی و ارتقا فرهنگی می باشد.

لذا انتظار می رود سازمان ها و نهادهای استان ، مانند استانداری ، فرمانداری ، شهرداری ، حوزه هنری ، اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی و... توجه ویژه به امر فضای مجازی و اینترنت داشته باشند. از جمله اقداماتی که می توانند انجام دهند شامل : ساماندهی سایت ها ، انتخاب سایت و وبلاگ برتر ، برگزاری مسابقات ، برگزاری کلاس های علمی و کلاسهای آموزشی و تخصصی توسط کارشناسان کامپیوتر استان اردبیل و ... می باشد.

 

 

گزارش خبرگزاری برنا به شرح ذیل می باشد :

گزارشی برای سفر به روستاهای بکر کشور 
تجربه بهشت‌‌های گمشده ایرانی

باشگاه جوانی برنا / الهام عطائی
کاش می شد صفحه‌های آگهی‌های روزنامه‌ها پر نباشد از تورهای نوروزی ترکیه و ارمنستان و چین و مالزی و تایلند و امارات و قبرس و مصر و کارمندان آژانس‌های مسافرتی اینقدر سعی نمی کردند مردم را مجاب کنند که سفر به این کشورها بهترین گزینه ای است که می توانند برای نوروز داشته باشند.

کاش مردم به جای سفر به کشورهای اطراف و خرج کردن پول های‌شان در این کشورها به شهرهای مختلف ایران سفر کنند. قصه غم انگیزی است که مردم هنوز خیلی از شهرها و روستاهای کشور را ندیده اند و نمی شناسند و بعد برای سفر برنامه ریزی می کنند که بروند امارات یا ترکیه.

ایران گنجینه ای از زیبایی‌ها است. از معدود کشورهایی که سراغ از هر نوع طبیعتی را می توانید در آن بگیرید. کویر، دریا، دریاچه، جنگل، چشمه،تالاب، مرداب،کوه، بیابان، مناظری که نظیرشان را در تمام دنیا پیدا نمی کنید. در مجال این گزارش سعی کردیم روستاها و بکرترین مناطق همه استان های کشور را معرفی کنیم ، به این امید که قدم کوچکی در مقابل و علیه صفحه های آگهی های روزنامه ها برداشته باشیم.

اردبیل:

اول: روستای ابربکوه "ابرباکو"در شمال غربی و حدود 28 کیلومتری شهر اردبیل است. این روستا در اردبیل و در بین خود مردم به نام اورابکی خوانده می شود. از بکرترین مناطق اردبیل به شمار می رود، چون در مسیر شهر یا روستای دیگری قرار ندارد و بر خلاف سایر روستاهای اردبیل در دره ای سر سبز قرار دارد.

روستای ابربکوه اردبیل

دوم: در بین مناطق تالش نشین اردبیل "روستای گلشن "طبیعتی زیبا و دست نخورده دارد که برای مردم ناشناخته است دره ورودی روستا بسیار زیبا و تماشایی ست. این روستا از سمت شمال به جمهوری آذربایجان متصل شده است.


سوم:" جنگل فندقلو" در 30 كیلومتری شهر اردبیل و در 10 كیلومتری جنوب شهر نمین قرار گرفته است .این منطقه به خاطر داشتن جاذبه های طبیعی بی نظیر جنگلی – مرتعی و گردنه زیبای حیران شهرت دارد.

"این رویداد را به تمام همشهریانی که سایت و وبلاگ برای روستاهای اردبیل ایجاد نموده اند تبریک می گوییم و همه دوستان اردبیلی در این موفقیت ها سهیم هستند."

تا درودی دیگر بدرود

روستای ابربکوه اردبیل

 روستای اورابکی در اردبیل  

 

 

 

روستای اورابکی در اردبیل

نوشته شده توسط اورابکی لی  | لینک ثابت |

بهداشت محیطی روستا دوشنبه 6 شهریور1391 18:56

یکی از موارد مهم در بهداشت محیطی روستا جمع آوری و دفع فضولات و کودهای حیوانی و دامی است. همانطور که مشخص است کنترل کودهای دامی اقدام مناسبی در روستا ابربکوه به نحو مطلوب رعایت نمی شود و این امر سبب ایجاد آلودگی محیط زندگی و کل روستا خواهد شد. متاسفانه از زمانی که پا در روستای ابربکوه می گذاریم در کوچه و پس کوچه و مقابل درب منزل ها و زیر پای عابرین پراکندگی کود و پهن دامی است. یکی از دلایل این موضوع می تواند کمبود آموزش های لازم باشد. این باعث آلودگی محیط و انتشار بیماری خواهد شد. باعث ایجاد محیط مناسب برای زندگی حشرات موذی و زیان اور مانند کک ، ساس ، شپش ، پشه ، سوسک ، مگس و سایر حشرات می شود . مطمئنا این حشرات به داخل خانه و زندگی افراد وارد شده و ایجاد بیماری خواهند کرد.

البته یکی از دلایل نگهداری فضولات دامی در زندگی محل سکونت ، استفاده به عنوان سوخت تنور یا بخاری بوده است که خوشبختانه طی چند هفته آینده شاهد روشن شدن گاز شهری در روستا ابربکوه خواهیم بود. پس فکری باید :

بهترین و موثرترین راه تقویت زمین کشاورزی و درختان باغ استفاده از کود دامی است. پس می توان این کودها را به زمین های کشاورزی منتقل کرد.


کودهای حیوانی و دامی که از داخل طویله ها جمع آوری می شود را نباید وسط کوچه و خیابان و معابر روستا ریخته شود. بلکه هر خانه روستای باید کودهای دام های خود را در یک جای مشخص جمع کند و در زمان مناسب به زمین های کشاورزی یا پای درختان باغ ها منتقل کند یا در جایی مناسب دفن کند . نتیجه این محیط سالم تر و استفاده بهینه تر از چرخه طبیعی است.

 

نوشته شده توسط اورابکی لی  | لینک ثابت |

 

برنامه جمع آوری زباله ها و بازبافت و تفکیک آن ( جدا کردن پلاستیک ، شیشه و نایلون از مواد غذایی و دفن مواد غذایی) با نصب سطل های زباله در 20 نقطه از روستا شایق کندی اردبیل اجرا شد .

این اقدام ارزشمند گامی مهم در حفظ طبیعت و جلوگیری از آلودگی و انتشار بیماری های خطرناک می باشد را به اهالی و مسئولان شایق کندی تبریک می گوییم. ضروریست این طرح در کلیه روستاهای استان اردبیل اجرا شود.

عکس زیر "تصویری از انباشت زباله در ابربکوه(اورابکی)"

 

نوشته شده توسط اورابکی لی  | لینک ثابت |

یکی از پروژه های علمی و تحقیقی ارزنده ای که درباره روستای ابربکوه انجام شده است اثر سرکارخانم سمیه عیار ابربکوه می باشد. ایشان با تلاش و همتی بلند روستای اورابکی را در ابعاد اجتماعی ، اقتصادی ، فرهنگی ، مذهبی ، آموزشی و آماری تحلیل می کند که گزیده ای از این اثر را در دو بخش منتشر می نماییم. ضمن تشكر از ایشان و خواهر محترمشان سمیرا عیار بخاطر همکاری با سایت ابربکوه و ارسال اين مطالب شما را به خواندن ان دعوت مي نماييم.

فرستنده اثر: سمیه عیار متولد 59 کارشناس علوم اجتماعی- گرایش پژوهشگری این اثر پیشکشی است ناقابل به حضور زیبای پدرم علی عیار ابربکوه و مادرم سارا شایسته ابربکوه که هماره حضور گرم و نگاه پر مهرشان آرامش بخش خاطرم بوده و می باشد...

رساله حاضر حاصل تحقیقی است كه بواسطه علاقه ی وافر محقق به فرهنگ و آداب و رسوم و اعتقادات و شیوه های زندگی مردم به خصوص مردم این روستا که پدر و مادر وی نیز از زمره آنان است، نگارنده را بر آن داشت تا این موضوع را که یک مونوگرافی یا تک نگاری است انتخاب کرده و سعی در بازگو کردن و ثبت این شیوه ها و اعتقادات و بررسی ساختار روستا از جنبه های مختلف اجتماعی ، فرهنگی و اقتصادی و ... نماید .

منطقه ی مورد بررسی" روستای ابربکوه " از توابع شهرستان اردبیل واقع در استان اردبیل است . نگارنده با انجام مصاحبه های متعدد با افراد ساکن روستا و همچنین افرادی که در گذشته ساکن این روستا بوده اند و در حال حاضر مقیم تهران هستند ، و تا حدودی مشاهده وضع روستا از نزدیک و مراجعه به اسناد و منابعی که قابل دسترسی بوده است و استخراج اطلاعات لازم از آنها به نگاشتن این رساله اقدام نموده است وتا آنجا که امکان داشته سعی شده تا کلیه مطالب مربوط جمع آوری و منعکس گردد .

محرک اساسی و اصلی این پژوهش که نگارنده را بر انجام آن واداشت در وهله  نخست ناشی از علاقه ای بوده که در به دست آوردن دیدگاهی روشن از زمان حال و تا حدودی گذشته ی نه چندان دور این روستا داشته است . اما در وهله بعد می توان به طور کلی اهداف این تحقیق را شامل موارد ذیل عنوان نمود :

- بررسی اوضاع تاریخی روستا

- شناسایی ویژگیها و مشخصات جغرافیایی روستا

- بررسی ساختار اجتماعی روستا (شامل قشر بندی جمعیت خانواده آموزش و سواد بهداشت و درمان شیوه سکونت و مسکن سازمانها و موسسات روستا)

- شناخت و بررسی ساختار اقتصادی روستا (شامل تولید  کشاورزی و انواع آن – عوامل تولید توزیع و روابط تولید در روستا)

- آشنایی با ساختار فرهنگی روستا (شامل دین و مذهب زبان و لهجه  فرهنگ و قومیت ظواهر زندگی ارزشها و اعتقادات نحوه گذران اوقات فراغت و فرهنگ عامه روستا)

امید است با پیگیری این اهداف بتوان گامی هر چند ناچیز در جهت شناخت و کسب اطلاعات در مورد این روستا و حل مسائل و شناخت توانمندیهای روستا جهت برنامه ریزی در امور مختلف اقتصادی –اجتماعی روستا برداشت . 

بخش اول – اوضاع تاریخی و جغرافیایی روستا

1- مشخصات تاریخی :

تاریخچه وقدمت :

تاریخچه و قدمت روستا به طور دقیق مشخص نیست اما از آنجائیکه در تاریخ همواره روستا بر شهر مقدم بوده و شهر زمانی ظاهر میشود و موجودیت پیدا می کند که توسعه ی نیروهای تولیدی در روستا سرعت گیرد و تولید محصولات آن بیش از اندازه ی ضروری مردم روستا شود که در چنین صورتی است که روستا مازاد تولید خود را به شهر می فرستد و امکان وجودی شهر را فراهم  می آورد ،می توان قدمت روستای مذکور را بیش از شهر اردبیل دانست .

با توجه به مطالب ارائه شده می توان به قدمت این روستا نیز تا حدودی پی برد . همچنین در حفاریهایی که طی سالین اخیر در اطراف روستا صورت گرفته آثار و اشیایی با قدمت چند هزار ساله به دست آمده که بیانگر قدمت تمدنی است که در ادوار گذشته در این منطقه وجود داشته است . بعلاوه در فاصله ی چند کیلومتری از روستا بقایایی از یک قلعه ی قدیمی به چشم میخورد که بر اثر گذشت زمان تخریب شده و چیز زیادی از آن به جا نمانده است .

 

حدود و وسعت :

روستای" ابربکوه " با وسعتی حدود 200 کیلومتر در 20 کیلومتری شمالغربی شهرستان اردبیل واقع گردیده و از شمال به روستای کولان کوه، از جنوب به روستای ثمرین از شرق به روستای محمدیه (تازه کند) و از غرب به رشته کوه بلند وزیبای سبلان میرسد.

 موقعیت ریاضی و جغرافیایی :استان اردبیل که در 38 درجه و 15 دقیقه عرض شمالی و 48 درجه و17 دقیقه طول شرقی در ارتفاع 1350 متر از سطح دریا قرار دارد در قسمت شمالغربی کشورمان و در ناحیه ای کوهستانی قرار گرفته است

 بادها :

1-  باد های شرقی: که به زبان محلی " مه یِلی " (باد مه ) خوانده میشود ، بادی که از طرف شرق استان در تمام فصول سال میوزد بادیست سرد و مرطوب که غالباً در فصول گرم موجب ریزش باران میشود . در حالیکه  در زمستان سبب ریزش برف می گردد .

2- بادهای غربی : که به زبان محلی "آق یلی " ( باد سفید ) ویا گرمیج معروف میباشد ، بر خلاف بادهای شرقی از غرب استان میوزد که در تبخیر و خشکانیدن زمین موثر بوده است و به دنبال آن وقت ابرهای باران زا و بالاخره ریزش باران میشود . این باد رطوبت دریای مدیترانه را با خود به همراه می آورد .

3- بادهای محلی : در نواحی مختلف استان شرایط طبیعی محل موجب پیدایش بادهای مختلف محلی گردیده است که مشخصات و ویژگیهای متفاوتی دارند ، مانند باد خـزری دشت مغان ، قره یِلی (باد سیاه ) در ســـراب و خلخال ، مغان یِلی (باد مغان ) در اردبیل و مشکین شهر.

علــــیرغم متاثر شدن اقلیم روستا از اقلیم منطقه (استان و شهر اردبیل ) به طور کلی ، به گفته ی اهالی روستا درجه حرارت روزانه در روستا نسبت به شهرستان اردبیل کمی متفاوت بوده به طوریکه اکثراً دمای هوا در روستا ، کمی بالاتر از شهرستان اردبیل میباشد که روستاییان این مطلب را با توجه به رفت و آمدی که در فصول مختلف سال به شهرستان اردبیل داشته اند عنوان میکنند . (به نظر می رسد دلیل این تفاوت نا چیز درجه حرارت به علت قرار گرفتن روستا در دامنه ی کوه سبلان به تعبیری واقع شدن در ارتفاع پایین تری نسبت به سایر قسمتهای منطقه باشد . )

 

ناهمواریها چشمه ها :

یکی از چندین روستایی است که در دامنه کوه سبلان قرار گرفته است و مجاورت آن با این کوه آتشفشان خاموش، باعث جوشش چشمه های آب متعددی در نقاط مختلف روستا گردیده است . این چشمه های نسبتا کوچک که از دل زمین جوشیده و اکثرا دارای آبی گوارا و آشامیدنی و بسیار خنک می باشد باعث گردیده که هر ساله بخصوص در فصل تابستان گردشگران بسیاری از نقاط مختلف به این روستا بیایند.

چشمه ها توسط اهالی روستا به نامهای مختلف (به زبان محلی ) خوانده می شود. نام برخی از این چشمه ها عبارتند از :

- اوزون بیلاق (چشمه ی طولانی )

- گولّی بیلاق (چشمه ی گُلی )

- سویوق بیلاق (چشمه ی سرد )

- قاضی بیلاق (چشمه ی یک فرد قدرتمند )

- داشدی بیلاق ( چشمه ی سنگی )

- قارّی بیلاق ( چشمه ی برفی )

- چَئَنّی بیلاق (چشمه ی جلبکی )

- کُرپی بیلاق ( چشمه ی پلدار )

 

رود خانه ها: 

علاوه بر وجود چشمه های مختلف در روستا ، دو رود خانه نیز جریان دارد که این رود خانه ها به زبان محلی "آشاقا چای " (رود خانه پایین ،یعنی رود خانه ای که در قسمت پایین روستا جریان دارد)  و دیگری "دیگه دالی چای " (رود خانه پشت کوه ) خوانده میشود . این رود خانه ها در فصل تابستان کم آب شده و در برخی سالها آب آنها خشک میشود. 

 

درّه ها:

در اطراف روستا درهّ هایی نیز وجود دارند که به دلایل مختلف به نامهای مختلفی نامیده میشوند . نام برخی از این دره ها به زبان محلی بدین قرار میباشد :

- آق َدَََره (درّه ی سفید )

- قارّی َدَره ( درّه ی برفی )

- گِن َدََََره ( درّه ی گشاد )

- آلمالی َدَره ( درّه ی سیب دار )

- مشهد َدَره سی ( درّه ی مشهد )

- شالی َدَََره ( شالی نام یک فرد بوده است )

 

کوهها :

علاوه بر رشته کوه بلند سبلان، دراطراف روستا کوهها و تپه هایی با نامهای مختلف به چشم میخورد که نام برخی از آنها به زبان محلی عبارتند از:

- دیگَه ( نام کوهی است )

- عِینَل زِینَل داغی (کوه عینل زینل که نام فردی بوده است )

- جَئَنّی قَیَه ( نام سنگی بزرگ می باشد ، قَیَه به زبان محلی به معنای سنگ بزرگ است )

- آدام قَیَه ( نام سنگ بزرگی است که به شکل آدم به نظر می رسد )

- کول تپَّه ( تپه ی خاکستری رنگ )

به طور کلی روستا دارای ناهمواریهای نسبتاً زیادی می باشد که موارد ذکر شده در سطور بالا تعدادی از آنها می باشد که نسبت به سایر ناهمواریهای روستا شناخته شده تر می باشند .

 پوشش گیاهی:

روستا به علت قرار گرفتن در منطقه ی کوهستانی دارای پوشش گیاهی متنوعی بوده علاوه بر محصولات زراعـی که بیشتر شامل غلات و حبوبات ( گندم، جو، عدس، نخود و لپه و... ) و همچنین محصولاتی چون سیب زمینی ، گوجه فرنگی ، چغندر و ... می باشد ؛در باغها و جنگلهای منطقه درختان میوه ی مختلفی همچون سیب ، آلو ، گلابی ، زردآلو و ... نیز وجود دارد که اکثر این درختان ، جنگلی و خودرو بوده و میوه هایشان بسیار ترش مزه و در مواردی غیر قابل خوردن  می باشند.

 

جانوران:

علاوه بر وجود انواع حیوانات اهلی شامل گاو و گوسفند و بز و اسب و قاطر و مرغ و خروس و سایرطیور خانگی (از قبیل بوقلمون و اردک و غاز ) و سگ و گربه ،که وجود این حیوانات را میتوان ویژگی مشترک اکثر روستاها برشمرد؛ پوشش جانوری منطقه متاًثر از ناحیه ی کوهستان سبلان  متعدد و متنوع می باشد چرا که کوهستان سبلان ماًمن حیات وحش استان است .

در ارتفاعات سبلان تا جاده ی مشکین شهر به اردبیل زیستگاههای شیروان دره سی، موویل، هوشنگ میرانی، قره گَُؤل، خروسلو مغان، آقابابا، حاجیلو، بقنق، حسن دره سی، ارباب کندی، منطقه ی حفاظت شده ی دریاچه ی نئور و ... قرار دارند که جانوران بومی مختلفی نظیر خوک، خرس قهوه ای و خاکستری، روباه، گرگ، قوچ و میش ارمنی، خرگوش و پرندگان بومی و مهاجر کبک، کبک دری، قمری، فاخته، لاشخور، عقاب و ... در آنها زیست میکنند .

در نقاط مختلف روستا نیز انواعی از این حیوانات وحشی در مواقعی از سال دیده می شود ؛ به طوریکه اغلب تابستانها خرس به کشتزارها آسیب و خسارت وارد میکند . بعلاوه اکثر اوقات در فصل زمستان روباه به مرغدانی روستاییان حمله نموده و پرندگان خانگی را شکار می کند.  در مراتع و چراگاهها نیز گوسفندان از تهاجم گرگها در امان نیستند . خرگوش هم در بیشتر مواقع  سال در مزارع و کشتزارها به چشم می خورد . زمستانها و پس از بارش سنگین برف مردان و پسران جوان روستا به طور دسته جمعی برای شکار کبک به کوههای اطــراف مـــی روند ( چرا که  زمستانها کبکها طبق یک ضرب المثل قدیمی  برای پنهان شدن سر خود را زیر برف برده و به راحتی شکار میشوند) .

راههای ارتباطی:

روستا دارای راههای ارتباطی با روستاهای اطراف(ازشمال با روستای کولانکوه،از جنوب با روستای ثــــــمرین و از شرق با روستای مـــــحمدیه(تازه کند ))می باشد  که این راهها خاکی ( مالرو) می باشند . اما علاوه بر این راهها ، روستا دارای یک راه ارتباطی اصلی به شهر اردبیل میباشد که این جاده آسفالت و ماشین رو بوده  و رفت و آمدهای  اهالی به شهر اردبیل و همچنین به روستاهای اطراف از طریق این جاده صورت می گیرد ، چرا که همه ی روستاهای اطراف به این جاده  اصلی نیز راه دارند . طول این جاده از روستا تا شهر اردبیل تقریباً 20 کیلومتر می باشد .

 ساختار اجتماعی روستا

جمعیت و نیروی انسانی :طبق آخرین سرشماری انجام گرفته  (سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال 1385) بالغ بر 211 نفر  شامل 37 خانوار می باشد. (سایت مرکز آمار ایران)

به گفته  بزرگان و ریش سفیدان ده  ابعاد جمعیتی روستا در گذشته بسیار بیشتر از این رقم بوده است که این کاهش جمعیت یکبار در اثر سیل و یکبار هم در اثر بیماری دیفتری و اسهال و استفراغ ( که در آن زمان به علت فقدان امکانات بهداشتی و درمانی این بیماریها نیز باعث مرگ و میر اطفال و کودکان می گردید ) به وقوع پیوسته است و در سالهای پس از انقلاب نیز کاهش جمعیت ناشی از مهاجرت که عمدتا به صورت جمعی ( خانوادگی ) و به علت کمبود زمین کشاورزی  نسبت به جمعیت ساکن روستا و در نتیجه بیکاری و فقر در بین اکثر آنان  بوده،صورت گرفته است.

توزیع جنسی :

از کل جمعیت روستا ( 211 نفر ) ، 105 نفر را زنان و 106 نفر را مردان شامل می شوند .

نسبت جنسی :

نسبت مردان به زنان را در جمعیت یک منطقه یا کشور نسبت جنسی  می نامند . نسبت جنسی را معمولاً برای هر صد نفر زن محاسبه می کنند.نسبت جنسی دراین روستا حدوداً نزدیک به رقم 101 می باشد ( یعنی در برابر هر 100 نفر زن ، 101 نفر مـــــرد وجود دارد ) که پایین بودن این رقم، نـــــسبت به نسبت جنسی در کشور ( 104) بیانگر مهاجرت بیشتر مردان نسبت به زنان در روستا می باشد . 

توزیع سنی :

منظور از توزیع سنی جمعیت، طبقه بندی جمعیت به تفکیک سن و براساس ترتیب تولد افراد جمعیت است . معمولاً سنین افراد جمعیت را با هدف آسان کردن شرایط مطالعه و سنجش ها به چند طبقه سنی کوچک و بزرگ تقسیم میکنند که یکی از این تقسیمات ، تقسیمات بزرگ سنی شامل سه گروه سنی :زیر 15 سال ، 15 تا 64 سال و 65 سال به بالا می باشد . بررسی تقسیمات سنی برای پی بردن به خصوصیات عمومی ، اقتصادی و اجتماعی و از جمله برنامه ریزی و پیش بینیهای بهداشتی ، درمانی تغذیه ای ،آموزشی و دیگر نیازمندیهای اجتماعی و نیز روشن شدن حجم نیروی انسانی فعلی و آتی و یا چگونگی تحولات جمعیتی جامعه حائز اهمیت فراوان است .( جهانفر ،1374: ص121)

توزیع سنی جمعیت در این روستا بدین قرار می باشد :

14-0 ساله ( زیر 15 سال )               64 نفر

64-15 ساله                                  128 نفر

65 سال به بالا                               21 نفر

همانطور که مشاهده می شود جمعیت 64-15 سال  (جمعیت فعال ) در این روستا دارای بیشترین فراوانی است  ولی با این وجود جمعیت 65 سال به بالا هم  از رقم  نسبتا خوبی نسبت به کل جمعیت برخوردار است که این مساله خود نشانگرطول عمر بیشتر مردم  روستا نسبت به شهر می باشد که مهمترین علت آن تغذیه سالم و تحرک زیاد و به خصوص آب و هوای خوب منطقه  می باشد.                                                          

موالید باروری:

بررسیهای اجتماعی نشان می دهند عوامل متعددی بر مسئله زاد و ولد و میزان آن موثر اند. برخی از این عوامل عبارتند از: سن پدر ومادر ، سن ازدواج زن وشوهر ، شیوه معیشت خانوار ، استفاده از وسایل پیشگیری از بارداری وعوامل اقتصادی ،اجتماعی وفرهنــگی و...

طی چند سال اخیر میزان موالید در روستا نیز متاثر از این عوامل کاهش چشمگیری داشته است. روستاییان در نتیجه سهولت رفت وآمد بیشتر به شهر و همچنین امکان استفاده از وسایل ارتباط جمعی و رسانه های گروهی مانند تلویزیون و رادیو و در نتیجه افزایش سطح اگاهی آنها در مورد راههای پیشگیری از بارداری کنترل بیشتری بر روی تعداد فرزندان خود دارند. به علاوه بر خلاف گذشته که داشتن اولاد بیشتر به عنوان عامل موثری در تامین اقتصادی خانواده به شمار می آمد در حال حاضر فرزند بیشتر، بار اقتصادی بیشتر و مسئولیت بیشتر برای خانواده به حساب می آید. هم اکنون و طی دهه اخیر میزان موالید نسبت به گذشته خصوصا سالهای پس از انقلاب تنزل یافته است و اگر در گذشته هر زن روستایی در طول باروری خود (15 تا 44 سالگی) به طور متوسط بیشتر از 5 تا6 فرزند به دنیا می آورد ولی در حال حاضر اکثر زنان و مردان جوان روستایی متمایل به داشتن بیشتر از 2 ( و یا 3) فرزند نیستند، که این موضوع را می توان از روی حجم جمعیت زیر 15 ساال روستا تشخیص داد.

                                                سال75                                                   سال85      

کل جمعیت روستا                         220نفر                                                  211 نفر                                  

جمعیت14-0 سال                         88 نفر                                                     64 نفر                                    

جمعیت 64-15 ساله                    122نفر                                                  128 نفر                                  

جمعیت 65 ساله وبیشتر                 10 نفر                                                    21 نفر                                   

از طرفی با مقایسه جمعیت روستا در دو سر شماری در دسترس (یعنی سر شماری سال1385 و1375 ) می توان مشاهده نمود که جمعیت نه تنها افزایشی نداشته بلکه طی این ده سال از 220 نفر به 211 نفر تنزل یافته است که دلیل این کاهش جمعیت علاوه بر مهاجرت بی رویه جمعیت به شهر، ناشی از کاهش موالید و باروری نیز بوده است و همانطور که مشاهده میشود جمعیت زیر 15 سال از 88 نفر ( در سال 75 ) به 64 نفر ( در سال 85 ) کاهش یافته که نشانگر همین مسئله میباشد.

مرگ و میر :

مرگ ومیر در روستا نسبت به گذشته که عمدتا به عللی همچون فقدان بهداشت و درمان ، کار سخت وغیر ماشینی و فقدان استراحت لازم ، و عوامل طبیعی مانند سیل و زلزله که به علت مسکن نامطلوب باعث نابودی جمعیت می شد ، شیوع بیشتری داشت ، در حال حاضر و طی چند سال اخیر تنزل قابل توجهی داشته است. در گذشته ( خصوصا قبل از انقلاب و پیش از فعالیتهای وزارت بهداشت ودرمان وآموزش پزشکی وتعمیم واکسیناسون در روستاها ) مرگ ومیر به عللی که در سطور بالا اشاره شد از رقم بالایی برخوردار بوده است.

به نقل از قدما و سالخوردگان روستا،در گذشته کودکان با شیوع بیماریهایی همچون دیفتری ،اسهال و استفراغ ، سرخک وبیماریهایی از این قبیل جان خود را از دست می دادند. حتی در مواردی افراد بخصوص خردسالان با بیماریهای ساده چون سرما خوردگی فوت می کردند، چرا که به علت دشواری رفت و آمد روستاییان به شهر ( به علت نامساعد بودن راه ارتباطی و فقدان وسایل نقلیه ) امکان مراجعه به پزشک وجود نداشت . میزان مرگ و میر در این سالها در حدی بود که هر یک از زنان روستایی حداقل یکی تا دو فرزند خود را از دست می دادند (که این مسئله را می توان به عنوان یکی از عواملی دانست که باعث افزایش زاد و ولد و باروری زنان در این دوره می گردید ).علاوه بر مرگ و میر کودکان بر اثر عوامل ذکر شده، سالانه تعداد قابل توجهی از زنان نیز به هنگام زایمان طبیعی که در روستا و بدون وجود امکانات لازم صورت می گرفت ، جان خود را از دست می دادند.

اما در حال حاضر ودر سالهای اخیر با گسترش فعالیت وزارت بهداشت و برخورداری مردم روستا از امکانات رفاهی  نظیر آب وبرق و مسکن مطلوب و هموار شدن راههای ارتباطی با شهر، مرگ ومیر در روستا به میزان چشمگیری کاهش یافته و خوشبختانه می توان گفت طی این سالها مرگ و میر کودکان  ( بر اثر عوامل گذشته ) به ندرت اتفاق می افتد  وبه طور کلی در حال حاضر مرگ و میر در روستا فقط به علت کهولت سنی و با مرگ طبیعی ودر موارد نادری به علت بیماریهای صعب العلاجی چون سرطان به وقوع پیوسته است.

مهاجرت:

به طور کلی ، واژه مهاجرت در مفهوم جابجایی و انتقال در مکان یا تحرک جغرافیایی جمعیت استعمال می شود . در تعریف باید مفهوم عام کلمه را از معنای خاص آن منفک نمود. مهاجرت به معنای عام عبارت است از ترک سرزمین اصلی و سکونت در سرزمین دیگر به طور دایم یا موقت مهاجرت به معنای خاص آن عبارت است از نقل مکان انفرادی یا جمعی انسانها با تصمیم به تغییر مکان اقامت به طور دائم یا برای مدتی طولانی (بیش از یکسال )

با مقایسه آمار جمعیتی روستا طی دو سر شماری صورت گرفته در سالهای 1375 و 1385 میتوان به کاهش جمعیت روستا پی برد . این کاهش جمعیت علاوه بر کاهش میزان موالید طی این سالها ، به طور عمده به علت افزایش مهاجرت روستاییان به شهر (خصوصا شهر تهران ) می باشد.

میزان این مهاجرتها بخصوص در سالهای پس از انقلاب به حدی بالا بوده که می توان گفت کمتر جوانی (خصوصا پسر به علت استقلال بیشتر ) به خصوص از زمان سن شروع به کار ،در روستا باقی مانده است.

این مهاجرتها که به علتهای مختلفی از جمله: کمبود امکانات زندگی و با صرفه نبودن اقتصاد کشاورزی ( به علت کمبود زمینهای زراعی به نسبت جمعیت ساکن در روستا )، آشنایی روستاییان با مواهب زندگانی شهری در نتیجه راه سازی وامکانات رفت وآمد به شهر ، مصرف گرایی روستاییان در نتیجه بهره مندی از برق و بهر گیری از رادیو وتلویزیون ، اشاعه سواد وآموزش در روستا هر چند در سطح پایین ( که مهاجرت از روستا به دلیل کمبود امکانات آموزشی به شهر برای ادامه تحصیل می تواند یکی دیگر از این دلایل باشد) ، امکانات بیشتر بهداشتی و درمانی و گذران اوقات فراغت در شهر و به طور عمده به انگیزه یافتن کار وکسب درآمد بیشتر در شــــهر صورت می گرفت و می گیرد . اگرچه در آغاز این مهاجرتها عمدتا به طور موقت یا فصلی انجام می گرفت ولی پس از یافتن کسب وکار مناسب وتشکیل خانواده به طور دایم به شهر مهاجرت می کردند .

با توجه به عدم ثبت آمارهای مهاجرتی این روستا، رقم دقیقی از مهاجرت آن نمی توان ارائه داد ولی به گفته خود روستاییان  وبا شمارش سر انگشتی  آنها طی این ده سال ( از سال 75 تا 85 ) تقریبا نزدیک به 100 نفر از روستا به طور موقت ودایم به شهر مهاجرت نموده اند ، ولی هیچ مهاجرتی به سمت روستا (مهاجر پذیری ) صورت نگرفته است.

به طور کلی ویژگیهای عمده این مهاجرتها را می توان بدین ترتیب بر شمرد:

- اکثر این مهاجرتها مرد گزین بوده اند.

- جوان گزینی از دیگر ویژگیهای این مهاجرتها بوده.

- مهاجرتهای صورت گرفته غالبا مجرد گزین بوده است.

- بیشتر مهاجرتها فردی بوده .

- مهاجرتهای موقت به صورت فردی و مهاجرتهای دایم اکثرا به طور جمعی و خانوادگی بوده است .

- بیشتر مهاجرتها متوجه شهر تهران است .

- یافتن کار به عنوان مهمترین هدف و انگیزه مهاجرین بوده است .

 

فعالیت واشتغال:

همانطوری که می دانیم حجم کلی جمعیت فعال وسنین فعالیت نقش عمده ای در تولید اقتصادی خواهد داشت ، مطالعات علمی نشان داده است که بخصوص در کشورهایی که رشد جمعیت منفی بوده یکی از روشهای موثر برای رشد اقتصادی ، تناسب بخشیدن به رشد جمعیت و افزایش جمعیت فعال است.

منظور از جمعیت فعال کسانی هستند که برای کسب در آمد به کار مجاز ( شرعی و قانونی ) فکری یا بدنی در سنین فعالیت ، فعال می باشند. به این ترتیب در ایران افراد بیکار کمتر از 12 ساله ، زن خانه دار، محصل، افراد درآمد دار بدون کار و غیره فعال نیستند.

شاغل کسی است که در سنین فعالیت با کسب در آمد ، شغل مجاز ، که عرفا از آن غا فل نمانده است (حتی بیکار کمتر از 15 روزه ) کار اقتصادی داشته باشد . مجــــموع شاغلین وبیکاران در جستجوی کار( کــــــسانی که کمتر از 15 روز بیکار مانده اند ) را از نظر اقتصادی فعال می نامیم .( جهانفر،1374: ص262)

از کل جمعیت روستا ( 211 نفر )، ترکیب جمعیت شاغل بدین شرح می باشد  (سال 85)

جمعیت شاغل مرد           73 نفر

جمعیت شاغل زن            39 نفر

که در مقایسه با جمعیت شاغل روستا در سال 75 که بدین قرار بوده( آمار نامه سال 1375)

چمعیت شاغل مرد           68 نفر

جمعیت شاغل زن            34 نفر

شاهد افزایش هر چند ناچیز در این جمعیت هستیم.

 

رشد جمعیت:

رشد طبیعی جمعیت اساسا ناشی از تفاضل دو عامل مهم میزان مرگ و میر و میزان موالید است.( همان: ص15)

 از آنجائـــــــیکه رقم صحیحی از میزان این دو عامل ( مرگ و میر وموالید ) طی سالهای گذشته در این روستا به ثبت نرسیده، رشد طبیعی جمعیت آن نیز کاملا مشخص نیست؛ بعلاوه با توجه به افزایش روند مهاجرت طی دو سر شماری اخیر ( سال 75 و 85 ) نمی توان کاهش کلی جمعیت را ناشی از رشـد منفی جمعیت دانست . چرا که به طور طبیعی  همواره جمعیت روستا دارای رشد مثبت می باشد که دلیل آن فزونی میزان موالید نسبت به میزان مرگ ومیر است.

قشر بندی اجتماعی:

در حوزه جامعه شناسی واژه قشر یا لایه برای توصیف سطوح مختلف جامعه بکار می رود . قشر اجتماعی مجموعه افرادی است که موقعیتها ی یکسان ومشابهی در یـــــک رده اجتماعی اشتغال میکنند . قشرها از روی ملاکهای اقتصادی ، سیاسی ، زیستی ، نژادی ، مذهبی و نظایر اینها مشخص می شوند .( تقوی ،1380: ص44)

ملاک قشربندی:

 به طور کلی ملاکهای اعتبار در ارتباط با سلسه مراتب اجتماعی در روستا را می توان به دو دسته تقسیم نمود :

1- ملاکهای اقتصادی

2-    ملاکهای اجتماعی – فرهنگی

برای قشربندی روستاییان ملاکهای مختلفی مانند در آمد وثروت، احترام وحیثیت اجتماعی ، علم وآگاهی وتحصیلات و... ذکر شده است ،اما در این مورد نیز مانند جوامع شهری و عشایری شیوه معیشت خانواده و موقعیت شغلی واجتماعی  رئیس خانواده در سازمان اجتماعی روستا مهمترین ملاک قشر بندی روستاییان شمرده می شود.

به گفته بزرگان وقدمای روستا تا قبل از اصلاحات ارضی ، قشر بندی اجتماعی دراین روستا ( وبه طور  کلی در بیشتر روستاهای کشور) شامل دو طبقه ی ارباب و رعیت بود.

اما جریانهای سیاسی واقتصادی سده اخیر باعث شد که جامعه روستایی در ابعاد مختلف متحول شود و موجبات قشر بندی و جابجایی  قشرها و طبقات به وجود آمده ، قشر و طبقه موجود نابود شود و قشر طبقه دیگری در روستاها پیدا شود . هرم قدرت در روستاهای ایران در دوره جدید ( پس از اصلاحات ارضی ) بدین قرار اســـــــت که روستای ابربکوه  نیز از همین هرم پیروی می کند و بیشترین درصد جمعیت روستا را اقشار متوسط تشکیل میدهند و اقشار بالا دارای کمترین جمعیت میباشند. خوشبختانه در حال حاضر وبخصوص پس از اجرای اصلاحات ارضی و همچنین بعد از کاهش جمعیت روستا بر اثر مهاجرت اکثریت اهالی ، اقشار پایین که در واقع همان طبقه رعیت پیش ازاجرای اصلاحات ارضی هستند،از جمعیت بسیار کمی نسبت به جمعیت کل روستا برخوردارند.

تحرک اجتماعی:

پژوهشهای پراکنده ای که درباره ی میزان تحرک اجتماعی در روستاها انجام گرفته نشان میدهند که میان موقعیت طبقاتی و تحرک اجتماعی افراد رابطه ی مستقیمی وجود دارد و در تحقیق دیگر ارتباط مستقیم میان تحرک اجتماعی و آرزوهای شغلی روستاییان با پایگاه اجتماعی آنان تایید شده است . امکان تحرک اجتماعی و طبقاتی در جوامع معاصر از سه طریق آموزش ، ازدواج ، و مهاجرت به وجود می آید .در این روستا نیز تحرک اجتماعی و طبقاتی از این طرق حاصل حاصل میشود ولی به علت پایین بودن سطح آموزش ، بیشترین تحرک اجتماعی و طبقاتی از طریق ازدواج و مهاجرت به شهر برای روستاییان ایجاد میگردد .

خانواده و ازدواج :  اکثر خانواده ها پر جمعیت است؛ اما طی چند سال گذشته، این بعد جمعیتی خانواده  کاهش چشمگیری یافته است ،چرا که اغلب زنان و مردان جوان روستایی با آگاهی بیشتری نسبت به گذشته ، روی تعداد فرزندان خود کنترل دارند و بدین ترتیب تعداد فرزندان در این خانواده ها بیشتر از 2 یا 3 فرزند نمی باشد .

 

 نوع خانواده در حالت کلی:

خانواده در این روستا مثل اکثریت روستاها عمدتا از نوع خانواده گسترده می باشد ( خانواده ای که در آن چند نسل در درون آن ،  با یکدیگر زندگی میکنند  و به طور عمودی با ورود عروس به خانه و به طور افقی با افزوده شدن اقربا صورت بندد. و میتوان گفت تقریباً همه ی پسران جوان روستا پس از ازدواج در خانه ی پدری خود زندگی زناشویی خود را آغاز میکنند ،در چنین خانواده ای سفره بزرگی پهن شده و تمام اعضای خانواده دور آن غذا می خورند . در نشستن سر سفره نظم خاصی برای اعضای خانواده وجود ندارد ؛ اما مسن ترین مرد ومسن ترین زن خانه غالبا در جای خاصی می نشینند و از احترام ویژه ای بر خوردارند . اولین ظرف غذایی که آماده میشود به آنان داده می شود و معمولا عروس بزرگ خانواده مسئول کشیدن غذا و ریختن چای وجمع آوری و شستن ظرفهای غذا است. 

نقش مرد  به عنوان رئیس خانواده در خانواده  روستایی :

اولین نقش رئیس خانوار ، نقش خانوادگی و نقش پدری است . علاوه براین  ، رئیس خانواده سرپرست واحد تولیدی نیز به شمار می آید و اداره ی امور مزرعه را به عهده دارد . اولین نقش رئیس خانوار که به منظور ایجاد نظم در درون خانه است ، در رابطه با مسائل زیادی بوده یعنی مترتب بر شبکه ای از روابط به منظور ایجاد تعادل و به وجود آوردن تفاهم در درون خانواده و انجام وظایف تربیتی است .

دومین نقش رئیس خانوار مبتنی بر انجام کار تولیدی مشخص است . در ارتباط با این نقش ، اقتدار اربابی متفاوت و جدا از اقتدار پدری در زندگی خانوادگی دخالت دارد و پدر بیشتر به صورت یک ارباب در می آید تا مدیریت مؤثری در تولید ایجاد گردد . پدر کشاورز ، لزوماٌ در حق فرزندان خود رفتاری  غیر از یک پدر کارگر یا کارمند دارد که در تمام مدت روز دور از منزل است و تامین  معیشت  آنان نیز بر همکاری خانوادگی مبتنی نیست. بنابراین اگر پیوستگی این دو نقش طبیعتاٌ موجب تشدید اقتدار در درون خانواده ی کشاورز شود ، روابط صمیمی بین پــدر و پسر، کمکی در جهت ایجاد روابط نزدیک بین " ارباب " و " کارگر " نمی کند و در هر حال در چنین خانواده ای پدر ، نقش پدری و اربابی را تؤاماٌ ایفاء می کند.

نقش زن در خانواده ی روستایی :

زن در خانواده ی روستایی وظایف خانوادگی و تولیدی را با هم انجام می دهد ، یعنی مانند سایر زنان ، زوجه ، مادر و خانه دار است . ولی در عین حال نقش تولید کننده را نیز دارد . ماهیت کار زن روستایی با کار زنان در سایر بخشها تفاوت کلی دارد ، زیرا هم از لحاظ نحوه ی عرضه ی کار و هم از لحاظ میزان و تعداد ساعات کار و کیفیت و همچنین به دلیل مرارتها و مشکلات دارای آنـــــچنان ویژگیـــهای است که قابل مقایسه با کارهای صنعتی یا خدماتی نمی باشد . در قدیم نیز آنچه که بیش از همه در کار کشاورزی توجه محققان و ناظران و نویسندگان را به خود معطوف می کرد ، کار زیاد و شاق زنان روستایی بود به طوریکه همیشه افزونی کار زنان بر مردان تایید شده است، در عین حال زن دارای موقعیت اجتماعی بسیار نازلتری از مرد بوده و این وضع نه تنها در ایران بلکه در کشورهای اروپایی نیز مصداق داشته است .( همان)

زنان این روستا نیز مانند زنان سایر روستاها ، علاوه بر خانه داری در اداره ی امور مزرعه با شوهران خود همکاری نزدیک دارند و تنوع کار زنان در مقایسه با کار مردان روستا بیشتر می باشد . مسئولیت اصلی تربیت و نگهداری فرزندان نیز به عهده ی زنان می باشد . زنان فقط در مزرعه و خانه به فعالیت نمی پردازند  بلکه بخشی از فعالیتهای تجاری مانند فروش تولیدات لبنی خانگی ، تولیدات حاصل از طیور و حیوانات اهلی و حتی بعضی از محصولات درختی و صیفی را زنان انجام می دهند .

زنان منحصراٌ بخشی  از کارها نظیر آشپزی ، پخت نان ، اداره ی واحد کوچک دامداری ، دوشیدن شیر و ... را بر عهده دارند و شوهران  به مزرعه داری و مراقبت از چهارپایان بزرگ و نگهداری ماشین آلات و اموری از این قبیل می پردازند .با وجود نقش عمده ای که مردان روستا در خانواده دارند و مسئولیت های نسبتا زیادی که  به خصوص در تامین اقتصادی خانواده بر عهده دارند اماهمانطور که گفته شد زنان روستا از دامنه ی فعالیت بیشتری در خانه و مزرعه برخوردارند . یک زن روستایی در قبال شوهر خود نیز دارای وظایفی است ، او باید در تمام مسائل  ( مثلا ٌ رفتن به مسافرت یا خرید لوازم خانه و ... ) از شوهر خود اجازه بگیرد . ولی موقعیت اجتماعی زنان در روستا پایین تر از مردان بوده و باید همواره مطیع شوهران خود باشند . در گذشته اکثر زنان این  روستا توسط شوهران خود تنبیه می شدند و تنبیه بدنی زنان در این روستا بین مردان به صورت یک هنجار درآمده بود . گاهی شدت این تنبیهات که به دلایلی غیر موجه و غیر عقلانی صورت می گرفت تا حدی بود که منجر به آسیبهای جسمی جبران ناپذیر زنان می شد، ولی  با این وجود زنان طوری در خانه ی پدری خود تربیت شده بودند که با تمام سختیها و مــــشکلات در زندگی زناشویی خود بسازند و دم بر نیاورند و به عبارتی با چادر سفید به خانه ی بخت رفته و با کفن سفید از آن خارج شوند . اما در حال حاضر تنبیه زنان در روستا به طور کامل منسوخ شده و به ندرت به چشم میخورد و زنان از موقعیت و پایگاه بالاتری در خانواده نسبت به گذشته برخوردارند .

خویشاوندی:

دراین روســتا نیز از گذشته دو طایــفه وجـــود داشــــته که با نامهای " آشاقا باشدی"  ( یعنی اهالی پایین ده ) و " یـــوخاری باشدی " ( یعنی اهالی بالای ده )  شناخته می شود  و از گذشته تا به حال بین افراد دو طایفه دشمنیها و خصومتهای دیرینه ای بر سر مسائل مختلف از جمله زمین  و آب و ... وجود داشته است که این نشان از نقش و نفوذ مهمی است که طایفه روی خانواده های روستا ایفا میکند به طوریکه در مورد ازدواج نیز اکثراٌ ازدواجها درون طایفه ای میباشند .

ازدواج و ویژگیهای جمعیتی آن:

در روستای ابربکوه نیز ازدواج دارای این ویژگیهایی می باشد . مثلاٌ در مورد ازدواج  پیشرس طبق شواهد و گفته های بزرگان و کهنسالان ده حتی ازدواجهایی در سنین 9 سالگی در بین دختران و در سن 12 سالگی برای پسران صورت یافته است . یکی دیگر از ویژگیهای ازدواج در این روســـــــــتا ( وشاید در روستاهای دیگر ) گرفتن  " شیربها " یا " باشلُق "  از خانواده ی داماد توسط خانواده ی عروس می باشد که ظاهراٌ نشانه و بازمانده ی ازدواج مبادله ای است .

 گریز دادن دختر ( که به زبان محلی  " قیز قاچیتماخ " گفته می شود ) یکی از شیوه هایی است که در مواقعی که خانواده ی دختر به ازدواج دخترشان با پسر ( خواستگار ) رضایت نداشته باشند و مانع ازدواجشان گردند  ممکن است پسر  در یک موقعیت مناسب اقدام به گریز دادن دختر نموده و بدین ترتیب خانواده ی دختر را در عمل انجام شده قرار داده ومجبور به رضـــایت نمـــاید .( که مواردی از این شیوه ی ازدواج در این روستا نیز به وقوع پیوسته است . )

ازدواج درون گروهی از ویژگیهای دیگری است که در این روستا به وفور یافت می شودو بنا به گفته ی بزرگان روستا  دلایل مختلفی را میتوان در توجیه این امر عنوان کرد :

اول آنکه دایره ی همسر گزینی به علت عدم امکان روستاییان در معاشرت و آمیزش با مردم نقاط دیگر محدود است و این محدودیت در گذشته ، در حالت اقتصاد بسته بیشتر بوده است ،

دوم آنکه با ازدواج درون گروهی ، نظیر ازدواج دخترعمو و پسرعمو ، پیوندهای خانواده ی گسترده قدرت و استحکام بیشتری می یابد و علاوه بر این ، از لحاظ اقتصادی نیز این نوع ازدواج از قدیــــم الایام حایز اهمیت بسیار بوده و یکی از عوامل تحکیم قدرت اقتصادی خانواده ی روستایی از طریق ارث محسوب می شده است .

آمار ازدواج در روستا:

در حال حاضر( بر اساس سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال 1385 ) ، جمعیت کل متاٌهلین روستا  107 نفر می باشد که از این میان 54 نفر مرد متاهل و 53 نفر  زن متاهل هستند . 

طلاق :

طلاق در بین مردم این روستا به ندرت دیده میشود چرا که زن روستایی طوری تربیت شده که با تمام مشکلات و سختیها در زندگی زناشویی مقابله کرده و می کند تا کانون خانواده از هم نپاشد .

آموزش و سواد: 

در روستای "ابر بکوه" گذشته  آمار بی سوادی نسبت به حال بیشتر بوده و این آمار در زنان بالاتر از مردان بوده است . چرا که در گذشته دختران اجازه درس خواندن و سواد آموزی نداشتند و خانواده ها فقط به تحصیل پسران خود اهمیت می دادند . از طرفی به علت فقدان موسسه آموزشی در روستا ( قبل از سال 1337 ) آموزش پسران در خانه های اهالی روستا و در صورت مساعد بودن شرایط جوی در فضای باز انجام می گرفت . معلم اعزام شده به روستا نیز جزو کسانی بود که برای خدمت سربازی به عنوان معلم به روستا فرستاده می شد ( وشاید یکی از دلایل مخالفت خانواده ها با تحصیل دختران ، مرد بودن و جوان و کم سن وسال بودن معلمین روستا بود ) میزان سواد آموزی نیز فقط تا پایان دوره ابتدایی بود و در صورت تمایل خانواده ها به ادامه تحصیل فرزنـدان در مقاطع بالاتر باید آنها را به شــــــهر می فرستادند . دختران روستا نیز تــــوسط افرادی که سواد قرآن خواندن داشتند ، آموزش رو خوانی قرآن می دیدند.

اما از زمان تاسیس تنها مدرسه روستا در سال 1337 امکان تحصیل برای دختران وپسران روستا فراهم گردید ه است که البته به علت ناکافی بودن کادر آموزشی و نبود امکانات لازم و همــــچنین کم بودن تعداد دانش آموزان در مقاطع بالاتر ، تحصیلات فقط تاپایان مقطع راهنمایی ادامه می یابد  .

مدرسه ی روستا ، در مساحتی حدود   150متر مربع و در قسمت مرکزی روستا بوده و شامل دو کلاس درس و یک اتاق برای معلمان ( دفتر ) می باشد . کلاسها در مقطع ابتدایی به صورت مختلط برای دختران و پسران روستا تشکیل می شود  و در مقطع راهنمایی به علت کــــــــمبود جمـــعیت دانش آموز دخـــــتر ( دختران  روستا اکثراٌ پس از پایان تحصیلات مقطع ابتدایی ترک تحصیل نموده و ازدواج می کنند ) فقط برای پسران برگزار می گردد.

کلاسها در دو شیفت صبح و عصر ( صبحها مقطع ابتدایی و عصرها مقطع راهنمایی ) برقرار می باشد. کادر آموزشی روستا شامل دو معلم برای مقطع ابتدایی و برای مقطع راهنمایی به تعداد دروس آموزشی می باشند که در روزهای معین به روستا اعزام می شوند . معلمین مقطع ابتدایی  خانم و معلمین مقطع راهنمایی آقا می باشند . معلمین روستا ساکن شهر اردبیل بوده و هر روز پس از پایان ساعت کار به شهر باز می گردند .

جمعیت دانش آموز:

جمعیت دانش آموز روستا در سال تحصیلی 87-86 جمعاٌ ( دختر و پسر ) ، 36 نفر می باشد در سال تحصیلی جاری مقاطع تحصیلی سوم ابتدایی و اول و دوم راهنمایی فاقد دانش آموز می باشد که ممکن است در سالهای دیگر ، مقاطع دیگری بدین حالت باشند .

بهداشت و درمان :

عوامل گوناگونی در روستاها ، سبب آلودگی و غیر بهداشتی بودن محیط روستا میگردد؛ کوچه ها و معابر آسفالت نشده و مختصر حرکتی یا وزش بادی موجب تولید گرد و غبار شده و یا به هنگام فصل بارندگی گل و لای شدن زمین باعث آلودگی می شود . دامها نیز به نوبه خود باعث آلودگی بیشتر محیط روستا می گردند . خروج آنها از ده به هنگام صبح و بازگشتشان در هنگام شب با تولید گرد و خاک فراوان همراه است و روستاییان نیز که مجبورند به جدا کردن دامهای خود مشغول شوند به میان آنها رفته و از این هوای آلوده استنشاق میکنند . فضولات حیوانات نیز مسئله ساز هستند . علاوه بر این نحوه ی زندگی خـــــود روستاییان نیز به این آلودگی بیشتر دامن می زند . به عنوان مثال روســــتاییان پس از نـــــظافت پناهگاه حــیوانات ( طویله ) فضولات آن را در محوطه جلوی منزل یا کمی دورتر روی هم انباشته می کنند تا در موقع مساعد بعد از تغییر شکل جهت سوخت(برای تنور) به مصرف برسانند. البته با گذشت زمان و راه یابی بهورزان و بهداشت یاران به روستا و توسعه ی شبکه ی آب و برق و لوله کشی آب و حمام و همچنین وسایل ارتباط جمعی و دادن آگاهیهای لازم به مردم وضع روستا به تدریج بهبود حاصل نموده و روز به روز نیز بهتر می شود.

از آنجا که روستاییان به دلیل کار و فعالیت مداوم و زیاد و استفاده از آب و هوای مناسب و مصرف لبنیات طبیعی از سلامت نسبی برخوردارند ، کمتر دچار بیماری می شوند و بیشتر بیماریهای سطحی و زود گذر به سراغ آنها می آید .

تاسیسات و امکانات بهداشتی و درمانی:

روستا خانه ی بهداشت و درمانگاه ندارد ، ولی همانطور که گفته شد هر ماه تعدادی بهداشتیار از شهر به این روستا اعزام می شوند که وظایف  زیر را برعهده دارند :

1 – بالا بردن سطح اطلاعات اهالی در موردمسائل بهداشتی ودرمانی

2 – پاکسازی و بهسازی محیط زیست

3 – ارائه ی خدمات بهداشتی و درمانی به کودکان و مادران و دادن آگاهی به منظور تنظیم خانواده(قرص و وسایل جلوگیری از بارداری )

4 – واکسیناسیون کودکان

5 – بیماریابی و شناسایی بیماریهای واگیردار

6 – بازدید از منازل و اماکن عمومی

7 – ارائه ی کمکهای اولیه ی بهداشتی

با وجود ارائه ی این خدمات ، روستاییان در مواقع بــــــیماری و حوادث ناشی از کار و زنان به هنگام زایمان ، ناچارند به درمانگاه شهر اردبیل مراجعه نمایند .

تاٌمین آب شرب :

در گذشته تاٌمین آب به سختی صورت می گرفت و اهالی ده  آب مورد نیاز روزانه خود را از حوضچه های کوچکی که به زبان محلی" بیلاق" خوانده می شود و یکی در قسمت بالای ده و دیگری در قسمت پایین ده قرار دارد ، تامین می نمودند . آنها باید روزانه به طور مکرر مسافت خانه تا حوضچه را طی نموده و آب را به وسیله ی ظروف و دبه های کوچک حمل می کردند که انجام این کار آنهم به طور پیاپی بسیار دشوار و خسته کننده بود. اما در حال حاضر با کمک جهاد سازندگی و باهمت شورای روستا ، روستاییان از نعمت آب لوله کشی شده برخوردار شده اند و تمامی خانه های روستا مجهز به لوله کشی آب هستند .

 

حمام :

 مردم روستا قبل از برخورداری از آب لوله کشی در منازل خود ، برای استحمام از تنها حمام عمومی روستا استفاده می کردند .( تاریخ ساخت حمام به طور دقیق مشخص نیست ، اما به گفته ی قدمای روستا در سال 1337  ساخته شده است ) حمام به صورت خزینه ( یعنی یک حوض یا استخر بزرگ ) می باشد واز نفت به عنوان سوخت مورد نیازبرای گرم شدن آب آن استفاده  میشود. اداره ی آن به طور دوره ای مثلاٌ به صورت ماهانه توسط یکی از مردان روستا  انجام میگیرد . حمام به نوبت و در روزهای خاص در اختیار مردان و زنان روستا قرار میگیرد ، مثلاٌ روزهای زوج مخصوص خانمها و روزهای فرد مخصوص آقایان می باشد. اما در حال حاضر و طی چند سال اخیر با بهره مندشدن خانه های روستا از آب لوله کشی شده اکثر  اهالی روستا اقدام به ساختن حمام در منازل خود نموده اند که این موضوع به نوبه ی خود باعث گسترش رعایت بهداشت در روستا شده است ؛ چرا که قبل از این مردم روستا در استفاده از حمام عمومی در روزهای تعیین شده  دارای محدودیت بوده و از طرفی استفاده از حمام به طور مشترک باعث بیماریهای پوستی بین آنان می گردید.

دفع زباله :

دفع زباله در روستای مذکور به طور طبیعی صورت می گیرد . به این نحو که روستاییان زبـاله های خود را اگر حاصل از پس مانده های غذا باشد به مصرف دام و پرندگان خانگی و سگ و گربه میرسانند و یا این زباله ها درمحیط، به صورت طبیعی دفع شده و از بین میروند. سایر زباله ها نیز در مکانهای مختلف و دور از محل سکونت اهالی  در گودالهایی عمیق دفن می شوند .

امراض شایع در روستا :

مردم این روستا به دلیل کار و فعالیت روزانه و استفاده از آب و هوای خوب و مطـــــبوع کوهستانی و مصرف فراورده های طبیعی کمتر به بیماری مبتلا میشوند . از طرفی با فعالیت مرتب بهداشتیاران در روستا و واکسینه  کردن کودکان دربرابر امراض شایع و واگیردار ، بسیاری از بیماریهایی که در گذشته باعث مرگ و میر بین کودکان می شد به طور کامل ریشه کن گردیده اند . بیماریهایی نظیر عقب ماندگی و معلولیت و کم خونی و ... نیز که بیشتر براثر ازدواجهای نامتناسب  به وجود می آیند،  امروزه با استفاده از آزمایشهای پیش از ازدواج و بارداری ، تقریباٌ از بین رفته اند .اما بیماری که در چند سال اخیر باعث مرگ تعداد انگشت شماری از مردان و زنان بالای 50 سال سن در بین اهالی روستا گردیده ، نوع خاصی از سرطان مری است که به گفته ی متخصصان علت این بیماری شرایط جغرافیایی منطقه و نحوه ی تغذیه روستاییان (که به طور عمده از روغنهای حیوانی استفاده میکنند)است .

مسکن :در مناطق کوهستانی مصالحی که در بناها به کار می روند عبارتند از : سنگ و خشت وگل . در این مناطق برای گرم نگهداشتن خانه ها در سرمای زمسـتان ، آغل دامها را در دامنه ی کوهها و کنار خانه های خود می سازند. خانه های قدیمی در این روستا نیز به وسیله ی خشت و سنگ و گل و چوب ساخته می شد و محل نگهداری دام در همان محل زندگی ( داخل خانه ) قرار داشت . اما طی چند سال گذشته روستاییان خانه های قدیمی خود را تخریب نموده و اقدام به ساخت خانه هایی با استحکام بیشتر ( و به اصطلاح مهندسی ساز ) نموده اند که با تیرآهن و آجر و سیمان و بتون و ...و به سبک خانه های شهری ساخته شده است . در ساختمانهای جدید التاسیس محل نگهداری دام خارج از ساختمان خانه ساخته شده و این خانه ها دارای امکانات بهــداشتی یعنـــی حمــــام و توالـــت بـــوده و از نعمت آب و برق نیز بر خوردارند .

ساختمان خانه های قدیمی بسیار ساده بوده و فاقد اتاق جداگانه و حمام و آشپزخانه به شکل امروزی بود . دورتادور محوطه ساختمان خانه را دیوار کاهگلی فرا گرفته بود که محدوده ی ساختمان را مشخص می کرد . دربِ ورودی به محوطه از جنس چوپ ساخته شده و به راحتی باز و بسته می شد (چون هیچ گونه قفل یا حفاظی نداشت ) و مسولیت حفظ امنیت خانه و مقابله با ورود افراد غریبه بدون اطلاع صاحبخانه به خانه ، توسط سگ خانگی انجام می گرفت. ( و هنوز هم می گیرد . ) در حیاط خانه به غیر از ساختمان خانه ، توالت و در گوشه ای از آن اتاقکی کوچک که به زبان محلی " ایوان " گفته میشود، قرار داشت واز آنجاییکه تنور( یا به زبان محلی تَندیر)  در این اتاقک قرار داشت  وپخت نان در آنجا انجام میگرفت به عنوان آشپزخانه از آن استفاده می شد .در گوشه ای  دیگراز حیاط خانه و نزدیک به در ورودی آن مکانی برای سگ گله ساخته شده بود که همانطور که گفته شد این سگ امنیت خانه را خصوصاً در شب حفظ کرده و ساکنان خانه را از ورود هر بیگانه ای مطلع می کرد .در قسمت دیگری از حیاط خانه مکانی برای ذخیره ی علوفه دام اختصاص داشت .ساختمان خانه نیز اغلب به صورت  یک اتاق بود و معمولا طویله نیز در داخل همین ساختمان  قرار داشت که به وسیله ی یک دیوار از اتاق اصلی جدا میشد (علت قرار گرفتن طویله در ساختمان خانه استفاده از وجود دام برای گرم نگهداشتن خانه بود ) البته این طویله فقط مخصوص گاو بوده و پناهگاه دیگر دامها (گوسفند ) در خارج از خانه و در حیاط قرار داشت .مرغدانی  هم معمولا در  کنار طویله قرار گرفته بود.

شکل خانه هاو مصالح ساختمانی:

 ساختمان خانه های قدیمی از سنگ و گل و چوب ساخته شده بود . در وسط خانه تعدادی ستون چوبی که با گل پوشانده شده بود قرار داشت . الوارهای چوبی به کار رفته در سقف خانه نیز مشخص بودند . در سقف خانه منافذی برای تهویه ی هوا و به عنوان نور گیر وجود داشت( که به این پنجره مانندها ، به زبان محلی " باجا " گفته میشد. )در حال حاضر و به خصوص پس از بهره مندی روستا از امکانات آب و برق و ... ساختمان خانه های روستا به طور کامل تغییر کرده و به شکل امروزی تر و به سبک خانه های شهری  وبا مصالح ساختمانی مقاوم ( سیمان،آهن،آ جر، بتون و ...) بنا شده اند . خانه های جدید همگی دارای سرویس بهداشتی (حمام و دستشویی ) هستند و آشپز خانه هم به طور مجزا در داخل ساختمان خانه  وجود دارد.خانه های جدید تقریباً همه شامل یک اتاق پذیرایی و یک تا دو اتاق خواب جداگانه هستند .طویله هم خارج از ساختمان خانه قرار گرفته است .

 شورای اسلامی :

شوراهای اسلامی دهات از جمله شوراهایی هستند که پس از تصویب طرح تشکیلات شوراهای اسلامی کشوری ، در تاریخ 1/9/61 در روستاهای کشور پا گرفته است . ماده 25 و 26 این قانون به شورای اسلامی ده اختصاص یافته است.

دو ماده طــــرح تشـــکیلات شورای اسلامی که به شورای اسلامی ده مربوط می شوند دارای محتوایی به شرح زیر می باشند :

ماده 25 . اعضای شورای هر ده از طرف اهالی به طور مستقیم انتخاب می گردند. تعداد اعضای آن پنج تا هفت نفر است .

ماده 26 . وظایف و اختیارات (به شرح زیر ) :

1)" نظارت و همکاری با مسولین اجرایی و نهادهای انقلابی در امور اجتماعی  ، فرهنگی ، عمرانی ، اقتصادی از قبیل تهیه و تنظیم شناسنامه ده ،شامل آمار جمعیتی (ساکنان ده ) و آمار منابع و امکانات (آمارهای کشاورزی ، دامی ، خدماتی ، صنعتی و ...)

2)    مراقبت در اجرای مقررات بهداشتی و حفظ نظافت ده و ایجاد زمینه ی مناسب برای تامین محیط

3)    کوشش در جهت احیا و لایروبی قنوات و نهرهای متروکه

4)    همکاری و هماهنگی در امور مربوط به جلوگیری از فرسایش خاک و حفظ و عمران مـــزارع ، باغــها ، مراتع ، جنگلها ،اماکن عمومی و راه های فرعی و روستایی و ارائه طرح و پیشنهاد در این زمینه ها به شورای بخش

5)    تشویق اهالی ده به ایجاد کارهای دستی و توسعه صنایع روستایی

6)    تشویق مردم به نگهداری و تاسیس مساجد و تکایا و بقاع متبرکه و حفظ آثار باستانی

7)    با تشکیل کلاسهایی به آموزش اهالی در امر سواد آموزی کمک نمایند .

8)    نظارت و پیگیری در جهت اجرای پروژه های اختصاص یافته عمرانی

9)    همکاری و هماهنگی با وزارت کشاورزی و ارگانهایی که با روستا فعالیت دارند و ایجاد تعاونیها و نظارت بر آنها."( همان:ص96)

 

شورای روستای مذکور (روستای اَبر بکوه ) نیز که شامل چهار عضو (دو عضو اصلی و دو عضو علی البدل ) میباشد ، در هر دوره توسط اهالی روستا به طور مستقیم انتخاب میشوند . اعضای شورا در این روستا هم ، دارای وظایف و اختیاراتی که شرح داده شد میباشند . به طور کلی عمده ی فعالیتهای اعضا عبارتند از :

-  نظارت و همکاری با مسولین در امر عمران و آبادانی روستا از قبیل ایجاد و مرمت راه ، برق رسانی ، ساختن و مرمت مدرسه ، مسجد و ....

- مراقبت در اجرای مقررات بهداشتی و حفظ نظافت روستا و ایجاد زمینه ی مناسب برای تامین بهداشت محیط از طریق رسیدگی و نظارت به وضع آشامیدنی ، حمام ، غسالخانه ، فاضلاب ، محل قرار گرفتن احشام و ...

- بر عهده گرفتن کارهایی از قبیل پخش مواد سوختی ، ارزاق عمومی ،آمارگیری و ...

- پیگیری شکایات مردم در زمینه های مختلف و ...

مسجد : روستا دارای دو مسجد بوده یکی در بالای ده و دیگری در پایین ده ، که بیشتر اهالی برای ادای نماز به آنجا می روند . همچنین در مراسم مختلف مثل محرم ، شبهای قدر ، مراسم ترحیم اموات ، و سایر برنامه و اعیاد مذهبی نیز مسجد پذیرای مردم روستا میباشد . غسالخانه ی روستا نیز در ساختمان مسجد قرار دارد.

 مغازه : روستای مذکور دارای دو باب مغازه و قهوه خانه میباشد که در قسمت بالا و پایین ده قرار دارند و اهالی روستا مایحتاج روزانه خود را تا حد امکان از مغازه تهیه نموده و مابقی ارزاق خود را از بازار شهر تامین میکنند . روستای اَبربکوه به علت پایین بودن تعدا د جمعیت ،  فاقد بانک و مسافر خانه و پاسگاه و... میباشد.( و به همین خاطر اهالی روستا مثلاً برای انجام امور بانکی خود نظیر پرداخت قبوض برق و آب و تلفن و ... ناچارند به شهر مراجعه کنند ، اما در بیشتر مواقع عضو اصلی شورا قبوض مربوط را جمع آوری کرده و این مسولیت را نیز بر عهده میگیرد .)

بخش سوم : ساختار اقتصادی روستا             

زراعت :

در این روستا نیز زراعت به عنوان یکی از منابع اصلی در آ مد روستاییان می باشد در گذشته وپیش از ورود ماشین آلات کشاورزی به روستا زراعت به طور سنتی بوده وبه همین علت با مشکلات بسیاری همراه بوده است، ولی پس از ماشینی شدن زراعت و استفاده از ماشین آلات مختلف کشاورزی نظیر تراکتور، خرمن کوب وکمباین و ..... مشکلات گذشته تا حدود بسیاری هموار گردیده است و تغییر شیوه ی زراعت از سنتی به جدید و ماشینی باعث افزایش  قابل توجهی در مقدار نسبی تو لید هر یک از محصو لات گردیده است .محصولات عمده ی زراعی در این روستا بیشتر به صورت غلات شامل گندم و جو و همچنین حبوبات شامل نخود ، لوبیا،عدس میباشد.  این محصولات هم به صورت آبی و هم به صورت دیم مورد بهره برداری قرار می گیرد . اما  عمده ی آنها به علت کافی بودن میزان بارندگی که متاثر از منطقه ی جغرافیایی روستا می باشد به صورت دیم می باشند. علاوه بر علت ذکر شده یکی دیگر از دلایل دیمی بودن این محصولات عدم امکان آبیاری این زمینها به خاطر دوری زمینهای زراعی از منابع آب مصرفی روستا و همچنین رودخانه ها می باشد . به طور کلی میتوان مساحت زمینهای مورد بهره برداری کشاورزی در این روستا را حدود 350هکتار تخمین زد که میزان سطح زمینهای زیرکشت هر یک از محصولات به میزان زیر بر آورد می گردد :

غلات شامل( گندم وجو )                   170هکتار

حبوبات ( نخود و لوبیا وعدس )            80هکتار

که از میان غلات گندم داری سهم بیشتر و از میان حبوبات نیز عدس سهم بیشتری را دارا میباشد .

عمده ی این محصولات علاوه بر مصرف غذایی روستاییان در بازار خارج از روستا ( در شهر )به فروش می رسد و یکی از منابع در آمد روستاییان می باشد .

علاوه بر این محصولات ، سبزیــــــــجاتی چون سیب زمینی و گوجه فرنگی و همچنین چغندر قند نیز در روستا کشت می شود که میزان این محصولات بسیار ناچیز  بوده  وفقط به مصرف خود روستاییان می رسد . از دیگر محصولات مورد بهره برداری در کشاورزی که سهم نسبتا زیادی( حــــدود 70هکتار) از زمینهای زراعی را دارد،  نباتات علوفه ای ( یونجه ) می باشد که به علت نیاز دام به میزان بیشتری در روستا کشت می شود، به طوریکه هر خانوار علاوه بر مصرف روزانه ی دام ، مقدار زیادی علو فه  برای مصرف سالیانه دام انبار می کند .

دا مداری  و دا مپروری :

در بسیاری از موارد زراعت به تنهایی نمی تواند کفاف مخارج خانوار روستایی را بدهد و در مورد این روستا نیز می توان گفت که بیشترین منبع در آ مد روستاییان از طریق دامداری بدست می آید و در واقع شغل اصلی آنها دامداری است ، به طوریکه سهم دامداری و دامپروری در عایدی هر خانوار روستایی بیشتر از سایر فعالیتهای کشاورزی است. تقریبا اکثر خانوارهای روستایی  گاو یا گوسفند و یا هـــمه ی آنها را با هم دارند . فروش سالانه تعدادی از دامها و فرآورده های آ ن مثل شیر و ماست و پنیر و کره و روغنهای حیوانی  از منابع عمده در آمد مردم این روستا است  . به طور کلی می توان تعداد  کل رئوس دام ( گاو وگوسفند ) در این روستا را حدود  200  راس گاو و 500  راس گوسفند تخمین زد . همانطور که گفته شد تولیدات دامی علاوه بر تامین  معشیتی روستاییــــــان بیشتر در بـازارهای شهری به فروش می رسند .

دامها ( شامل گاو وگوسفند ) در فصول بهار و تابستان از مراتــع و چراگاههای منطـــــقه تعلیف میشوند، ولی در فصول سرما در پناهگاه حیوانات مانده و برای تغذیه آنان از علوفه ذخیره شده استفاده  می شود . ( هر خانوار روستایی علاوه بر چراگاههای طبیعی  صاحب چند هکتار زمین برای تامین علوفه ی دام خود می باشد . )

نام تعدادی از چراگاههای روستابدین شرح است :

"سالی – کوتورگَه – تپَه باشی – دَرَلی داش – بجزوان – مستی چمن"

 

تولیدات دامی :

این تولیدات که عمدتا شامل شیر و فرآورده های آن  می باشند از با زار خوبی در شهر بر خور دارند.  یعنی علاوه بر فروش سالانه تعدادی از دامها ، فرآورده های آ نها نیز در طول سال به فروش میرسند.

شیر دوشی : معمولاً دامها تا مرداد ماه هر سال شیر می دهند از این تــــاریخ که شیر دام رفته رفته کم می شود، دامداران بره ها و گوساله ها را در میان مادرانشان رها می سازند و آ نها را از نوشیدن کامل شیر مادرشان منع می کنند . برای جلوگیری از خوردن شیر دام، پستان دام را معمولاً با کیسه ای پار چه ای می پوشانند و بدین گونه مانع خوردن بره ها و گوساله ها از شیر مادرشان  میشوند . دوشیدن شیر از وظایف زنان است، برای دوشیدن شیر گاوها معمولاً دو نفر لازم است . فرزندان روستاییان در این کار به مادرانشان کمک می کنند؛ یعنی از یک طرف گوساله را کنار گاو نگه میدارند تا مادرشان از سوی دیگر گاو را بدوشد . گوساله ی گاو نباید به موقع شیر دوشیدن خیلی دور از گاو باشد در غیر اینصورت گاو به صاحبش شیر مطلـــــوب را نخواهد داد . حتی در مواقعی که گوساله ی گاو مرده باشد  گاو به سختی شیر می دهد . برای رفع این مشکل روستاییان معمولا پوست گوساله ی مرده را از کاه پر می کنند تا گاو فریب خورده و شیر دهد .

تهیه فرآورده های شیر :  شیر را از دام دوشیده و از آن فرآورده های مختلف درست می کنند.  اولین شیر دامی را که تازه زاییده است حرارت می دهند تا "آغوز" به دست آید که غذای بسیار لذیذی است. اگر شیر را حرارت دهند و سپس خنک کنند قشر نازک روی آن  "سرشیر" نام دارد که به اصطلاح محلی "قَیماق "می گویند . به شیر حرارت داده و پس از خنک شدن آن چند قاشق ماست  به آن اضافــــه می کنند و اطراف ظرف شــــــــیر را کاملـــاً می پوشانند پس از مدتی شیر تبدیل به ماست می شود . ماست را به زبان محلی  " قاتوق " می گویند . به شیر مایه پنیر میزنند و پنیر به دست می آید که به زبان محلی به آن "پِِندیر" می گویند. ماست را در مشک ریـخته و مقــــدار لازم آب به آن اضافه می کنند و آن قدر بهم می زنند تا کره ی آن  از ماست جدا شود ، مایع باقیمانده را دوغ که به زبان محلی  " اودوغ " می گویند، می نامند. کره به دست آمده را با دست به صورت گلوله هایی متوسط درآورده و این روغن حیوانی را که به زبان محلی " یاق" گفته میشود، در وعده ها ی غذایی مختلف به همراه سایر خوراک خود به مصرف میرسانند .

دوغ را در دیگهای مسی می جوشانند تا آب آن بخار شده و سفت شود سپس آن را در کیسه های متقالی می ریزند تا آبش گرفته شود وبعد از آن ، به صورت گلوله های کوچک در آورده در برابر نور خورشید قرار می دهند تا خشک شود و کشک که به زبان محلی  به آن" قورود " می گویند، درست می شود . روستاییان مازاد شیر دامهای خود را ( خصوصا در فصل زمستان) به شهر برده و در آنجا به فروش می رسانند .

باغداری :

باغداری در این روستا ، نقش یک درآمد و فعالیت مکمل را دارد و نسبت و نقش درآمد حاصل از باغداری در بودجه و درآمد خانوار روستایی تنها جزء ناچیزی از درآمد خانوار را تشکیل می دهد . چرا که به علت کوهستانی بودن منطقه، میوه و محصولات باغی روستا دارای تنوع کمی است . میوه ها شامل گلابی ، سیب ، آلوو آلوچه بوده و به دلیل جنگلی بودن این میوه ها دارای مزه خاصی است و از بازار خوبی در شهر برخوردار نیست و فقط به مصرف خود روستاییان می رسد . البته به علت ترش مزه بودن این میوه ها ، روستاییان هرساله با استفاده از آنها لواشک درست میکنند. بدین صورت که پس از جمع آوری میوه هـــا آنها را شـــــــسته و می پزند و سپس میوه پخته شده  که به صورت مایعی غلیظ در آمده برروی سفره یا نایلون بزرگی پخش کرده و در فضای باز ( معمولاً در پشت بام خانه هایشان ) پهن می کنند و پس از دو سه روز لواشک را از روی نایلون آن جدا نموده و جمع می کنند . این لواشکها که به زبان محلی "تُرشی" نامیده میشوند، با طعم میوه های

نوشته شده توسط اورابکی لی  | لینک ثابت |

ادامه از بخش اول

در میان محصولات باغی روستا ، گردو سهم بیشتری نسبت به سایر محصولات دردرآمد روستاییان از طریق باغداری دارد . چرا که گردوهای این منطقه بسیار مرغوب بوده و اکثر روستاییان در باغهایشان تعدادی درخت گردو دارند.

نام باغهای قدیمی روستا :

"ممد خان باغی – مهدی قلی باغی – شارزا باغی – دولت باغی – تزه باغی – اشرف باغی – موسی خان باغی – گنجعلی باغی – خلیل باغی "به طور کلی همانطور که ذکر شد باغداری جزمشاغل فرعی در روستا به شمار می رود و در آمد حاصل از فروش محصولات باغی نقش چندانی در در آمد خانوارهای این روستا ندارد.

زنبور داری :یکی دیگر از مشاغل فرعی که در بین تعداد انگشت شماری از مردم این روسـتا به چشم می خورد ، زنبورداری می باشد . تعداد کندوها در کل از 200 کندو تجاوز نمی کند . ولی عسل تولید شده از این کندوها، به علت آب و هوای خاص منطقه و تغذیه زنبورها از گلهای طبیعی دارای طعم و مزه کاملاً طبیعی بوده و عمده عسل تولید شده برای فروش به بازار عرضه میگردند .

 

جالیزکاری و صیفی کاری : عمدتا شامل خیـــار و کدو تنـــبل می باشد ) فقط توسط  تعداد اندکی از خانوارهای روستایی مورد بهره برداری قرار می گیرد که آنهم وسعت بسیار ناچیزی  از زمینهای زراعی هر خانوار را در بر گرفته و تنها به مصرف خود خانوار می رسد و در مواقعی توسط دیگر اهالی روستا خریداری می شود و در کل سهم چندانی در در آمد خانوار روستایی ندارد .

 

صنایع روستا :

صنایع دستی : منظور از صنایع دستی روستایی آن نوع از صنایع ساده و بدون پیچیدگی تکنیکی است که در روستا منبع در آمد و شغل تکمیلی محسوب می شود و  روستاییان در مواقع بیکاری فصلی بدان می پردازند. خانوار روستایی از مواهب صنایع دستی استفاده میکند تا بدین وسیله بتواند هم از اتلاف وقت خود جلوگیری نماید و هم کالایی را تولید کند . ودر نهایت به نیازهای مصرفی خانواده خود پاسخی بدهد .

صنایع دستی روستایی در واقع مکمل فعالیتهای زراعی و دامپروری دهقانان است. این بخش از فعالیت تولیدی که کار زنان و کودکان است ، جنبه تولید خانوادگی دارد و بر تولید افزار مندی مبتنی نیست ، از این رو بیشتر به مصرف خانوارهای روستایی می رسد و تنها مازاد آن به بازار عرضه میشود.

ولی همانطور که عنوان شد در گذشته ، صنایع دستی در این روستا نیز رواج داشته است .  با توجه به محیط جغرافیایی و طبیعی روستاواین مساله که این محیط است که مواد اولیه صنایع را در اختیار مردم قرار میدهدو همچنین شغل اصلی مردم آن که دامداری می باشد ، عمده صنایع دستی این روستا از پشم دام تهیـــــــــه می شده ؛ یکی ازاین صنایع دستی ، فرش و قالیچه و انواع گلیم و جاجیم میباشد که اکثر زنان روستا کم و بیش در قالیبافی و جاجیم و گلیم بافی  دارای مهارت بودند؛  این زیراندازها با طرحهای سنتی و ابداعی خود زنان بافته شده و بیشترمورد استفاده خودشان قرار میگرفت وبه ندرت در بازار می فروختند . از دیگر صنایع دستی زنان روستا ، جورابها و شاال گردنهای پشمی بود که با پشم تابیده شده گوسفند و در طرحها و رنگهای متنـــوع و همراه با نقش و نگارهای زیبایی بافته می شد  و با توجه به آب و هوای سرد و کوهستانی روستا که دارای زمستانهایی با سرمای سخت و طاقت فرسا می باشد این صنایع دارای کاربرد بسیار موثری در حفظ اهالی از این سرما بود ( و هنوز هم هست .)

همانطور که گفته شد ، صنایع دستی در این روستا، هیچ نقشی در درآمد روستاییان نداشته و ندارد و عمدتاً برای پر کردن اوقات فراغت زنان روستا بوده است که امروزه نیز زنان سالخورده روستایی در مواقعی به بافتن این لباسهای گرم برای فرزندان و نوه های خـــــود می پردازند .

زمین زراعی :

سطح قابل کشت زمین زراعی برای هر کشاورز شاخص مهمی از توسعه فناوری است که بسته به وسعت زمینی که فرد می تواند روی آن کار کند در نظر گرفته می شود . سرانه سهم زراعی به خانوار در ایران حدود 2/3 هکتار (سال 70) ، در کشورهای پیشرفته 3/13هکتار (سال 80 ) و در کـــشورهای عقب مانده 3/1 (هکتار ) (سال 80) می باشد.( همان: ص102)

همانطور که گفته شده دراین  روستا از مجموع زمینهای کشاورزی آن تنها 300 هکتار مورد بهره برداری قرار می گیرد و مابقی آن به دلایل مختلف از جمله مهاجرت ، عدم سرمایه لازم برای خرید ماشین آلات کشاورزی و عوامل دیگر بلا استفاده مانده است و با این حساب سرانه سهم زراعی به خانوار در این روستا کمتر از یک هکتار می باشد .البته ناگفته نماتد اهالی این روستا برای زمینهای زراعی از مقیاس " چارک" استفاده مینمایند که این مقیاس از نظر اندازه بسیار کمتر از یک هکتار می باشد.

با توجه به موقعیت جغرافیایی روستا که در منطقه سرد و کوهستانی قرار دارد و میزان بارندگی سالانه،که تا حدود زیادی آب مورد نیاز برای فعالیتهای زراعی را کفایت می کند و از طرفی بیشتر زمینهای زراعی در این روستا در مناطقی قرار دارند که امکان آبیاری وجود ندارد ، وسعت اراضی که به صورت دیمی کشت می شوند، بیشتر از اراضی است که به صورت آبی کشت می شوند، یعنی از مجموع زمینهای مورد بهره برداری ( 300 هکتار ) ، تقریبا­­­ دو سوم­­­­­­­­­­­­­ آن به صورت دیم کشت میشوند.

 

روستای ابربکوه با توجه با منطقه جغرافیایی واقع شده در آن و همچنین میزان بارش جوی منطقه که به طور متوسط بین 250 تا 600 میلیمتر در نوسان است، می توان گفت از نظر کفایت آب برای زمینهای زراعی مشکل خاصی ندارد و اکثر زمینها به صورت دیمی مورد بهره برداری قرار می گیرند و در مورد مابقی زمینها که به صورت مصنوعی آبیاری می شوند ، از منابع آب مختلفی چون چشمه ها و رود خانه ها و اخیراً از آب لوله کشی شده  برای آبیاری مزارع استفاده میشود. البته در گذشته استفاده از این منابع آب به طور دوره ای و گاهاً جیره بندی شده بود.

زیربناها و ارتباطات :

موقعیت ارتباطی روستا : همانطور که در قسمت پیشین  ذکر شد ،" روستای ابربکوه" دارای یک راه ارتباطی اصلی با شهر اردبیل- که به صورت جاده آسفالته می باشد- و همچنین راههای ارتباطی فرعی با روستاهای اطراف - که به صورت جاده خاکی ومالرو می باشد- است . البته جاده اصلی به سمت شهر ، دارای انشعاباتی به سمت  روستاهای اطراف هم می باشد و رفت و آمد  اهالی به این روســتاها نیز، از طریق همین جاده اصلی صورت می گیرد .

فاصله با شهر :

 فاصله روستا تا شهر حدوداً 20 کیلومتر می باشد که زمان لازم برای طی این مسیر با وسائط نقلیه حدودا نیم ساعت می باشد .

انواع وسائط نقلیه:

در گذشته به علت ناهموار بودن راه ارتباطی روستا با شهر و رواج کمتر استفاده از وسایط نقلیه در روستا، اهالی برای رفت و آمد به شهر و روستاهای اطراف از حیواناتی چون اسب و قاطر و الاغ استفاده می کردند که اینگونه رفت و آمد خصوصًا در فصول سرد سال که جاده اکـثراً به علت بارش شدید برف، ناهموارترو در مواقعی غیر قابل عبور و مرور می گردید ، مشکلات عدیده ای را برای روستاییان که در مواقعی مثل بیماریهای حاد وحوادث دیگر ناچار بودند به درمانگاه شهر بروند ، به وجود می آورد .

ولی در حال حاضر و طی چند سال گذشته که با همکاری جهاد سازندگی جاده ارتباطی روستا به شهر مساعد و هموار گردیده روستاییان برای رفت و آمد به شهر از انواع وسائط نقلیه نظیر اتومبیل سواری شخصی ، وانت ، موتور ،مینی بوس( و در مواقعی تراکتور ) و ... استفاده میکنند. استفاده از این وسائط نقلیه در چند سال گذشته در روستای مذکور تا حدی رواج یافته که تقریباً نیمی از خانوارها یکی از این وسایل نقلیه را دارا میباشند و بقیه ی اهالی   برای رفتن به شهر از تاکسی سرویس( که با یک تماس تلفنی از شهر اردبیل به روستا فرستاده میشود ) استفاده میکنند.

انواع راههای ارتباطی  :

راههای ارتباط روستا با بیرون از روستا ، نسبت به گذشته پیشرفت قابل ملاحظه ای یافته است . یکی از مهمترین این وسایل ارتباطی که باعث گسترش امکان ارتباطات روستا با محیط خارج  آن گشته ،تلفن میباشد . ایستگاه مخابرات در روستا با کمک اعضای شورا در سال 1380  راه اندازی شده است. با نصب این ایستگاه تمامی خانوارهای روستایی  اقدام به خرید خط تلفن نمودند و در حال حاضر هیچ خانواری بدون این امکان ارتباطی در روستا باقی نمانده است . تلفن به عنوان یکی از وسایل ارتباطی مهم در تامین ارتباطات روستاییان با اقوام و خویشان و دوستان خود در خارج از محیط روستا میباشد که این وسیله توانسته  تا حدود زیادی از رفت و آمد روستاییان به شهر ( و بالعکس ) بکاهد  چرا که  در بسیاری از موارد اهالی فقط برای جویا شدن از احوال نزدیکان خود در شهر  ناچار به سفربودند. اما در حال حاضر میتوانند  به راحتی از طریق یک تماس تلفنی با آنها ارتباط برقرار کرده و از احوال آنها مطلع شوند .

علاوه بر برخورداری روستاییان از تلفن ثابت ، در چند سال اخیر امکان برخورداری آنها از تــلفــــن همراه نیز به وجود آمده و تقـــریباً اکثــریت آنها(  خصوصاً جوانان ) ، از تلفن همراه نیز استفاده میکنند .

آب و برق :

همانطور که اشاره گردید ، روستا در دهه ی اخیر با همت و یاری جهاد سازندگی و همکاری اعضای شورا ، به طور کامل از امکانات برق و آب لوله کشی شده برخوردار گردیده است .

 توزیع :

روستاییان این منطقه محـصولات زراعی و فــرآورده های دامی خود را در بازار شهر به فروش رسانده و مایحتاج مورد نیاز خود را نیز از همین بازارهای شهری خریداری میکنند . البته برخی از اهالی به جای اینکه خودشان مستقیماً به فروش محصولات در بازار شهر بپردازند ، محصولاتشان را بواسطه ی یکی دیگر  از اهالی به فروش میرسانند .

روستای مذکور به علت کم بودن تعداد جمعیت ساکن درآن (211 نفر ) فاقد فروشگاه چه به صورت خصوصی و یا دولتی وتعاونی میباشد و بنابراین از تعاونی تولید و مصرف نیز در روستا خبری نیست.  فقط همانطور که قبلاً اشاره شد در کل روستا فقط دو باب مغازه وجود دارد که آنها هم فقط برخی از مایحتاج مورد نیاز روستاییان را به فروش میرسانند.  بنابراین مردم روستا بیشتر خرید و فروش خود را در بازار شهر و به صورت عمده انجام میدهند .

اقلام قابل فروش در بازار شهر شامل  : حبوبات و غلات و گردو و از فرآوردههای دامی شیر و، کره ، ماست ، کشک ، دوغ ، پنیر و همچنین گوشت دام ، پرندگان خانگی و تخم آنها میباشد . علاوه براین دارندگان کندوی عسل  نیز، به فروش عسل تولیدی کندوهایشان می پردازند .

 نظام بهره برداری در این روستا نیز در حال حاضر به صورت ماشینی و نیمه ماشینی میباشد . از طرفی هم  میتوان نظام بهره برداری در این روستا را به صورت بهره برداری خانوادگی دانست . این نوع بهره برداری  نوعی از بهره برداری است که در آن رییس خانوار با کمک افراد خانواده ی خود در قطعه زمین مشخصی زراعت میکند . این نظام بهره برداری خانوادگی در حالت کلی به دو صورت دیده میشود : خرده مالکی خانگی – اجاره داری خانــگی که در این میان نیز نظام خرده مالکی خانگی بیشتر در روستا دیده میشود .

( خرده مالکی خانگی : گونه ای از بهره برداری خانوادگی است که در آن زمین زراعی در تملک رییس خانوار است . ( همان))

واحدهای بهره برداری :

" واحد بهره برداری از زمین " یا " واحد کار زراعی " ، سازمان یا مجموعه ای است از آب و زمین ، ابزار کار زراعی و نیروی انسانی که تحت نظر مدیریت واحد اداره میشوند . مدیریت واحد بهره برداری ممکن است یا یک شخص حقیقی باشد یا شخص حقوقی . واحد بهره برداری یا واحد کار زراعی میتواند شکل فردی و مفروز داشته باشد یا جمعی و مشاع.

واحد بهره برداری در این روستا عمدتاً به صورت فردی میباشد . در گذشته و پیش از اجرای اصلاحات ارضی در روستا ، مهمترین واحد کار زراعی فردی به صورت نسق زراعی بود؛ به عبارتی در روستا نسق بندی رایج بود . نسقبندی یعنی نحوه ی توزیع آب و خاک در بین زارعان ، که ممکن بود به صورت سالانه و یا به شکل اتفاقی انجام گیرد .

اما پس از اجرای اصلاحات ارضی در نحوه ی تقسیم اراضی نیز دگرگونی بسیاری حاصل گردید .

دین و مذهب :

دین رسمی مردم این روستا اسلام و مذهب آنها شیعه جعفری است . چرا که شهر اردبیل خاستگاه تشیع است که به عنوان مذهب اصلی ایرانیان به شمار می رود . منطقه دارای بافت فرهنگی سنتی است که مذهب عمده ترین و قویترین عنصر آن است و مردم آن علاقه مندی شدید به مبانی اسلامی و تشیع دارند .اعتقادات مذهبی در روستا قویتر از شهر بوده به طوریکه انجام فرائض دینی از سنین کودکی ( پیش از سن تکلیف ) به فرزندان آموخته میشود . تمامی اهالی ده نماز می خوانند . مکان نـــماز خصوصاً برای مردان در اکثر مواقع مسجد روستا است . بچّه ها از سن تکلیف روزه می گیرند . مردم روستااعتقاد و علاقه ی خاصی به ائمه اطهار علیهم السلام دارند و مراسم مختلف مذهبی شامل اعیاد مذهبی ، میلاد و وفات ائمه اطهار علیهم السلام ، ماه محرم و صفر و ماه مبارک رمضان در روســـتا با شور و حرارت وصف ناپذیری برگزار می شود.

- محرم :

در تا سوعا و عا شورای حسینی  اهالی در این روزها در مسجد ده نذری می دهند که این نذری با کمک تمامی اهالی ده تهیه میشود . یکی از مراسم خاص در روز عا شورا اجرای مراسم تعزیه خوانی میباشد . این مراسم که به زبان محلــــــــی " شَبِه چیخارتماق" خوانده میشود ، هر ساله در ظهر روز عاشورا ، در یک محوطه ی باز در روستا توسط تعدادی از اهالی اجرا میشود وروستاییان با دیدن  این مراسم و  تداعی واقعه ی عاشورا  و مصائب سیدالشهدا و اهل بیت او به سوگ می نشینند. یکی دیگر از مراسمی که در گذشته در روز عاشورا انجام میشد ولی طی چند سال اخیر با فتوای رهبر معظم انقلاب حضرت آیت ا... خامنه ای ممنوع اعلام گردید ، مراسم" قَمِه زنی" بود . در این مراسم که توسط برخی مردان روستا و به عنوان یک نذر انجام می گرفت ، با شمشیر بر فرق سرشان به طور سطحی و در مواقعی با شدت بیشتری  ضربه می زدند و در واقع می خواستند با این عمل، خود را در مصایب سالار شهیدان شریک بدانند . در شب عاشورا نیز اهالی ده با در دست گرفتن فانوس ها و شمعهای  روشن، سینه زنان ومرثیه گویان، در روستا به راه افتاده و به اصطلاح مراسم" شام غریبان " را اجرا می کنند .

- ماه رمضان :ماه رمضان در روستا حال و هوای دیگری به خود میگیرد . همه ی مردان و زنان و کوچکترها هم از سن تکلیف و حتی در بعضی موارد از سن هفت سالگی روزه می گیرند . هر نیمه شب به هنگام سحر یکی از اهالی بر روی بام مسجد رفته و با صدای بلند شروع به خواندن مناجات سحر می کند تا از این طریق مردم روستا را برای سحری بیدار کند . به هنگام افطار نیز روستاییان همدیگر را به افطاری کردن در منازل خود دعوت می کنند .

در صبح روز عید فطر اهالی فطریه ی خود را جمع نموده و به فقرای روستا می دهند و بعد از آن به طور جماعت به اقامـه ی نماز عید فطر می پردازند . ( البتــــه در حال حاضر با بهره مندی روستاییان از امکاناتی نظیر تلویزیون و رادیو تغییراتی در این مراسم حاصل گردیده است ، مثلاً مردم از طریق این وسایل ارتباط جمعی از زمان اذان و سحر و افطار و همچنین روز عید فطر خبر دار می شوند.)

خوراک:

نان به عنوان قوت اصلی مردم روستا می باشدو از قدیم الایام  روستاییان خودشان در تنورهای  خانگی نانهای مختلف محلی می پزند که اغلب شامل دو نوع نان یکی با ضخامت کم و نازک و به شکل نان لواش  و دیگری نانی با ضخامت بیشتر( که به زبان محلی به این نوع نان "پِنجَیش " گفته می شود)  می باشد.

یکی دیگر از نانهای محلی روستا که بیشتر در مراسم خاصی نظیر عروسی یا اعیاد و همچنین به عنوان سوغات به هنگام بازگشت مسافرین از این روستا به زادگاه خود تهیه می شود، نانی است که به زبان محلی  "فَتیر " خوانده می شود و از نانهای خوش طعم محلی بوده و دارای طرفداران بسیاری بخصوص در میان شهر نشینان می باشد ( این نان با استفاده از آرد و شیر و شکر و تخم مرغ و زعفران و به شکل کلوچه پخته شده و روی آن با نقوش خاصی تزئین می شود )لازم به ذکر است که این نوع نان عمدتا با همکاری تعدادی از زنان روستا وبه صورت دسته جمعی تهیه میشود ، بدین صورت که هر کس مسئول انجام بخشی از مراحل تهیه و پخت نان میشود .

 . یکی از معروفترین و پر طرفدارترین این غذاها به خصوص در شهر اردبیل" آش دوغ محلی" می باشد که در تهــــیه این آش از ماست ( دوغ ) و حبوبات ( نخود و لوبیا ) و سبزی های کوهی استفاده می شود . منطقه دارای سبزیهای کوهی فراوانی میباشد که هم به صورت خام و هم به صورت پخته شده مصرف می شوند؛ برخی از این سبزیها دارای خاصیت درمانی هم می باشند . این سبزیها به زبان محلی با نامهای مختلفی خوانده می شوند ؛ نام برخی از آنهاعبارتند از:

"کَهلیگ اُتی ، یِملیگ ، تَره ، یارپوز ، قَزَیقی و..."

از دیگر غذاهای محلی روستا که "کَتِه " نام دارد ، به شکل پیراشــکی بوده و داخل خمیر ، مخلوط سیب زمینی پوره شده و پیاز قرار داده و درون تنور پخته میشود .

خورش " ترشی قُرمه " نیز  از دیگر خوراک مردم روستا میباشد که معمولاً  در مراسم خاص مثل ولیمه عروسی و یا مراسم ترحیم به عنوان خیرات تهیه میشود . این خورش تقریباً به صورت خورش قیمه بوده با این تفاوت که به جای لپه در آن از لوبیا سفید و آلو استفاده میشود . از دیگر خوراک مخصوص این روستا ( و به طور کل شهر اردبیل ) که بـــیشتر در ماه مبارک رمـــــــضان تهیه میشود " حلوای سیاه "  یا حلوای شیره نام دارد که چون با شیره ی انگور یا شیره ی توت یا انجیر تهیه میشود به رنگ تیره بوده و به این نام خوانده میشود .

به طور کل در حال حاضر با برخوردار شدن تمامی اهالی روستا ازامکاناتی چون اجاق گاز و یخچال و ... و ارتباطات بیشتر مردم روستا با مردم شهر ، خوراک آنها تنوع بیشتری یافته است .

پوشاک :

نوع پوشش مردم هر منطقه یـــکی از وجوه تمایز آنها از مردم دیگر دیگر مناطق روستایی می باشد . وضع پوشاک مردم روستا از گذشته تا به امروز تــغییر محسوسی نموده است . زنان روستا در گذشته نوعی لباس محلی که به زبـــــان روستاییان " تومان کُینَی " خوانده می شود بر تن می کردند . این لباس شامل یک پیراهن بلند و گشاد با دو چاک در دو طرف پهلویی پایین پیراهن بوده و از زیر آن سه تا پنج دامن بلند و چین دار می پوشیدند که از پیراهن اول بلند تر بوده و از پایین آن مــــشخص می شد و این پیراهن با پارچه های گلدار و با رنگهای شاد و متنوع دوخته می شد . یک جلیقه کوتاه  هم که روی آن سکه دوزی شده بود  بر تن می کردند و روسری یا شال بلندی که به زبان محلی " چَرقَد " گفته می شد طوری بر سر میکردند که اغلب روی صورتشان را هم تا زیر چشمهایشان می پوشاند و فقط چشمهایشان مشخص بود که به اصطلاح محلی اینگونه روسری بر سر نمودن و پوشاندن قسمتی از صورت به وسیله ی آن را " یاشماق " می گویند.

این لباس محلی با ترکیب رنگی و زیبایی خاص خود در گذشته حتی به عنوان لباس عروس نیز استفاده می شد و در واقع دختران روستا ، برای اولین بار درروز عروسیشان این لباس را بر تن میکردند و پس از ازدواج همواره از این مدل لباس محلی می پوشیدند .( یعنی  دختران روستا قبل از ازدواج پیراهن معمولی بر تن کرده و لبـاس محلی مخصوص زنان روستا بود .) ولی در حال حاضر زنان روستا به ندرت لباس محلی بر تن می کنند و بیشتر آنها از لباسهایی شبیه به لباسهای  زنان شهری استفاده مینمایند .

پوشش مردان روستا با مردان شهر تفاوت چندانی ندارند ولی اکثر مردان روستا کلاه ( کلاه لبه دار یا کلاه شاپو )که به اصطلاح محلی " بُرک" گفته میشود ، برسر می گذارند .البته جوانترها از کلاه استفاده نمی کنند .

وسایل منزل :

وسایل منزل روستاییان از گذشته تا به امروز تغییرات بسیاری نموده است .در گذشته وسایل منزل روستاییان بسیار ساده و مختصرو محدود بوده است . زیرانداز آنها بیشتر به شکل جاجیم و گلیم ویا فرشهای دستباف خودشان بود . برای پخت و پز از تنور استفاده می کردند و می توان گفت تنها وسیله آشپز خانه ای آنها چیزی نبود  به جز تعداد کمی ظروف مسی و سفالی . در کل لوازم و اثاثیه یک خانوار روستایی چیزی نبود جز تعدادی قالیچه ، ظروف ، رختخوابهایی که خودشان با پشم گوسفند تهیه می کردند و با همین لوازم ساده به گذران امور زندگی می پرداختند .ولی طی چند سال گذشته و در حال حاضر که مردم روستا از امکانات مختلفی از جمله برق بهره مند شده اند دگرگونی و تغییرات بسیاری در وسایل منازل آنها به چشم می خورد ، چرا که امکان استفاده از لوازم مختلف برقی نظیر یخچال ، جارو برقی ، لباسشویی و انواع وسایل صوتی و تصویری ( رادیو ضبط ، تلویزیون و...) را دارا شده اند .به علاوه تمامی اهالی روستا از اجاق گاز برای پخت و پز استفاده می کنند و تنور مثل گذشته کاربرد زیادی ندارد و همانطور که قبلا گفته شد خانه های جدیدالاحداث روستا فاقد تنور بوده و مانند گذشته زنان روستا  نان  را خودشان نمی پزند و نان را از شهر و یا افرادی که هنوز در روستا نان می پزند خریداری می کنند .همچنین با گسترش وسایل حمل و نقل در روستا و هموار شدن جاده های ارتباطی روستا به شهر و سهولت این رفت و آمدها ، روستاییان وسایلی نظیر فرش ، کمد و ... را به راحتی ازبازارهای شهری خریداری می کنند .بنابراین می توان گفت که امروزه وســــایل منزل یک خانوار روستایی با وسایل منزل یـــــک خانوار شهر نشین تفاوت چندانی نمی کند .

ارزشها و اعتقادات :

ارزشهای اجتماعی خانواده روستایی ، در مقایسه با خانواده شهری ، از ویژگیهای خاصی برخوردار است . به عنوان نمونه : ارزش فرزند ( باروری زنان ) به ویژه فرزند ذکور در مناطق روستایی بیشتر از شهر است ، زنان و کودکان در تولید و حیات اجتماع روستایی نقش مهمی بر عهده دارند ، پدر مداری و مرد مداری در روستا معمول است و به همین جهت عقیده زن در تولید اعتبار زیادی ندارد ، به دلیل احترام به سالخوردگان ( ارزش سن ) و اقتدار ریش سفیدان و گیس سفیدان ، پسران و دختران در تصمیم گیریهای اجتماع و خانواده شرکت داده نمی شوند ، و سنتهای اجتماعی و فرهنگی در اداره امور خانواده روستایی مسلط اند.

مردم این روستا نیز به عنوان جزئی از روستاییان کل کشور در خصایص و رفتار های خود با سایر روستاییان دارای اشتراکاتی می باشند که به طور کلی این ویژگیها را میتوان شامل موارد زیر عنوان نمود:

- صبر و بردباری  : با وجود وضع اقلیمی و شرایط جغرافیایی منطقه ، نا امنی و ترس از فردا  همراه بیم خشکسالی و وحشت قحطی و گرسنگی  همواره وجود داشته  و چشم دهقانان همیشه به سوی ابرها و منتظر آمدن باران بوده است . این وضع سبب شده است که دهقانان این مرز و بوم افرادی صبور و برد بار باشند و پیوسته در حالتی میان بیم و امید به سر برند ، و از آنجا که می دیده اند سعی و زحمتشان برای تحصیل آب و باران به جایی نمی رسد ، روحیه ای حاکی از تمکین به قضا و قــدر و تـــــسلیم در برابر زور یافته اند ، مراحل تولید روستایی براساس کشاورزی سنتی که با گردش فصول مرتبط است و عجله و کوشش بیشتر مردم تاثیری در تسریع استحصال آن ندارد مزید بر علت شده ، زمینه صبر و بردباری روستاییان را فراهم می کند.

- خوشباوری : در عین آنکه روستایی نسبت به اشخاص و اشیای تازه و بیگانه بی اعتماد است ، خصلتی نیز دارد که در نقطه مقابل بی اعتمادی او قرار می گیرد و آن خوشباوری اوست . هنگامیکه کسی یا چیزی اطمینان فرد روستایی را جلب کرد ، به خاطر سادگی و تلقین پذیری زندگی خود ، به او اعتماد می کند و غالبا از دل و جان در خدمت وی قرار می گیرد .

- همیاری : مردم روستا افرادی اند که بیشتر از شهر نشینان به همیاری و تعاون گروهی متمایلند . همدلی و مشارکت اهالی در امور مختلف از جمله در مراسم عروسی یا مراسم ترحیم ، نان پزی به طور گروهی و... همه گواه این مدعایند.

- مهمان نوازی : از خصلتهای مهم و شناخته شده روستاییان بر خورد گرم آنان نسبت به دیگران و مهمان نوازی این افراد است .

 مردم روستا مهمان را حبیب خدا می دانند و مهمان هرکسی که باشد چه خویشاوند نزدیک یا خویشاوند دور و یا یک آشنای قدیمی با آغوش باز پذیرایی او می شوند .

- ارزش فرزند : یکی دیگر از ویژگی های جوامع سنتی  اهمیت داشتن اولاد و ارزش فرزند است . در این جوامع ، چون هدف اصلی ازدواج و یا لااقل بالاترین و مهمترین هدف آن تولید نسل است ، از این رو جــــامعه و خانواده بی فرزندی را محکوم می کنند .

در روستا به همان اندازه که مادر بودن اهمیت دارد قدرت جنسی و رجولیت نیز مهم است.  زن با مادر شدن می تواند قدر و ارزش بیابد ، زیرا که جامعه به مادر احترام بیشتری قایل است و زنـان بی اولاد را به درختان بی ثمر تشبیه می کنند و کـــــــــــــثرت اولاد را برکت و فراوانی می شمارند.

بیشتر اختلافات خانوادگی و طلاقها در روستا به خاطر بچه دار نشدن زن یا عقیم بودن مرد است و بدیـــــــن ترتیب بنیان حیات مشترک بسیاری از خانواده ها در هم می ریزد .

- ارزش جنس : دراین روستا هم مانند بیشتر جوامع روستایی، پسر را بر دختر ترجیح می دهند و توجه خانواده ها به فرزندان ذکور بیشتر از دختران است . این امر در بسیاری از شـئون اجــــتماعی و فرهنگی دیده می شود ، مثلاً در صد بالاتر مرگ و میر نوزادان دختر در مقایسه با نوزادان پسر ، نسبت بالای بی سوادی زنان در برابر مردان . در روستا هر جنس از دوران کودکی برای ایفای نقش خود آماده می شود ، پسر برای فرمان دادن و حمایت کردن و دختر برای اطاعت کردن و فرزند آوردن و زیبا و مطلوب بودن ، پسران را به خود بستگی و استقلال  تشویق می کنند ، اما دختران را اطاعت و وابستگی و احترام می آموزند .

از جمله دلایل ترجیح فرزند پسر بر دختر عبارتند از:

نقش مردان در تولید کشاورزی ، رفتن دختر از خانه پدر به خانه شوهر ، وجود پدر سالاری و انتقال نسب و تبار وارث در خط ذکور ، تامین نبودن افراد در دوران سالخوردگی در جوامع سنتی ، دفاع مردان از طایفه و خانواده ، وجود ارزشهای اجتماعی دایر بر تحقیر و تقبیح زن و بالاخره وجود برخی از باورها و اعتقادات یا سنتهای ویژه در جامعه .

- ارزش سن :  در جوامع سنتی سالخوردگان احترام خاصی دارند ، چرا که سن آنان پایگاه اجتماعی و قدرت و نفوذ ایشان را معین میکند . در این روستاهم سالخوردگان ریش سفیدان روستا هستند و نظرشان در مسائل  مختلف خانواده مهم و قاطع است.

اما لازم به ذکر است که در شرایط کنونی خصلتهای مذکور به صورت بکر و دست نخورده باقی نمانده است و در جریان تحولات اجتماعی و توسعه روابط روستایی – شهری  ، در نتیجه صنعتی شدن تدریجی جامعه و رشد آگاهیها ی اجتماعی و سیاسی مردم ، دچار تغییراتی شده است.

اعتقادات خرافی :

در طول تاریخ بشری انسانها معتقد به افسانه ها و خرافات بوده اند که این افسانه ها و خرافات سینه به سینه و نسل به نسل انتقال یافته است . مطالعه این افسانه ها ، اساطیر و خرافات ، بیاتگر نحوه نگرش هر ملت و طایفه ای به فلسفه حیات و نشانگر فرهنگ آنان و میزان رشد اندیشه های آنان می باشد و لازمه هر گونه برنامه ریزی در زمینه های اجتماعی – فرهنگی و اقتصادی و ... شناخت طرز تفکر و اعتقادات و نحوه نگرش اقوام مختلف است.

روستاییان این منــطقه نیز چون دیگر مناطق دارای یک سری اعتقادات ، اساطیر و خرافات می باشند که البته امروزه  با افزایش سطح آگاهی روستاییان ، عده ای از آنان به خرافی بودن بعضی از اعتقادات و تفکراتــــــــشان اقرار دارند . اما به طور کلی چنانکه می دانیم مردمــی که به آیین، رســم یا طریقه ای معتقد هستند هرگز آنرا خرافی نمی دانند، زیرا در این صورت اعتقاد مزبور به خودی خود نفی شده و از بین خواهد رفت .

از جمله عقاید خرافی مردم در این روستا اعتقاد به جن (اجنه ) می باشد . بنا بر یک باور قدیمی بین آنها، در مکانهایی که از آهن و فلز استفاده نشده جن وجود دارد و از آنجاییکه خانه های قدیمی روستا از چوب و خشت وگِل ساخته شده بودند و فاقد آهن بودند اکثر زنان روستایی به لباس خود سنجاق و یا ســـوزن وصل می کردند تا از شر جن در امان باشند، چـــون معتقد بودند که جن از آهن می ترسد.

همچنین آنها اعتقاد داشته و دارند که اگر آبجوش را بدون بسم ا...ّ گفتن بر زمین بریزند باعث آزار رسانی به جن می شود و یا مثلا زن باردار و یا زن تازه زایمان کرده به احتمال بیشتری ممکن است مورد حمله جن قرار گیرد و برای دفع این آسیب به لباس آن زن دعا و سنجاق وصل می کردند.

البته برخی از عقاید خرافی روستاییان در کنار کارکرد منفی بر روی روحیات روستاییان دارای کارکرد مثبت خصوصاً از جنبه بهداشتی می باشد . مثلاً در گذشته به بچه هایشان می گفتند که اگر ناخنهای خود را پس از گرفتن درون دستمال یا تکه کاغذی پیچیده و در گوشه ای از بیرون خانه پنهان کنند پس از چند روز ناخنها تغییر رنگ داده و طلایی رنگ می شود و در واقع این باور در بچه ها باعث می شد که آنها ناخنهایشان را زود به زود گرفته و بر زمین نریزند .

از دیگر عقاید خرافی مردم این روستا که ناشی از تمکین به قضا و قدر و تسلیم به زور و به طور کل سرنوشتگرایی آنان می باشد این بوده که وقایع طبیعی مانند خورشید گرفتگی و ماه گرفتگی را بلای آسمانی دانسته و در هنگام وقوع این حالات به اجرای مراسمی خاص مانند کوبیدن بر روی مس و دعا خواندن و کارهـایی از این قبیــــــــــل می پرداختند تا بدینگونه به باور خودشان بلای نازل شده که آنرا ناشی از خــــــــــشم و قهر خدا می دانستند رفع شود .

یکی دیگر از عقاید خرافی مردم روستا این است که دو زن حامله کــه به طور همزمان ( مثلاً در یک روز ) فارغ شده اند و فرزند یکی از آنها پسر و فرزند دیگری دختر است ، نباید تا 40 روز همدیگر را ببینند ( یعنی زن دختر دار شده نباید تا 40 روز به دیدن زن پسر دار شده برود ) چون در غیر این صورت زن پسر دار شده در بارداریهای بعدی خود ، دیگر پسر به دنیا نخواهد آورد ، این عــــــقیده را که تا حـــــدود زیادی بیانگر ارزش فــــــرزند پسر در مـیان آنان می باشد ، هنوز هم بسیاری از زنان روستا  قبول دارند و آنرا رعایت می کنند .

اعتقاد به شور چشمی بعضی از اهالی از دیگر عقاید خرافی مردم این روستا است و معتقدند که هرگاه یکی از این افراد از مساله ای تعریف و تمجید نماید اتفاق بدی در آن رابطه خواهد افتاد و برای رفع چشم زخم به کارهایی نظیر اسفند دود کردن ، تخم مرغ شکستن ، سوزاندن تکه ای از لباس آن فرد شور چشم به طور پنهانـی ، رفتن پیش دعا نویس و دعا نوشتن برای رفع چشم زخم می پردازند .

از سایر عقاید خرافی مردم این روستا معتقد بودن به خوش قدمی یا بد قدمی افرادی خاص میباشد . مثلاً آنها اعتقاد دارند که اگر در هنگام شروع یک کار ، یک فرد خوش قدم نزد آنها آمده و "خسته نباشید " بگوید آن کار به خوبی و سرعت پیش خواهد رفت ولی در مورد فرد بد قدم با لعکس فکر می کردند .

گذران اوقات فراغت :

مردم این روستا و در کل تمامی روستاییان بیشتر ساعات شبانه روز مشغول کار یا فعالیت در خانه یا مزارع کشاورزی و یا دامداری هستند و کمتر اوقات فراغت می یابند . ولی میزان کار و بیکاری افراد در فصول مختلف تغییر می کند و بیشترین حجم کار در فصل تابستان است که به برداشت محصولات کشاورزی می پردازند . اما در زمستان حجم کار نسبت به دیگر فصول سال کمتر است ، چرا که در این فصل ، از نظر کشاورزی کاری ندارند و محصولات را در پاییز کاشته اند و در مورد دامداری نیز در این فصل به علت سرمای هوا،  دامها در پناهگاه حیوانات مانده و آنها را تا فصل بهار به چراگاه نمی برند . بنابراین اوقات فراغت آنها نیز تا حدودی طبق اوقات بیکاری فصلی آنها می باشد .

شب نشینیها:

یکی از کارهایی که مردم روستا در زمان فراغت انجام می دهند شـب نشینیهایی است که به طور دوره ای بین سایر اهالی روستا انجام می شود و در این شب نشینی ها ضمن جویا شدن از احوال یکدیگر و مطلع شدن از اخبار روستا ، معمولاً سالخوردگان خانواده به نقل قصه و داستانهای قدیمی می پردازند که این داستانها همگی حاوی پیــام ها و پندهای عبرت آموز برای زندگی هستند .

 

بازیها:

علاوه بر شب نشینی مردم روستا در هنگام اوقات فراغت خود به انجام بــــــــــازیهای مختلف محلی می پردازند . یکی از این بازیها که بیشتر بین زنان روستا رایج است و در شب نشینی ها انجام می شود بازی است که به زبان محلی " اَ ل بُشی " یا "بِش داش " گفته می شود .

( " اَ ل بُشی " به معنای بازی است که با دست انجام می شود و " بِش داش " به معنای پنج ســنگ است ) و همانطور که از نـــــام بـــازی پیدا ست این بازی به وسیله 5 قطعه سنگ ریزه

( سنگ کوچک ) و به صورت گروهــــــی و با مقررات خاص خود انجام می شود .

" کـــــــمربند بـــــــــازی"( که به زبـــــــان محلی " قََیش اویناماق " گفته می شود) نیز یکی دیگر از بازیهای محلی مخصوص مردان روستا است . این بازی در محوطه باز و نسبتاً وسیع و به صورت دسته جمعی ( در دو گروهِ مقابل هم ) و با قواعد خاص خود اجرا شده و کمربند از ابزار اصلی انجام این بازی می باشد .

بازی بدین نحو می باشد که بازیکنان به دو گروه مساوی ( 5نفر یا بیشتر) تقسیم میشــــــوند.  دایره ای نسبتا بزرگ (که گنجایش بازیکنان یک گروه را داشته باشد ) بر روی زمین ترســــــــــیم می شود و بازیکنان یک گروه درون دایره و بازیکنان گروه دیگر خارج از محوطه دایره قـرار می گیرند . در محوطه داخل دایره به تعداد بازیکنان  یک گروه ، کمربندهایی قرار می دهند وبازیکنان گروه بیرون از دایره باید سعی کنند تا به نحوی کمربندها را برداشته و از دایره خارج کنند، بازیکنان مقابل نبز باید مانع این کار شوند و به هنگام برداشتن کمربند توسط افراد گروه دیگر ، باید آنها را به داخل دایره بکشند که اگر موفق شوند امتیاز می گیرند و با لعکس اگر بازیکنان گروه مقابل بتوانند کمربندها را بردارند امتیاز کســــــب می کنند .

بازی تا زمانی که تمام بازیکنان گروه بیرون از دایره توسط بازیکنان گروه داخل دایره به محوطه داخل دایره کشیده شوند و یا تمام کمربندها توسط گروه خارج از دایره برداشته شود ، ادامه می یابد . این بازی یکی از بازیهای قدیمی و پر طرفدار این منطقه می باشد که مردان روستا در گردشهای دسته جمعی خصوصا در روز سیزده بدر این بازی را انجام میدهند.

در کل بازیهای محلی این منطقه بسیار متنوع و متعدد می باشد که بســیاری از این بازیـــــــها ( نظیر هفت سنگ ، زو ، قایم باشک و ... ) خاص این منطقه نبوده و در نقاط دیگری از کشور نیز به انجام این بازیها می پردازند .

قهوه خانه :

یکی از مکانهایی که مردان و جوانان روستا به طور معمول هرروز یکی دو ساعت از اوقات خــود را در آنجا می گذرانند قهوه خانه می باشد . روستا ، دو قهوه خانه دارد که در کنار مغازه ها قرار گرفته و اکثراً مردان روستا به آنجا رفته و به گپ و گفتگو می پردازند .

( متاسفانه روستای مذکور کتابخانه و هیچ مرکز فرهنگی خاصی ندارند و این خود یک معضل اجتماعی و فرهنگی برای روستاییان می باشد که امیدواریم در آینده اقدامی در این زمینه صورت گیرد.)

گردش:

یکـــــی دیگر از کارهایی که مردم این روستا برای پر کردن اوقات فراغت خود( خصوصا در فصل تابستان) انجام می دهند ، رفتن به گردشهای دسته جمعی یا خانوادگی به شهر سرعین می باشد . سرعین یکی از شهرهای استان اردبیل می باشد که دارای آبگرمهای معدنی  متعددی میباشد که از کوه آتشفشانی سبلان ناشی میگردند و همه ساله در فصل تابستان مسافران بسیاری از نقاط مختلف کشور برای استفاده از این آبگرمها که دارای خواص درمانی بسیاری هستند به این شهر سفر میکنند.

فرهنگ عامه ( فولکلور ):

یکی از ویژگیهایی که باعث وجه تمایز بین مردم شهر و روستا می باشد ، فرهنگ عامه مردم روستا در مورد مسائلی نظیر مراسم تولد ، نامگذاری بچه ، مراسم ازدواج ، اعیــــــــــاد ملی و مذهبی ، مراسم سوگواری و کفن و دفــن و ... می باشد که تمام این مراسم طبق سنتهای به جا مانده از گذشته و با روشها و رسومی خاص اجرا می شوند .

مراسم تولد :

 مراسم تولد نوزاد در روستا به این ترتیب می باشد که پس از اطلاع اهالی از به دنیا آمدن بچه ، با تهیه یک هدیه و چشم روشنی به منزل آنها رفته و ضمن تبریک به خانواده نوزاد ، برای سلامتی و عاقــــــــبت به خیر شدن بچه دعا می کنند . صاحبخانه تا چند روز اول از بدنیا آمدن نوزاد ، هر روز برای مــــــادر و فرزند اسپند دود می کند تا از گزند چشم زخم در امان بمانند . یکی دیگر از کارهایی که خانواده نوزاد انجام می دهند و ناشی از عقاید خرافی آنهاست این است که قبل از ورود هر میهمان ، یکی از اعضای خانواده نوزاد را به بیرون از خانه برده و پس از ورود میهمان ، نوزاد را داخل خانه می آورند و  دلیل انجام این کار را اینگونه توجیه می کنند که ممکن است پا و قدم  فرد تازه وارد  سنگین باشد و با ورود خود به خانه باعث بیماری  نوزاد شود . ( البته از آنجایی که این اقدام در رابطه با تمامی میهمانان صورت می گیرد و به عنوان یک رسم قدیمی می باشد، کسی از رفتار صاحبخانه رنجیده خاطر نمی شود .)

نا گفته نماند که پس از زایمان ، برای زن تازه زایمان کرده نوعی کاچی (که به زبان محلی این روستا " قویماق " گفته می شود) درست می کنند ، این غذا که با روغن محلی تهیه می شود  بسیار مقوی بوده و باعث بــــــهبود سریعتر مادر نوزاد می شود .

در روز دهم از تولد نوزاد نیز، بزرگترها  ضمن حمام نمودن نوزاد او را غسل مولود می دهند و معمولاً دراین روز برای او جشن مختصری با حضور اقوام و دوستان بر پا می کنند.

نامگذاری بچه:

 نامگذاری بچه معمولاً یک تا دو روز بعد از تولد، توسط پــدر بزرگ یا مادر بزرگ ( و یا بزرگترین فرد خانواده ) و پس از خواندن اذان در گوش نوزاد و گفتن نام انتخاب شده در گوش او صورت میگیرد. در گذشته انتخاب نام نوزاد بیشتر توسط افراد کهنسال خانواده و بدون در نظر گرفتن پیشنهاد پدر و مادر نوزاد ، صورت می پذیرفت و معمــــولاً نام پدر بزرگ یا مادر بزرگ و یا جد پدری و یا جد مـــــــــــــــادری نوزاد را بر او می گذاشتند . در مواقعی هم نیت کرده و صفحه ای از قرآن را گشوده و از آن صفحـــــــــه برای نوزاد نامی برمی گزیدند . در بسیاری از موارد نیز نامهایی که برروی  فرزندان خود می گذاشتند بیانگراحساسی بود که نسبت به جنسیت نوزاد داشتند . مثلاً با توجه به اهمیتی که خانواده ها به اولاد ذکور داشتند برای پسران خود نامهایی انتخاب می کردند که نشانــــــــــه سپاسگزاری از خداوند برای پسر شدن نوزادشان بود، چرا که آنها فرزند پسر را نعمتی از جانب خدا میدانستند . برخی از  این نامها عبارت بودند از :

"الله وردی ( یعنی خداداد ) – خدا شکر – الله شکر – علی وردی (علی داد)"

بالعکس خانواده هایی که از داشتن دختر زیاد ، ناراضی بودند، برای دختــــــــــر خود نامهایی انتخاب می نمودند که ناشی از نارضایتی آنهانسبت به دختر دار شدنشان بود . برخی از این نامها بدین شرح بودند :

"قیز قَید ( به معنی دختر برگرد ) – قیز بس ( دختر کافی است ) – خاتمه ( به عنوان آخرین ) – تمام" 

البته همیشه نامگذاری دختران بدین صورت نبوده و در مواردی نیز نامهایی  برای دختران خود برمیگزیدند که نشانگر ارزش و محبتی بود که نسبت به آنها داشتند . نـــــامهایی از ایـــــــن قبیل: " باغ دا گول (گل در باغ ) ، گلستان ، آق گول (گل سفید ) ، ساری گل (گل زرد) ، میخک ، لاله"  ولی امروزه و با گذشت زمان و بالا رفتن سطح آگاهی و فرهنگ روستاییان، این پدر و مادر نوزاد هستند که نام فـــــــرزند خود را تعیین می کنند، البته در این نامگذاری از همفکری بزرگترها نیز استفاده مینمایند .

ختنه :

 یکی دیگر از مراسم رایج در بین مردم این روستا ختنه ســـورانی (جشن ختنه ) برای فرزندان پسر می باشد که این مراسم معمولا قبل از سه سالگی پسران و همراه با جشن و شادی و دعوت از مهمانان برای شرکت در این مراسم می باشد و مهمانان نیز با تهیه هـــــــــــدیه ای مناسب در این جشن شرکت می نمایند.

ازدواج :

 از نظامهای اجتماعی گوناگونی که تا کنون در جوامع بشری به وجود آمده اند ، هیچ یک از نظر پـــــــایداری و عــــمق و میزان تاثیر بر زندگی و سر نوشت افراد به پای خــــــــانواده نمی رسد ، در خــــــــانواده پا به عرصه وجود می گذاریم ، رشد می کنیم ، شخصیت می گیریم و به هر کجا می رویم در آرزوی بازگشت به آن کانون محبت و عشق هستیم و بالاخره آخرین روز های عمر خود را نیز در آنجا سپری می کنیم . به همین جهت است که خانواده با اهمیت  و نقش فوق العاده مهمش و تداوم تاریخی و عمومیت جهانی اش و در عین حال که شناخته شده ترین گروه برای هر انسانی است یکی از پیچیده ترین ، مشکلترین و ناشناخته ترین نظامهای اجتماعی است . خانواده یک نظام اجتماعی خرد است که با ازدواج شکل می گیرد و همچون هر نظام اجتماعی دیگر از مجموعه نقشها و الگوهای عمل متقابل به هم پیوسته تشکیل شده است که هدف یا اهدافی را محقق می سازد . (وثوقی،1375: ص44)

اکنون که به اهمیت خانواده و در راس آن ازدواج پی بردیم بد نیست توضیحاتی در مورد این امر مقدس و نحوه برگزاری آن در این روستا ذکر کنیم.

 

مراسم ازدواج (عروسی ):

همانطور که در قسمت ویژگیهای ازدواج در این روستا (وبه طور کل در جوامع روستایی ) ذکر شد یکی از ویژگی های ازدواج در روستا سرعت ازدواج می باشد . دختران این  روستا نیز معمولاً پس از پایان تحصیلات ابتدایی یعنی از 15 سالگی راهی خانه بخت می شوند و پسران نیز یا قبل از انجام خدمت سربازی و یا بعد از به پایان رساندن آن، تشکیل خانواده میدهند .

در گذشته خانواده ی پسر، بدون در نظر داشتن نظر پسر خانواده  و با معیارهای خودشان ، دختری را به عنوان همسربرای پسرشان ، انتخاب کرده و به خواستگاری او می رفتند و خانواده دختر نیز پس از ارزیابی کلی در مورد پسر و خانواده او ، بدون نظر خواهی از دخترشان به خانواده داماد جواب می دادند و معمولاَ بین زمان خواستگاری تا برگزاری مراسم عروسی مدت زیادی طول نمیکشید واغلب دخـــتر و پسر در همان روز عروسی یکدیگر را می دیدند و حق هیچگونه اعتراضی نداشتند . ولی با این حال با مشکل چندانی در زندگی زناشویی روبرو نمی شدند و به قول قدیمیها عشق واقعی بعد از ازدواج به وجود می آمد .

اما امروزه در روستا نیز ، پسر و دختر با انتخاب و نظر خود و با دیدی باز و با سنجیدن همه جوانب امر ، همسر آینده خود را انتخاب می کنند و این خود نشانگر افزایش آگاهی روستاییان  یا به عبارتی تغییرات فرهنگی  حاصل شده در میان آنان در نتیجه استفاده از وسایل ارتباط جمعی  مختلف خصوصاً تلویزیون و همچنین رفت و آمد بیشتر اهالی با مردم شهر نشین، می باشد  .

ازدواج و عروسی در" روستای ابر بکوه" نیز مانند سایر روستاهای کــــــشور با مراسمی خاص همراه می باشد . بدین نحو که پس از انجام مراسم خواستگاری و دریافت جواب مثبت از خانواده دختر ، داماد به همراه خانواده خود و با تهیه گل و شیرینی و یک انگشتر طلا به عنوان نشان نامزدی و همچنین وسایلی نظیر پارچه و لباس و روسری به خانه دختر رفته و در این مراسم که مراسم" بله  برون" خوانده می شود به تعیین روز عروسی می پردازند.   در این مراسم علاوه بر تعیین روز عروسی ، میزان مهریه و شیربها نیز مشخص می شود ، گرفتن شیر بها که به زبان محلی به آن  "باشلِق " گفته می شود یکی از رسوم قدیمی مردم این روستا است که خانواده پسر قبل از مراسم عروسی موظف به پرداخت آن به خانواده دختر هستند که مبلغ آن نیز با توافق طرفین تعیین می شود (البته در مواقعی ممکن است توافق بدین نحو صورت گیرد که داماد خرید قسمتی از جهیزیه را برعهده گیرد ). بعد از انجام مقدمات اولیه دختر و پسر به همراه خانواده هایشان راهی شهر شده تا به انجام آزمایشات پیش از ازدواج (آزمایش خون ) بپردازند تا در آینده از نظر فرزند دار شدن و سلامت فرزندشان، دچار مـــــــشکل نشوند ، در صورت مساعد بودن شرایط ( جواب آزمایش ) ، دختر و پسر در یک مراسم ساده محضری به عقد یکدیگر درمی آیند .(معمولًا صیغه محرمیت بین آنان جاری می شود ) تا روز عروسی و انجام مراسم قبل از عروسی نیز از نظر شرعی مشکلی وجود نداشته باشد . یک هفته قبل از عروسی ، هر شب جشنی مختصر با حضور اهالی ده و دوستان و آشنایان ، در خانه داماد  بر پا می شود که بیشتر ، زنان در آن شرکت می کنند . از طرفی در این زمان خانواده دختر مشغول تهیه جهیزیه برای دخترشان می شوند که معمولاً اقوام نزدیک دختر از جمله عمو ، دایی ، خاله و عمه و پدر بزرگ و مادر بزرگ نیز در تامین مخارج جهیزیه ( با خرید برخی اجناس ) به خانواده دختر کمک می کنند .

دو سه روز مانده به روز عروسی  داماد به همراه خانواده ی خود و تعدادی از  اقوام نزدیک، عروس را برای خرید ( خرید لوازمی مثل لباس و کیف و کفش عروسی و طلاجات و ...) به بازار شهر میبرند. طبق یک رسم قدیمی داماد موظف است که برای تمامی افرادی که آنها را در خرید عروسی هـــــــمراهی نموده اند نیز، هدیه ای بخرد .( به زبان محلی به این مراسمِ خرید پیش از عروسی ، " بازاریق" گفته می شود.)

روز قبل ازعروسی مراسم "جهاز برون " برپا میشود. در این مراسم جهیزیه ی فراهم شده برای دختر ، با کمک خانواده های دختر و پسر به خانه ی عروس و داماد برده شده ودر آنجا نیز جشن مختصری با حضور زنان و دختران روستا برگزار میشود.

 

حنابندان: شب قبل از عروسی، مراسم حنابندان توسط خانواده دختر برگزار می شود و این آخرین مراسمی است که خانواده عروس ( پدر و مادر و خواهران و برادران عروس ) در آن شرکــــــــت میکنند، چون از گذشته رسم بر این بوده که هیچ یک از اعضای خانواده عروس  در جشن عروسی شرکت نمی کنند ( البته یکی دو نفر از بزرگان خانواده مثلا پدر بزرگ و مادر بزرگ عروس، او را در مراسم همراهی می کنند .) روستاییان دلیل این کار خود را بدین صورت عنوان می کنند که عروس دیگر باید خود را  عضوی ازخانواده همسر بداند و فقط به همسر خویش متکی باشد و از همین جا بداند که بعد از این تکیه گاه او شوهـــــــرش می باشد نه پدر و خانواده اش . در شب حنابندان، پسر به همراه خانواده و آشنایان و اقوام و اهالی روستا ، حنایی تزئین شده همراه با میوه و گل و شیرینی و لوازمی  که در روز بازار رفتن برای عروس خریداری کرده اند ، به خانه ی دخترمی روند. در این مراسم که با رقص و پایکوبی همراه است ،حنا توسط عروس بین میهمانان گردانده می شود و میهمانان از این حنا به عنوان تبرک برداشته و کف دستهایشان می زنند( نا گفته نماند که در مراسم حنابندان فقط زنان و کودکان روستا شرکت میکنند و مردان فقط در مراسم عروسی حضور دارند .) عروس و داماد نیز در کف دست یکدیگر حنا گذاشته و به نشانه پیوند دست در دست یکدیگر میدهند.

در پایان هدایایی که خانواده ی داماد  برای عروس آورده اند ، توسط یکی از نزدیکان داماد، به میهمانان نشان داده می شود.

 

صبح روز عروسی ، جوانان روستا داماد را به حمام عمومی روستا می برند و کت و شلوار دامادی بر تن او می کنند ( به فردی که داماد را به حمام برده و موهای او را اصلاح می کند به زبان محلی" دلاک" می گویند ) به هنگام خروج داماد ، اهالی روستا که مقابل در حمام جمع شده اند شروع به دایره زنی و رقص و آواز محلی کرده وداماد را تا خانه همراهی می کنند.  دو نفراز پسران جوان تا پایان مراسم عروسی، همراه داماد بوده و معمولاً در دو طرف داماد می ایستند که به زبان محلی به این دو نفر " ساق دوش "( یعنی کسی که در سمت راست داماد قرار گرفته) و " سُل دوش "( یعنی کسی که در سمت چپ داماد  قرار دارد) گفتــــــــه می شود .

این مراسم در مورد عروس هم اجرا می شود، یعنی زنان روستا نیز عـــــروس را تا حمام مشایعت نموده و بعد همراه او به خانه ی پدری دختر رفته، لبــــــــاس عـــروس برتن او کرده و سپس یک آرایشگر محلی  آرایش  او را بر عهده می گیرد.( به زبان محلی به فردی که عروس را در حمام همراهی نموده " یِنگِه " و به کسی که آرایش عــروس را بر عهده می گیرد " موشا " میگویند.)

عروس قبل از رفتن به خانه شوهر ، طی مراسمی از خانواده خود خداحافظی نموده وبا دعای خیر آنان بدرقه می شود؛ بدین ترتیب در حالی که لباس عروسی بر تن کرده ، برادر شوهر کوچکتر یا یکی از پسران  نوجوان از نزدیکان خانواده ی داماد، ضمن خواندن دعایی برای خوشبختی عروس  ، با یک شال یا روســــری قرمز رنگ کمراو را می بندد و در حین بستن کمرعروس ، یکی از اهالی به طور ناگهانی روی سر و صورت او( کسی که کمر عروس را می بندد) آرد می پاشد تا نشانه ای از برکت باشد . در پایان و به هنگام خروج عروس، پدر و یا پدر بزرگ عروس  با خواندن" دعای خیر" دختر را راهی خانه ی بخت می نمایند.

تا این قسمت از مراسم عروسی و مراسم پیش از آن ،در اجرای مراسم بین زمان گذشته و حال فرقی وجود ندارد؛ ولی از این قسمت به بعد، تغییراتی به وجود آمده است . به عنوان مثال در گذشته، عروس در مراسم عروسی ، لباس محلی  ( که در قسمت پوشاک توصیف شد ) بر تن کرده و توسط یک آرایشگر محلی در خانه پدری اش آرایش می شد . سپس سوار بر اسب شده توسط یکی از نــــزدیکان ( معمولاً برادر خود ) و با همراهی فامیلها و دوستان به سمت خانه داماد می رفت . میهمانان هم در بیرون از خانه داماد، منتظر آمدن عـــــــــروس می شدند ، داماد نیز طبق یــــک سنت قدیمی در پشت بام منزل ، انتظار آمدن عــــــروس را می کشید و با دیدن عروس به طرف او سیب سرخی را پرتاب می کرد که اگر سیب به عروس بر خورد می کرد، نشان از خوش یمن بودن این وصلت بود .

اما امروزه ، داماد پس از تزئین نمودن ماشین ، به دنبال  عروس که در آرایشگاه شهر به انتظار اوست می رود . نا گفته نماند که بر خلاف گذشته، عروس در این  مراسم از لباس محلی استفاده نکرده  و با لباس سفید مخصوص عروس در مراسم شرکت می کند .

یکی از رسوم قدیمی و معمول در عروسیهای روســـــــتا که بیانگر همدلی و همیاری روستاییان میباشد ، این است که میهمانان  هر یک در حد وسع خود، مبلغی را هم به عنوان پیشکش و هم به عنوان کمکی به پدر داماد در تامین مخارج عروسی، به خانواده داماد هدیه می دهند.این رسم  که در بین میهمانان مرد، اجرا می شود، بدین نحو می باشد که یکی از نزدیکان داماد به میان میهمانان  رفته و شیرینی  تعارف  می کند، میهمانان نیز هر کدام ، با برداشتن یک شیرینی ، مبلغ هدیه را در ظرف شیرینی می گذارند . فردی هم که مسئول دریافت هدایا می شود ضمن تشکراز هریک از میهمانان، با صدای رسا و بلند آنان را معرفی نموده و مبلغ هدیه هر کدام را  اعلام می کند .

 در روستا معمولا مراسم عروسی به صرف ناهار که به طور معمول "چلو خورش قیمه" است، میباشد. همانطور که قبلا ذکر گردید خانواده عروس در جشن شرکت نمی کنند، اما توسط یکی از افراد خانواده ی داماد برای خانواده عروس نیز ناهار و میوه و شیرینی فرستاده می شود.

مراسم عروسی معمولاً تا غروب ادامه دارد و بعد از آن میهمانان به خانه خود رفته و عروس و داماد نیز زندگی زناشویی خود را آغاز می کنند .

فردای روز عروسی ،  مراسم پاتختی با حضور میهمانان در خانه عروس و داماد بر پا شده و میهمانان با تهیه یک هدیه مناسب، به خانه عروس وداماد رفته و شروع زندگی جدید را به آنان تبریک میگویند .  

طبق یک رسم قدیمی معمولاً عروس  سه روز تا یک هفته  پس از عروسی ،  کمتر از خانه خارج می شد  وحتی  برای صرف ناهار و شام هم در جمع خانواده گسترده، حاضر نمی شد .

یک هفته پس از عروسی ، عروس و داماد  بـــــرای اولین بار پس از عروسی به خانه پدری عروس  می روند وهدیه ای که معمولا به صورت طلاجات می باشد به مادر عروس تقدیم نموده و به اصطلاح "رسم مادر زن سلام" را اجرا  می نمایند.  پدر و مادر عروس نیز به عنوان پاگــــــــــشا پـــیشکشی را ( که بیشتر یک راس دام می باشد )، به دخترشان  می دهند.

مرگ و سوگواری ( مراسم تشیع و کفن ودفن ) :

خبر در گذشت یک فرد در روستا از هر سنی و جنسی که باشد به سرعت باد در روســـــــتا می پیچد و اهالی سراسیمه در محل حادثه حاضر می شوند . پس از تعیین علت مرگ از سوی پزشک ( که از شهر به روستا می آید ) و صدور گواهی فوت ، میت را با انجام مراسمی خاص به غسالخانه روستا که در مسجد قرار دارد برده و پس از غسل دادن و کفن پوش کردن برای او نماز میت به جا آورده و سپس با حزن و اندوه اطرافیان در قبرســـتان روستا دفن می کنند.

پس از انجام مراسم تدفین و به خاکسپاری ، اهالی روستا تا یک هفته هر شب به خانه ی باز ماندگان مرحوم رفته و با آنها همــدردی میکنند . خانواده ی مرحوم نیز در شب سوم و شب هفتم برای شادی روح تازه در گذشته، به مردم روستا و کسانی که برای تسلیت آمده اند خیرات میدهند . یکی از رسوم پسندیده در میان مردم روستا که باز هم بیانگر همدلی و همیاری آنــها ( چه در غم و چه در شادی یکدیگر ) میباشد و از گذشته تا به امروز بر جای مانده ، این است که تمامی اهالی روستا ضمن شرکت در مراسم ترحیم ، مبلغی هر چند ناچیز به عنوان کمــک خرجی برای مراسم ســوگواری به خانواده ی میت میدهند تا آنها از نظر تامین مخارج مراسم در مضیقه نباشند .

 از آنجاییکه معمولاً تا شب چهلم از درگذشت مرحوم ، خانواده ی او لباس سیاه بر تن می کنند، طبق یک رسم قدیمی تعدادی از اهالی با تهیه ی  لباسهایی نو و به رنگهایی روشن به خانه ی مرحوم رفته و لباس عزا را از تن آنان بیرون می کنند و به این طریق آنها را از عزا در می آورند.

اعیاد ملی و مراسم آن :

- چهار شنبه سوری :

 آخرین شب چهار شنبه ی سال در روستانیز، مانند سایر نقاط کشور با مراسم خاصی همراه است . در این شب اهالی روستا به خصوص جوانان در محوطه ای باز ، آتشی کوچک روشن می کنند و از روی آن می پرند ، آنها اعتقاد دارند که با انجام این کار تمام ناراحتی ها و مشکلات و بیماریهای سا ل گذشته را به آتش می سپارند وآرزو می کنند که در سال جدید هیچ مشکلی نداشته باشند . در این شب زنان روستا نیز در خانه هایشان  شمعی روشن نموده و طبق یک رسم دیرینه، به تهیه و پخت نوعی غـــــذای محلی که به زبان محلی روستایــــــــــــیان" سوتّی پلو " گفته میشود ، می پردازند . این غذا پلویی است که به جای آب با شیر تهیه شده و معمولاً با کشمش و خرما سرو میشود. یکی  دیگر از رسوم قدیمی و جالبی که در این شب انجام میشود ،" فالگوش ایستادن" است ، به این نحو که هر فردی با در نظر گرفتن نیت قلبی خود ، به طور پنهانی به مکالمه ی چند نفر از اهالی گوش می دهد که اگر در این گفتگو ، حرفهای خوب و به اصطلاح خوش یمنی مطرح و رد و بدل شود، نشانه ی برآورده شدن آن نیت، میباشد . به عنوان نمونه به گفته ی  اهالی ، چندین سال پیش،  وقتی در چنین شبی یکی از زنان روستا که سالها بود بچه دار نمی شد و در آرزوی فرزند دار شدن بود، به نیت بچه دار شدن در سال جدید، به پشت درخانه ی یکی از روستاییان رفته و فالگوش ایستاده ، شنیده که اهالــی خانه در مورد بهتر شدن درآمدشان در سال جدید صحبت میکنند، او نیز این گفتگو را به فـــا ل نیک گرفته و می گوید که در سال بعد بچه دار شده است.

گذشته از مراسم شب چهار شنبه سوری ، روز آخرین چهار شنبه ی سال ( فردای چهار شنبه سوری ) نیز در روستا دارای مراسمی خاص می باشد . در صبح این روز دختران و زنان جوان روستا به طور دسته جمعـــی به کنار چشمه یا رودخانه رفته و کوزه های آبی را که با سلیقه ی خود رنگ آمیزی کرده اند ، پر از آب نموده وبا خواندن اشعاری مخصوص از روی رود خـــــانه می پرند و سپس به خانه رفته و از آنجایی که آب را نشانه ی روشنی می دانند اهل خانه را با پاشیدن آب بر سر و رویشان غافلگیر می کنند .

- مراسم نوروز :

نوروز به عنوان یکی از اعیاد باستانی ، در این روستا نیز با مراسم و آیین ویژه ای همراه است . در آخرین روزهای سال و قبل از فرا رسیدن سال نو ، تمامی اهالی ده با خانه تکانی به استقبال سال جدید می روند . خانه تکانی شامل شستشوی فرش ها و پرده ها و تمیز و رنگ آمیــــــــــزی کردن دیوارهای خانه می باشد که اهالی روستا در انجام این کارها با یکدیگر همکاری می کنند .

همچنین پیش از سال نو خانواده های روستایی برای خرید البسه و سایر لوازم مورد نیاز به بازار شهر می روند و ضمن خرید، برای اقوام و دوستان خود نیز عیدی ( که بیشتر به صورت پارچه ی پیراهنی میباشد ) می خرند ،چراکه یکی دیگر از رسوم خاص این روستا در سال نو عیدی دادن به یکدیگر است که معمولاً بزرگترها مبادرت به این کار میکنند . در روز عید ، به هنگام تحویل سال نو، تمام اهل خانه به دور سفره ی هفت سین مینشینند و مشغول خواندن دعای تحویل سال  میشوند و پس از آن، بزرگترین فرد خانواده ، به عنوان تبرک از میان صفحات  قرآن مجید، به اعضای خانواده، مبلغی پول عیدی  می دهد .

یکی از رسومی که در گذشته پس از تحویل سال نو توسط بچه های روستا انجام می شد بدین نحو بوده که بچه هایکی یکی بر پشت بام خانه ی  اهالی روستا رفته و روسری یا شال بلندی را از پنجره ی کوچکی که به عنوان نور گیر در پشت بام ( در قسمت سقف خانه ) وجود داشت و به زبان محلــی به این پنجره " باجا " می گفتند ، به داخل خانه آویزان می کردند و بزرگترهای خانواده هم به مقداری  پول و یا خوراکی  به عنوان عیدی به روسری آنها می بستند و بچه ها با گرفتن این عیدی از صاحبخانه تشکر کرده و به سراغ خانه ی بعدی می رفتند . ( ولی در حال حاضر به دلیل نوساز شدن  و تغییر ساختمان خانه ها روستا ، اجرای این رسم کمتر ممکن است.)  

به طور کلی چه در گذشته و چه در حال تمامی اهالی روستا در ایام نوروز برای دید و بـــــــــاز دید به خانه های یکدیگر رفته وحتی در مواردی با وجود کینه و دشمنیهایی با برخی از اهالی ، سعی میکنند با رفتن به خانه های یکدیگر این کدورتها را از بین ببرند.  

- سیزده بدر: 

روز سیزدهم فروردین ماه اهالی این روستا نیز مانند مردم سایر نقاط کشور، به طور دسته جمعی و یا خانوادگی  برای گردش به بیرون از خانه رفته و به اصطلاح "سیزده بدر" میروند.

اعیاد مذهبی :

با توجه به بافت فرهنگی و سنتی روستا و علاقه مندی آنها به اسلام و آیینهای آن ، اعیاد مذهبی نیز در میان روستاییان با مراسمی خاص همراه است که به چند نمونه از آنها اشاره می گردد :

- عید قربان :

 این عید که یکی از اعیاد بزرگ مسلمانان می باشد در روستا نیز از ارج و قرب بسیاری برخوردار است .اهالی در این روز به دیدار بزرگان خانواده رفته و عید را تبریک می گویند.اما یکی از رسومی  که از دیر باز توسط مردم این روستا در چنین روزی انجام می شود، قربانی نمودن دام است و بدین صورت می باشد که معمولا اهالی به طور شراکتی، مثلاً هر چند خانوار با هم، یک گاو یا گوسفند ذبح نموده وگوشت  آنرا بین خانوارها تقسیم می نمایند .    

- عید غدیر خم :

 همانطور که همه می دانیم در  چنین روزی حضرت علی ( ع ) توسط پیامبر ( ص ) به عنوان امام اول مسلمین و جانشین پیامبر ( ص ) معرفی شده است . این روز نیز مانند سایر اعیاد مذهبی برای مردم از اهمیت و ارزش خاصی بر خوردار بوده و به عید سادات معروف است .

اهالی روستا در این روز به خانه ی سادات روستا رفته و ضمن تبریک به آنها ،هدیه ای به عنوان تبرّک از سادات دریافت می کنند .

- عید مبعث :

 این عید که مصادف با  مبعوث شدن وبه پیـــــــــــــامبری برگزیده شدن حضرت محمد ( ص ) میباشد ،از بزرگترین اعیاد مسلمین بوده و در میان روستاییان  نیز از شکوه و جلوه ی خاصی بر خوردار می باشد . اهالی این روز را جشن گرفته و در روستا شیرینی و شکلات پخش میکنند و به طور کل سعی میکنند که مراسم جشن  خصوصا جشن ازدواج را در چنین مناسبتهایی برگزار نمایند.

- مراسم مربوط به زیارت رفتن :

 طبق یک رسم و سنت دیرینه هنگام زیارت رفتن هر کدام از اهالی روستا به اماکن مقدسه ، تمامی اهالی قبل از عزیمت او ، نزد او رفته و ضمن کسب حلالیت، برای او آرزوی قبولی زیارت نموده و از او طلب دعا  می نمایند . پس از بازگشت نیز با تهیه ی هدیه ای نزد او رفته و زیــــــــــــــارت قبول می گویند . شخص زیارت رفته نیز در طی روزهای آتی به خانه ی تک تک آنها رفته و ضمن دادن سوغات از آنها قدر دانی می کند .

اشعار :

مردم این روستا نیز به عنوان جزیی از مردم این خطه ، از این قاعده مستثنی نبوده و مردمانی شعر پرور بوده و هستند که بسته به نوع و موضوع هر کاری و هر پیشامدی و هر مراسمی اشعار خاص آن را دارند . ناگفته نماند که در بسیاری موارد این شعرها توسط کسانی سروده شده اند که حتی سواد خواندن و نوشتن هم نداشته اند و با گذشت سالها از زمان سروده شدن آن هنوز هم بر زبان ها جاری بوده و در مراسم مختلف خوانده می شوند ، که در این قســـمت به عنوان نمونه برخی از این اشعار آورده می شود .

*اشعار مربوط به جشن ها :

- مراسم عروسی :   یکی از مراسم بسیار جذاب که از گذشته با سرودها و اشعاری زیبا همراه بوده ، مربوط به عروسی ها است . این مراسم از زمانهای بسیار قدیم رواج دارد و با شادی و گرمی ویژه ای اجرا میشود . مراسم معمولاٌ از روز نشان کردن و نامزدی دختر آغاز میشود : ابتدا در خانه ی دختر نامزد شده ، بازیها و صحنه پردازیهای فراوان به راه می افتد ، بیشتر اجراکنندگان این مراسم غالباٌ دخــتران هستند . آنها حتی نقش مردان را نیز ایفا می کنند . به علاوه در نقش کسانی که در عروسی دخالت دارند نیز درمی آیند . مثلاٌ در نقش مادر زن و پدرشوهر و عاقد و مانند آنها . عروسی معمولاٌ با خواندن سرودهایی همراه است . این اشعار و سرودهای زیبا و حتی طنز آلود ، در واقع زینت بخش مجالس عروسی اند و همیشه به همراه موسیقی و رقص اجرا میشوند .

مراسم عروسی در چند مرحله اجرا می شود : خواستگاری ، عقد ، نامزد کردن و نشان بردن ، شب حنابندان ، بردن جهیزیه از جمله ی این مراحل است . هر مرحله سرودها و آوازهای خاصی دارد که ویژگیهای همان مرحله را نشان میدهد . سرودهای زیر مربوط به مراحل نامزد کردن و خواستگاری است :

*" قیزا گَلمیشیگ بیز سیزَه ( مابرای دختر به نزد شما آمده ایم)

حورمت ائلیوز بیزَه ( به ما حرمت کنید)

بو گِئجَه قیز سیزیندی (امشب دختر مال شماست)

صاباح آپاریق بیزَه " ( فردا به خانه ی خود میبریم)

*" قیرمیزی یاسدیق اوزی(رویه ی بالش سرخ است)

سیز نَه تانیر دیز بیزی(شما مارا از کـــــــــــــــی میشناختید)

سودا سیز اوتور موشدوق(آسوده خاطر نشسته بودیم)

سودا یا سالدیز بیزی " (گرفتار عشقمان کردید . )

 

*"آل آلماغا گَلمیشم(برای گرفتن حریرسرخ آمده ام)

شال آلماغا گَلمیشم ( برای گرفتن شال آمده ام)

اوغلانین باجی سی یام ( خواهر داماد هستم)

آداخلاماغا گَلمیشم "  ( برای نامزد کردن آمده ام )

 

پس از رفت و آمدهای بسیار سرانجام رضایت خانواده ی دختر جلب می شود و دختر را به خانه ی داماد می برند . این مرحله نیز سرودهای خاص خود را دارد :

*" وئر دیم بیر دانا ( یک گوساله دادم)

آلدیم بیر صونا  ( یک قو گرفتم)

آی قیز آناسی  ( ای مادر دختر )

قال یانا یانا " ( بسوز و بساز )

 

در حین آوردن عروس به خانه ی داماد نیز سرودهایی خوانده می شود :

*" آنام – باجیم قیز گَلین(خواهرمی،مادرمی،عروس خانم )

اَل – اَیاغی  دوز گَلین ( دست و پایت بی عیب و ایراد،عروس )

یِِِئدی اوغول ایستَه رَم  ( هفت پسر از تو می خواهم)

 بیرجَه دَنَه قیز، گَلین"( و یک دختر ، عروس خانم)

*"اَتَه گی چین چین گَلین ( عروسی که دامنش چیندار است )

چینی گووَرچین گَلین (هر چینش ، کبوتری را ماند)

گَلین لَر آراسیندا ( در بین همه ی عروسها)

هامی دان گویچَک گَلین "( زیباترین عروس است )

خواندن سرودهای مادر شوهر از جالبترین قسمت مراسم است . بین عروسان و مادر شوهران همیشه کشاکش بوده است و این کشاکش از زبان مادرشوهر چنین بیان میشود :

*" گَلین گَلیر،خان گَلیر(عروس می آید، خان می آید)

اِئولری ییخان گَلیر( خانه خراب کن می آید)

اَلینده اُلگیج ، گَلیر( دست به تیغ می آید)

باشلاری قیرخان گَلیر"(برای تراشیدن ســــــرها می  آید)

*اشعار مربوط به سوگ ها و عزاها :

در مراسم سوگواری که پس از فوت هر کس بالای سر او و یا در خانه یا یه هنگام دفن در گورستان اجراء می شود نیز اشعاری خوانده می شود کــــــه " آغی " نام دارد . در این شعرها از متوفی تعریف می کنند و نقایص و معایب او را به فراموشــــــی می سپارند.

آغی ها در زمانهای طولانی نه تنها برای قهرمانان ، که برای همه ی فوت شدگان خوانده می شدند و از همین رو تعدادشان فراوان و از نظر معنی و مفهوم رنگارنگ هستند .

" آغاجدا خَزَل آغلار( برگها روی درخت می گریند)

دیبیندَه گوزَل آغلار(یک زیبا رو در زیر آن می گرید)

بِئله اوغلو اولَن آنا( چنین پسر مُرده مادری )

سرگردان گَزَر آغلار( سرگردان میگردد و می گرید)

جان قارداش،جانیم قارداش (جان برادر،جانم برادر)

آغلاییر جانیم قارداش ( جانم می گرید ، برادر)

باش قویوم دیزین اوستَه(سرم را روی زانویت بگذارم)

قُوی چیخسین جانیم قارداش(تا جانم در آید ، برادر)

باغچادا تاغیم آغلار( درباغچه بوته هایم می گریند)

باسما،یارپاغیم آغلار( دست نزن که برگم می گرید)

نَه قَدَر ساغام آغلارام ( تا زنده ام می گریم)

اُولسَم تُرپاغیم آغلار"(وقتیکه مُردم،خـــــــــــاکم می گرید.)

*لالایی ها :

از قدیمی ترین نمونه های اشعار ، اشعار مربوط به لالایی ها است که هر مادر و پدری حداقل یکی دو شعر لالایی  میداند ، در اینجا به چند نمونه لالایی که درروستای مذکور نسبت به سایر لالایی ها بیشتر خوانده می شود اشاره می شود :

*"لای لای چالّام یاتارسان (لالایی میخوانم تا بخوابی)

قیزیل گُولَه باتارسان(درون گلبرگهای گل محمدی فرو رَوی )

قیزیل گولون ایچین دَه(در میان گلبرگهای گل محمدی)

بیر جَه یوخی تاپارسان"  (  به خواب رَوی )

 

*"لای لای چالّام اوجَدَن ( با صدای بلند برایت لالایی میخوانم)

سَسون گَلَر باجادان ( هنگامیکه  صدایت از پنجره بیاید)

آللّه سَنی ساخلاسون  ( خدا تو را حفظ کند)

چیچَی دَن ، قیزیلچا دان " ( از بیماری آبله مرغان و سرخک )

 

*"لای لای چالّام آدوآ( به اسم تو برایت لالایی میخوانم)

علی یِتَر دادو آ( تا حضرت علی (ع) به فریادت رسد)

علی دادوآ یِتَن دَه(هنگامیکه علی(ع) به فریادت رسید)

مَنی دَه سال یادو آ "( به یاد من هم باش )

چیستانها :

چیستانها که به زبان محلی آذری " تاپ تاپا جـــا " (یعنی پاسخ را پیدا کن ) گفته می شوند ، در این زبان بسیار فراوان بوده و اغلب به عنوان یک نوع سرگرمی و در قالب سوال توسط بزرگترها از کوچکترها پرسیده میشوند .

" بال دان شیرین  بالتا دان آقیر " (شیرین تر از عسل  سنگین تر از پتک آهنین )  

 پاسخ : خواب

" نَه دیلی ار نَه آغزی  دانیشُه آ دامنان "( نه زبان دارد نه دهان ، با آدم حرف می زند )  

 پاسخ : کتاب

" یومورتانون ایچییندَه قیرخ – اَلی جوجَه "( درون تخم مرغ چهل – پنجاه جوجه )        

 پاسخ : اَنار

" هامی نی بَزَر ، اُزی لوت گَزَر"( همه را می آراید ، اما خودش برهنه است )

پاسخ : سوزن

ضرب المثلها :

ضرب المثلهای بیشماری نیز به زبان شیرین آذری وجود دارند که مردم روستا بیشتر اوقات و در مورد موضوعات مــــــــختلف  در معنایی  کنایی آنها را به کار می برند . برخی از این ضرب المثلها عبارتند از:

" آتی آتون یانین دا باقلاسون، همرنگ اولماسا  هم خوی اولار"

( اگر اسب را مدتی در کنار اسب دیگری ببندی ، همرنگ هم نشود هم خوی می شود .)

این ضرب المثل در مواقعی به کار برده میشود که انسان در اثر همنشینی با انسان دیگر اخلاقی شبیه به او پیدا می کند .

" پیشیگون آغزی اَتَه یِتیشمِی ، دیِه نَه آجی دو "

( گربه دهانش به گوشت نمی رسد ، می گوید چه گوشت تلخی است .)

این ضرب المثل نیز در مورد افرادی یه کار می رود که نمی توانند به خواسته شان برسند و نامطلوب بودن آن خواسته را دلیل بر  دست نیافتن به آن می دانند .

" اونون ایپی نون اوستیندَ ،اودون ییقماق اولماز "

( برروی طناب او نمی شود هیزم جمع کرد . )

این ضرب المثل در مورد عدم اطمینان به افراد دو رو و ریاکار استفاده می شود .

قصه ها و افسانه ها:

قصه ها و داستانهایی که در میان مردم این روستا رواج دارد و اغلب پدر بزرگان و مادر بزرگان برای نوه های خود تعریف می کنند دارای شخصیتهایی خیالی و قهرمانانی اسطوره ای می باشند و معمولا همراه با نکته های اخلاقی بوده و بسیار پند آموز هستند .

این داستانها که با زبان شیرین آذری و اکثراً با شعر گفته می شوند نسبتاً طولانی بوده و مجال بازگو نمودن آنها در این قسمت نیست . اما معروفترین این داستانها که در این روستا بیشتر برای کودکان نقل می شود، همان داستان معروف خاله سوسکه و همچنین داستان سینـــدرلا می باشد که شخصیتهای اصلی این داستانها با نامهای دیگر بوده، ولی مضمون قصه همان مضمون می باشد . مثلاً قصه سیندرلا به قصــــــــه " فاطمه خانم " معروف است .( داستان درباره دختری به نام فاطمه است که به همراه نامادری و خواهران ناتنی خود در روستا زندگی میکند و از زیبایی خاصی برخوردار است . کد خدای روستا که به دنبال همسر مناسبی برای پسر خود میگردد به خانه ی تک تک اهالی روستا میرود. در این میان نامادری فاطمه برای اینکه کدخدا دختر خود او را به همسری پسرش برگزیند و با وجود فاطمه دختر او شانسی در این انتخاب ندارد ، فاطمه را در تنور خانه پنهان میکند و ادامه ی ماجرا به جایی کشیده میشود که در نهایت به ازدواج فاطمه خانم  با پسر کدخدا می انجامد.)

موسیقی :

موسیقی بومی منطقه ، هم در گذشته و هم امروز در وجود " عاشیق ها " خلاصه می شود . عاشیقها  هنرمندانی هستند با کوله باری از غمها و شادی ها که به طور خود ساخته از میان محرومان و ستمدیدگان جامعه برخاسته اند و نیازها و دردهای خــــــویش و تبار خود را با نوای دلنشین " ساز " و در قالب ترانه های اصیل و دلپذیر در مـجالس ، عروسی ها و قهوه خانه ها ترنم می کنند . عاشـــــیق های معاصر آذربایجان ، مالک گنجینه ی بزرگ هنر و ادبـــیات تاریخی اسلاف خویشند . اینان سروده های استادانه و داهیانه خود را همراه با اندیشه های بشر دوستانه و حفظ سنن هنر عاشیقی در میان مردم رواج می دهند و وقت و بی وقت در مجالس عروسی و جشنها حاضر میشوند و هم از این راه ، زندگی روزانه ی خود را تامین می کنند . اکنون در آذربایجان کمتر دهکده ای را می توان یافت که جشنها و عروسیهایشان بدون عاشیق برگزار شود .

حتی در مناطقی که عاشیق نیست فرسنگ ها راه پیموده می شود تا عاشیقی به جشن دعوت شود و مجلس را با سخنان حکمت آموز و ترانه ها و منظومه های دلنشین خود برگزار کند . عاشیق ساز مینوازد . ساز آلتی است شبیه تار، مرکب از نه سیم که به سینه مـــی فشارند و می نــــوازند . نــــام ابتـــدایی و قدیـــمی آن " قوپوز " است که چیزی شبیه کمانچه های کنونی بوده است . اکنون همــراه هر عاشیق کم و بیش یک یا دو " بالا بانچی " (بالا بان زن ) و قاوا لچی ( دایره زن ) نیز هستند که آن را همراهی می کنند . گاهی نیز چند دسته عاشیق یکجا حاضر می شوند و هـــنر نمــــایی می کنند . در روزگـــاران گذشته به این هنرمندان علاوه بر عاشیق ، " وارساق " و " یانشاق " هم می گفتند و به هنر مند ترین و شایسته ترین آنها " دَه دَه " می گفتنــــــــــد که از آن مــــی توان به دَدَه قاســـم " ( قرن 13 ه . ق ) ، " تـــوراب دَدَه " ( قرن 12 ه. ق)  ،"  دَدَه یار "  ( قرن 10 ه. ق ) ، " کرم دَدَه " و مشهور تر از همه " دَ دَه قور قود " اسطوره ای اشاره کرد . ( زنده دل، 1377: ص87) 

مردم این روستا نیز ارادت خاصی به عاشیق ها داشته ودارند و همواره در مراسم جشن و عروسی از آنها دعوت می کنند تا مجالس  خود را با موسیقی دلنشین بومی  برگزار نمایند. البته در این روستا هیچ عاشیقی زندگی نمی کند ، با اینحال  اهالی از وجود آنها بی بهره نمانده و همواره برای برگزاری مراسم عروسی، عاشیقی رااز نقاط دیگر منطقه  دعوت میکنند.

فصل سوم :

مشکلات ، نتایج و پیشنهادات

مشکلات :

انجام تحقیقات میدانی و بالاخص مونوگرافی همواره با مشکلات متعددی همراه است که مانع از پیشبرد مراحل مختلف تحقیق به صورت کافی میگردد.

تحقیق حاضرنیز که به صورت یک تک نگاری یا مونوگرافی روستایی مربوط به روستای ابربکوه می باشد ، از این قاعده مستثنی نبوده وبا موانعی از این دست  روبرو بوده است .

از آنجاییکه مطالعه با این روش مستلزم اقامت به نسبت طولانی در محیط و شرکت در فعالیتهای روزمره ی آنان و مشاهده ی عینی است، یکی از موانع بزرگ در انجام این تحقیق  مشکلات مربوط به رفت و آمد و اقامت در روستا بوده که با توجه به شرایط جوی منطقه ( خصوصا در فصل زمستان که عمده ی مراحل تحقیق در این زمان انجام گرفته ) و همچنین مشغله ی کاری محقق ، امکان چنین اقامت نسبتا طولانی مدتی برای او دشوار بوده است .

  یکی  دیگر از  مشکلات موجود ، عدم همکاری اکثر اهالی در جهت ارائه اطلاعات مورد نیاز خصوصا اطلاعات مربوط به بخش اقتصادی خانوارها می باشد که میتوان دلیل عمده این مساله را  ناآشنا بودن آنها درزمینه انجام  مراحل مختلف اینگونه پژوهشها و تحقیقات و یا شاید وجود نوعی بدبینی در میان آنان نسبت به سوالاتی از این دست دانست که به عنوان مثال باعث گردیده قریب به اتفاق اهالی از پاسخ به سوالاتی چون میزان درآمد خانوار(از بخشهای مختلف کشاورزی،دامداری،باغداری و...)،سهمشان از زمینهای زراعی ،میزان برداشت محصولات، تعداد و انواع دامهایشان و... امتناع  ورزیده ودلیلی برای پاسخ به این سوالات نمی دیدند که در نتیجه این مسئله خود سبب مکفی نبودن اطلاعات مربوط به بخش اقتصادی روستا شده است .

از دیگر مشکلات ، عدم ثبت آمار دقیقی از جمعیت ساکن در روستا طی سالهای گذشته ( سرشماریهای  قبل از سال 1375) می باشد . بعلاوه رقم صحیحی از تعداد مرگ و میر و تولد و همچنین میزان مهاجرت در روستا در آمارنامه های جمعیتی اخیر به ثبت نرسیده که شاید علت عمده   نقصان این آمارهای جمعیتی ، کمبود جمعیت  و همچنین نبود نقشه ی به ثبت رسیده ای از روستا بر روی نقشه های شهری باشد.

نتیجه گیری و پیشنهادات :

ماحصل تحقیق بیانگر این واقعیت است که این روستا علیرغم آب و هوای مناسب و خاک مستعد به جهت مشکلات بزرگ و کوچک ، در حال حاضر تبدیل به روستایی با جمعیت مسن و عاری از جوانان فعال گردیده که منجر به تخریب تدریجی مزارع و خشکی باغات شده است.

شاید کمی توجه مراکز دولتی به تاسیس امکانات و همچنین تشویق به کشاورزی از طریق تضمین خرید محصول و تامین مناسب نیازهای مراحل کشت بتواند این منطقه را به مکانی سرسبز و پویا مبدل سازد که به این ترتیب دیگر شاهد مهاجرت بی رویه نیروی فعال از روستا نباشیم . البته مکمل توجه مذکور بی شک همت، وفاق و همیاری اهالی روستا می باشد ، زیرا یکی از معضلات عمده این روستا  اختلافات قومی بوده که مانع از محقق شدن بسیاری از برنامه های توسعه و آبادانی روستا گردیده است .

همانطور که در طی تحقیق اشاره گردید روستای مذکور در حال حاضر از امکانات بسیاری نسبت به گذشته برخوردار می باشد اما با این وجود هنوز هم دارای  کمبودهایی به لحاظ امکاناتی وخدماتی میباشد که میتوان اهمّ این امکانات را در قالب چند پیشنهاد شامل موارد زیر ارائه نمود :

- احداث درمانگاه و خانه ی بهداشت

- تاسیس مکانی تفریحی و فرهنگی جهت گذران اوقات فراغت و بالا بردن سطح فرهنگی روستاییان( مکانی مانند کتابخانه ، باشگاه ورزشی و...)

- برگزاری کلاسهای آموزشی برای کشاورزان و دامداران در زمینه امور زراعی و دامی جهت بهبود و افزایش محصولات

در پایان ضمن قدر دانی از اهالی محترم روستا به خاطر همراهی و همیاری در انجام مراحل مختلف تحقیق  امیدواریم انجام این مونوگرافی گامی هر چند کوچک و ناچیز باشد در شناسایی این روستا و رفع مشکلات و کمبودهای آن در آینده ی نزدیک

نوشته شده توسط اورابکی لی  | لینک ثابت |

نظرسنجی در مورد روستای ابربکوه شنبه 24 اردیبهشت1390 9:19

نظرات و پیشنهادهای خود در خصوص روستای ابربکوه را بگویید

 

نتایج این نظرسنجی منتشر خواهد شد

نوشته شده توسط اورابکی لی  | لینک ثابت |

شجره نامه و نیاکان ابربکوهی ها دوشنبه 29 فروردین1390 11:19
در این بخش به نیاکان ابربکوهی اشاره می شود  . خاندان هایی که ساکن روستا بوده یا در سایر شهرهای ایران زندگی می کنند . شجره نامه هر یک از اقوام ابربکوهی سینه به سینه به آنان منتقل شده است ولی بصورت مدون گردآوری نشده است . بعضی از خاندان های ابربکوهی دارای ارتباط و اتصال شجره با یکدیگر می باشند و نسبت فامیلی با یکدیگر دارند .در این مجال به بعضی از شجره ها اشاره می شود . پیش بینی می شود عزیزان و همشهریانی باشند که از آنها یاد نشده باشد . ضمن عذرخواهی از آنها در صورت تمایل اعلام تا به این بخش اضافه گردد. همانطور که در جدول ذیل مشاهده می کنیم گستره جمعیتی روستا خیلی وسیع نیست و کم جمعیت می باشد.

نیاکان و اقوام ابربکوهی به ترتیب حروف الفبا

ردیف

ابربکوهی ها

1

آزاد ابربکوه

2

آشنایی ابربکوه

3

اسدی ابربکوه

4

اشرفی ابربکوه

5

اصلانی ابربکوه

6

الهی ابربکوه

7

امانی ابربکوه

8

امینی ابربکوه

9

ایمانی ابربکوه

10

ببری ابربکوه

11

بهلول ابربکوه

12

پور امینی ابربکوه

13

پور تقی ابربکوه

14

پور شاکر ابربکوه

15

پور ولی ابربکوه

16

پیران ابربکوه

17

پیمان ابربکوه

18

تقی زاده ابربکوه

19

تیموری ابربکوه

20

جدی ابربکوه

21

جعفری ابربکوه

22

جنگجو ابربکوه

23

جوان بخت ابربکوه

24

حقی ابربکوه

25

حمیدی ابربکوه

26

حیدری ابربکوه

27

خیری ابربکوه

28

داور ابربکوه

29

درازدست ابربکوه

30

درگاهی ابربکوه

31

دشتی ابربکوه

32

دلاور ابربکوه

33

دولت خواه ابربکوه

34

دولتی ابربکوه

35

رقابی ابربکوه

36

روئین تن ابربکوه

37

روشنی ابربکوه

38

سعیدی ابربکوه

39

سلیمی ابربکوه

40

شایسته ابربکوه

41

شربتی ابربکوه

42

شمشیری ابربکوه

43

شیردل ابربکوه

44

صاحب ابربکوه

45

صادق ابربکوه

46

صبری ابربکوه

47

صبوری ابربکوه

48

صفوی ابربکوه

49

عبادی ابربکوه

50

عیار ابربکوه

51

فتحی ابربکوه

52

فیروزی ابربکوه

53

قلاعی فر ابربکوه

54

کریمی ابربکوه

55

کیانی ابربکوه

56

لطاف ابربکوه

57

لطافت ابربکوه

58

مجد ابربکوه

59

محسنی ابربکوه

60

مستمند ابربکوه

61

مشاوره ابربکوه

62

مطیع ابربکوه

63

موسوی ابربکوه

64

مهرپور ابربکوه

65

میرزایی ابربکوه

66

نصرتی ابربکوه

67

نصیری ابربکوه

68

نظری ابربکوه

69

نوحی ابربکوه

70

نیک نفس ابربکوه

71

نیکنام ابربکوه

72

همرنگ ابربکوه

73

یزدانی ابربکوه

 .

نوشته شده توسط اورابکی لی  | لینک ثابت |

آمار رسمی روستای ابربکوه ( اورابکی ) در اردبیل بدین شرح می باشد :

نام استان

اردبيل

نام شهرستان

اردبيل

نام بخش

مركزی

نام دهستان

غربی

نام آبادی

ابربکوه

وضع طبیعی روستا

دره ای

 

اطلاعات جمعیت

تعداد خانوار

37

جمعيت

211

مرد

106

زن

105

مرد 6 سال وبيشتر

92

زن 6 سال وبيشتر

91

مرد 10 سال و بيشتر

84

زن 10 سال و بيشتر

83

مرد 10-14 ساله

32

زن 10-14 ساله

32

مرد 15-29 ساله

36

زن 15-29 ساله

33

مرد 30-64 ساله

26

زن 30-64 ساله

32

مرد 65 ساله و بيشتر

12

زن 65 ساله و بيشتر

8

زن 65 ساله و بيشتر

8

 

 

سطح سواد

مرد با سواد

73

زن با سواد

53

مرد محصل

20

زن محصل

13

 

اشتغال

مرد شاغل

69

زن شاغل

52

مرد بیکار

3

زن بیکار

0

 

 

ازدواج

دارای همسر

103

بي همسر براثرفوت

5

بي همسر براثرطلاق

0

هرگز ازدواج نكرده

59

 

 

آموزشی فرهنگی ورزشی

دبستان

دارد

مدرسه ی راهنمایی پسرانه

دارد

مدرسه ی راهنمایی دخترانه

ندارد

مدر سه ی راهنمایی مختلط

ندارد

دبیرستان پسرانه

ندارد

دبیرستان دخترانه

ندارد

کتابخانه عمومی

ندارد

مکان ورزشی

ندارد

 

مذهبی

مسجد

دارد

امامزاده

ندارد

سایر اماکن مذهبی مسلمانان

ندارد

اماکن مذهبی سایر ادیان

ندارد

 

سیاسی اداری

شورای اسلامی روستا

دارد

مرکز خدمات جهاد کشاورزی

ندارد

شرکت تعاونی روستایی

ندارد

 

مخابرات و ارتباطات

صندوق پست

ندارد

دفتر پست

ندارد

دفتر مخابرات

دارد

دسترسی عمومی به اینترنت

ندارد

دسترسی به نقلیه عمومی

ندارد

دسترسی به روزنامه و مجله

ندارد

 

نوع راه آبادی

راه زمینی

جاده ی آسفالته

راه آهن

ندارد

راه آبی

ندارد

 

برق آب گاز

برق

دارد

گاز لوله کشی

ندارد

آب لوله کشی

دارد

تصفیه آب

دارد

تلفن

دارد

 

بهداشتی و درمانی

حمام عمومی

دارد

مرکز بهداشتی و درمانی

ندارد

داروخانه

ندارد

خانه ی بهداشت

ندارد

مرکز تسهیلات زایمانی

ندارد

پزشک

ندارد

دندانپزشک

ندارد

دندانپزشک تجربی یا دندانسازی

ندارد

بهیار یا مامای روستایی

ندارد

بهداشتیار

ندارد

بهورز

ندارد

دامپزشک

ندارد

تکنسین دامپزشکی

ندارد

 

بازرگانی و خدمات

فروشگاه تعاونی

ندارد

بقالی

دارد

نانوایی

دارد

گوشت فروشی

ندارد

قهوه خانه

ندارد

بانک

ندارد

تعمیرگاه ماشین آلات کشاورزی

ندارد

 

 

 

نوشته شده توسط اورابکی لی  | لینک ثابت |

آمار کشور بازديدکننده ها

رتبه

کشور

درصد

1

ج. ا. ايران

91.01%

2

آمريکا

5.21%

3

بلژيک

0.57%

4

نروژ

0.57%

5

کانادا

0.57%

6

سوئد

0.57%

7

اوکراين

0.57%

8

آلمان

0.28%

9

عراق

0.28%

10

ژاپن

0.28%

بقيه کشورها

0%

مجموع

100%

 

جالب است است که در هر همین زمان کوتاهی که از ایجاد سایت ابربکوه می گذرد مخاطبانی از کشور های مختلف مانند امریکا ، کانادا ، آلمان ، کویت ، روسیه ، بلژیک ، و نروژ داشته است . این توجیهی برای ایجاد سایت های مختلف در جهت معرفی روستاهای اردبیل و شهرهای استان اردبیل می باشد که تنها با کمک همشهریان و هم استانی های عزیز میسر خواهد شد.

در پایان این مطلب لازم است حلول عید نوروز سال ۱۳۹۰ را به تمام ابربکوهی هایی ، اردبیلی ها و همه ایرانیان عزیز در سراسر جهان تبریک بگوییم . اگر در تعطیلات نوروز برنامه سفر به اورابکی دارید آرزوی بهترین و شادترین لحظات را داشته و یادآور می شویم  رعایت مسائل زیست محیطی و آسیب نرساندن به طبیعت سبز اردبیل را فراموش نکنیم . تا درودی دیگر بدرود

نوشته شده توسط اورابکی لی  | لینک ثابت |

عکس هایی از ابربکوه یکشنبه 2 خرداد1389 14:55

معرفی ابربکوه - اورابکی - بدون عکس لطفی ندارد ،  عکس هایی در سایت قرار می گیرد تا زیبایی های این دهکده بکر را ببینیم . شما هم می توانید عکس های برگزیده خود از اورابکی را ارسال کنید.

تصاویری از روستای ابربکوه

نوشته شده توسط اورابکی لی  | لینک ثابت |

درباره اردبیل چهارشنبه 8 اردیبهشت1389 15:59

به نام خدا ، سلام به شما خواننده عزیز ، از مدتها قبل راجع به اردبیل مطالعه کرده ایم ، سرزمین اجدادیمان ، واقعیتش نسبت به اردبیل علاقه خاصی داشته و خود را متعلق به آنجا می دانیم .اینک صفحه ای جدید در هزارتوی دنیای اینترنت به نام اردبیل و ابربکوه باز می کنیم.

 

اردبیل

اردبیل از شهرهای باستانی و تاریخی است . اردبیل از سردترین شهرهای ایران می باشد . اردبیل در ۵۹۱ کیلومتری تهران و ۲۱۹ کیلومتری تبریز و جمعیت این شهر ۴۱۲٬۶۶۹ نفر است.

وجه تسمیه نام اردبیل

نام قدیمی اردبیل( ardebil , ardabil ) آرتاویل بوده artavil و ریشه اوستایی دارد. از ترکیب دو کلمه «آرتا» به‌ معنی مقدس و «ویل» به معنی جایگاه تشکیل شده ‌است. امروزه در مناطق تالش نشین ، هنوز هم به اردبیل، «آردویل» می‌گویند که معنی «شهر مقدس» را می‌دهد. اردبیل در طول تاریخ، به نام‌های گوناگونی ازجمله «دارالارشاد»، «دارالملک»، «دارالعرفان»، «دارالامان» و «شهر مقدس» ملقب بوده‌است.

اردبیل حدود ۵۰۰۰ سال قدمت دارد. در لوحه‌های گلی سومریان به صورت آرتا یا آراتتا ثبت گردیده ‌است زمان بنی عباس مرکز قیام بابک خرمدین بوده‌ است. در سال ۶۱۸ هجری مورد حمله مغولان قرار گرفت. اردبیل در زمان صفویان به اوج اعتبار ، عزت، و عظمت خود رسید.

 در شاهنامه فردوسی در داستان سیاوش نام اردبیل آمده ‌است:

چو آگاهی آمد به بهرام‌شاه          که خاقان به مرو است چندان سپاه

همی راند لشکر چو تزکوه سیل    به آمل گذشت از ره اردبیل

نخستین کتابخانه در اردبیل در قرن ۸ یعنی حدود ۶۰۰ سال پیش  به‌همت شیخ صدرالدین موسی ، فرزند شیخ صفی الدین اردبیلی ، در جوار آرامگاه پدرش جهت استفاده عموم ایجاد شد.

 

اردبیل سرزمین عارفان

اردبیل شهر دارالارشاد ، خاستگاه مذهب تشیع ، پایتخت عشق به خاندان عصمت و طهارت (ع) چهره هایی تابناک به عنوان مظاهر عرفان، ایمان، معنویت وفضیلت را درطول تاریخ پرافتخار خود پرورش داده است .
محلات و کوچه های قدیمی آن با نام پیران و عارفان وارسته مزین شده است و نور سبز مناره های مساجد و امام زاده هایش راهنمای پرجاذبه ای برای پیرمردان ، پیرزنان، جوانان، نوجوانان و حتی کودکان معصوم برای رفتن به این مکانهای مقدس است.
در حالیکه امواج تداخلات فرهنگی در دنیایی که به واسطه پیشرفتهای حاصله در تبادل سریع اطلاعات و ارتباطات، فرهنگهای اصیل را مورد هجوم خود قرار داده است هنوز در گوشه وکنار اردبیل زندگی مذهبی ساده و سالم مردم این سرزمین تاریخی، آرامش واقعی را به تصویر می کشد .

هر گامی که در کوچه و پس کوچه های قدیمی اردبیل بر می داریم فضای حاکم بر این گذرگاه ها از دربهای چوبی پرنقش و نگار و مزین شده با کاشی هایی که روی آنها لفظ جلاله بسم الله نقش بسته است گرفته تا نام های قدیمی این کوچه ها نوعی احساس آرامش معنوی به انسان دست می دهد.
در گذر از این محلات ناخودآگاه تصویری از گذشته پر رمز و راز، مذهب و تاریخ اصیل و انسانهایی که این محلات سالها محل گذر و زندگی آنان بوده است در ذهن انسان نقش می بندد.
هر یک از آجرهای قرمز رنگی که از چینش منظم آنها روی هم بناهای قدیمی اردبیل شکل یافته اند با زبان بی زبانی حکایت می کنند که این خانه ها زمانی محل سکونت انسانهایی وارسته، عارفان و یا پیروان و مریدان آنان بوده اند.
بسیاری از محلات شهر اردبیل با وجود گذشت چندین قرن از زمان نامگذاری آنها هنوز نیز با پسوندها و پیشوندهای شاه و پیر خوانده می شوند و در بعضی از این محلات مساجد و تکایایی وجود دارند که به اعتقاد مردم به لحاظ دفن عارفان و شخصیتهای برجسته مذهبی در آنها و یا اینکه این افراد در محلات مزبور سکونت می کرده اند، مورد احترام هستند.
وجود محلات قدیمی اردبیل مانند اقلیم شاه، چراغعلی شاه، کلبعلی شاه، رحمن شاه، سلیمان شاه، عبدالله شاه، معصوم شاه و زینال شاه و نیز پیر زرگر، پیر عبدالملک، پیر شمس الدین، پیر مادر، پیر سحران و پیر ابوسعید حکایت از آن دارد که این شهر از گذشته های دور محل زندگی و سکونت عارفان، سالکان و انسانهای برجسته ای بوده است.
اردبیل برای سالهای متمادی مرکز سکونت عرفا و صوفیان بوده است و بطور قطع تصوف و عرفان با شروع حکومت صفویه وارد این شهر نشده و بلکه از سالها قبل در اردبیل رواج داشته است و شیوخ و عرفای بزرگی در اردبیل سکونت داشته اند که مزار آنان محل زیارت رهروانشان و از جمله خود شیخ صفی الدین اردبیلی بوده است.
محیط عرفانی آن روز اردبیل در پیدایش روح تصوف در شیخ صفی الدین اردبیلی تاثیر انکار ناپذیری داشته است و عبادت و گوشه نشینی این عارف ربانی در مقبره پیرمیندیشین، پیر گنجه بگول و پیرابوسعید در رسیدن او به کمال معنوی و پختگی نفسانی عامل موثری بوده است.
در زمان حاضر از حالات و شخصیتهای عرفانی بزرگ آن دوران اطلاع کافی در دست نمی باشد و قبور و محل دفن اکثر آنان نیز به غیر از چند نفر ناشناخته می باشد و گذشت زمان صفحه تاریکی روی آنها کشیده است.

 

بقعه شیخ صفی الدین اردبیلی در مرکز شهر اردبیل - خیابان عالی قاپو

 

 

 

 

گردنه حیران در ۳۰ کیلومتری اردبیل مسیر آستارا به اردبیل

 

 

گردنه حیران مسیر اردبیل به آستارا - منطقه مرزی ایران و جمهوری آذربایجان

نوشته شده توسط اورابکی لی  | لینک ثابت |